snaffle

/ˈsnæfəl//ˈsnæfəl/

معنی: لجام، میخ طویله وزنجیر، با میخ طویله و زنجیر بستن، دزدیدن، سرقت کردن
معانی دیگر: (اسب) افسار، دهنه و افسار، افسار زدن(به)، مهار کردن، می  طویله وزنجیر، با می  طویله وزنجیر بستن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: a horse's bit that has two bars with a center joint, and rings on either end to which the cheek strap and rein are secured.
مشابه: bit
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: snaffles, snaffling, snaffled
• : تعریف: to equip or control (a horse) with a snaffle.
مشابه: bit

جمله های نمونه

1. Michael Stich then proceeded to snaffle the $2 million first prize.
[ترجمه گوگل]سپس مایکل استیچ به گرفتن جایزه اول 2 میلیون دلاری پرداخت
[ترجمه ترگمان]سپس مایکل Stich ۲ میلیون دلار جایزه اول را پرداخت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. I managed to snaffle a couple of biscuits.
[ترجمه گوگل]موفق شدم چند تا بیسکویت بجوشم
[ترجمه ترگمان] تونستم چند تا بیسکوییت آماده کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Shall we snaffle some of Bernard's sherry?
[ترجمه گوگل]کمی از شری برنارد را بنوشیم؟
[ترجمه ترگمان]اجازه می دهید چند تا از شری ویل را بکشیم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Generally, a snaffle will be required for family horse, riding club horse and novice riding.
[ترجمه گوگل]به طور کلی، برای اسب خانوادگی، اسب کلوپ سواری و اسب سواری تازه کار نیاز به اسناف است
[ترجمه ترگمان]به طور کلی برای اسب خانواده، اسب سواران و سواری تازه کار مورد نیاز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He worked the snaffle between the p'tar's huge yellow teeth, then hauled to bring the animal out of the stall.
[ترجمه گوگل]او اسناف را بین دندان های زرد رنگ بزرگ پتار کار کرد، سپس آن را کشید تا حیوان را از طویله بیرون آورد
[ترجمه ترگمان]او snaffle را بین دندان های زرد بزرگ p کار کرد و بعد، حیوان را کشید تا حیوان را از توالت بیرون بکشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Snaffle loafers reduced from £61 to £4 Ankle boots £71 to £5
[ترجمه گوگل]چکمه های اسنافل از 61 پوند به 4 پوتین نیم بوت 71 پوند به 5 پوند کاهش یافت
[ترجمه ترگمان]کفش های راحتی Snaffle از ۶۱ پوند تا ۴ هزار پوند به قیمت ۵ پوند به ۵ پوند کاهش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Don't forget to snaffle a snack mid - afternoon, to maintain your glucose levels.
[ترجمه گوگل]فراموش نکنید که در اواسط بعد از ظهر یک میان وعده بخورید تا سطح گلوکز خود را حفظ کنید
[ترجمه ترگمان]فراموش نکنید که یک اسنک در اواسط بعد از ظهر بخورید تا سطح گلوکز خود را حفظ کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Some are devout; others snaffle the odd beer or marijuana spliff.
[ترجمه گوگل]برخی عابد هستند; دیگران آبجو یا ماری جوانا عجیب و غریب را می‌نوشند
[ترجمه ترگمان]برخی از آن ها معتقد هستند؛ برخی دیگر آبجو یا ماری جوانا عجیب و غریب را ترجیح می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. A whip for a horse, and a snaffle for an ass, and a rod for the back of fools.
[ترجمه گوگل]تازیانه برای اسب و چنگال برای الاغ و میله برای پشت احمقان
[ترجمه ترگمان]یک شلاق برای یک اسب و یک شلاق برای یک الاغ و یک چوب برای پشت حماقت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه گوگل]ای کاش می توانید از فرهنگ لغت جملات آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Or snaffle a sandwich while sending a few personal emails and checking the price of a week in Istanbul?
[ترجمه گوگل]یا در حین ارسال چند ایمیل شخصی و بررسی قیمت یک هفته در استانبول، ساندویچ بنوشید؟
[ترجمه ترگمان]یا در هنگام ارسال چند ایمیل شخصی و چک کردن قیمت یک هفته در استانبول، یک ساندویچ بزنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. In China anxious buyers queue to snaffle yet-to-be-built apartments.
[ترجمه گوگل]در چین، خریداران مضطرب در صف بستن آپارتمان‌هایی هستند که هنوز ساخته نشده‌اند
[ترجمه ترگمان]در چین در صف خریداران نگران در حال ساخت آپارتمان های چند منظوره هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. You can stint yourself of quite a few things, if it ultimately means you snaffle yourself something really worth having.
[ترجمه گوگل]اگر در نهایت به این معناست که چیزی واقعاً ارزش داشتن را برای خود قاطی می‌کنید، می‌توانید از چیزهای زیادی محروم شوید
[ترجمه ترگمان]اگر در واقع به این معنی است که برای خودت ارزش قائل شدن چیزی را داری که ارزش آن را داشته باشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The main contact with the horse's mouth must be through the snaffle bit.
[ترجمه گوگل]تماس اصلی با دهان اسب باید از طریق لقمه اسنافل باشد
[ترجمه ترگمان]تماس اصلی با دهان اسب باید از طریق the باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Dozens of Chinese tourists wearing orange, maroon and even tartan hats brush each other aside as they try to snaffle the best spots to photograph an ancient headstone.
[ترجمه گوگل]ده‌ها گردشگر چینی با کلاه‌های نارنجی، قهوه‌ای و حتی تارتان، یکدیگر را کنار می‌زنند و سعی می‌کنند بهترین مکان‌ها را برای عکاسی از یک سنگ قبر باستانی کشف کنند
[ترجمه ترگمان]در حالی که سعی می کنند از بهترین نقاط برای عکاسی از سنگ قبر قدیمی استفاده کنند، ده ها تن از گردشگران چینی که نارنجی، خرمایی و حتی کلاه های tartan به تن دارند یکدیگر را کنار می زنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

لجام (اسم)
snaffle, bit, line, rein

میخ طویله و زنجیر (اسم)
snaffle

با میخ طویله و زنجیر بستن (فعل)
snaffle

دزدیدن (فعل)
abduct, rob, steal, embezzle, despoil, filch, snaffle, peak, pick, prig, poach, picaroon, spoliate, rifle, thieve, purloin

سرقت کردن (فعل)
abduct, rob, steal, snaffle, commit larceny, commit theft, housebreak, lift, nobble, thieve

به انگلیسی

• snaffle bit, bit made up of two pieces jointed in the middle
restrain a horse with a snaffle bit; steal, pilfer (british slang)

پیشنهاد کاربران

قاپیدن, تصاحب کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما