stardom

/ˈstɑːrdəm//ˈstɑːdəm/

معنی: ستارگی، ستاره شدن سینما وغیره
معانی دیگر: ستارگان سینما، چهره های درخشان، اشخاص برجسته
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: the status of a star or celebrity.
مشابه: celebrity, fame

- overnight stardom
[ترجمه ترگمان] ستاره شدن شبانه
[ترجمه گوگل] ستاره شبانه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- movie stardom
[ترجمه ترگمان] ستاره شدن فیلم
[ترجمه گوگل] ستاره فیلم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: stars or celebrities, as in films, sports, and the like, collectively.

جمله های نمونه

1. Her number one single shot her to stardom.
[ترجمه ترگمان]تنها یک نفر او را به ستاره تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]شمار او یک بار او را به ستاره پرتاب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. From childhood, Britney Spears seemed destined for stardom.
[ترجمه ترگمان]از کودکی، بریتنی اسپیرز (Britney Spears)به نظر می رسید که ستاره هاست
[ترجمه گوگل]از دوران کودکی، بریتنی اسپیرز به نظر می رسید که برای ستاره شناخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The movie catapulted him to international stardom.
[ترجمه ترگمان]این فیلم او را به ستاره بین المللی تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]این فیلم او را به ستاره بین المللی سوق داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Beatty rocketed to stardom after his first film.
[ترجمه ترگمان](بیتی)بعد از اولین فیلمش به ستاره نزدیک شد
[ترجمه گوگل]بیتی پس از اولین فیلمش به عنوان ستاره شناخته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They leapt to stardom with their first record.
[ترجمه ترگمان]آن ها به سرعت با اولین رکورد خود برنده شدند
[ترجمه گوگل]آنها با رکورد اولشان به ستارگان کشیده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He mocked at her hopes of stardom. sentence dictionary
[ترجمه ترگمان]او امیدهای خود از ستاره شدن را به سخره گرفت فرهنگ لغت
[ترجمه گوگل]او با امیدواری به ستاره ای گول زد فرهنگ لغت جمله
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. She was plucked from obscurity to instant stardom.
[ترجمه ترگمان]او از تاریکی به حال stardom درآمده بود
[ترجمه گوگل]او از مبهم به ستاره فوری پرتاب شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The child was coached for stardom by her mother.
[ترجمه ترگمان]کودک برای ستاره شدن توسط مادرش مربی شده بود
[ترجمه گوگل]کودک برای مادربزرگش مربیگری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He was groomed for stardom by his rock-singer father.
[ترجمه ترگمان]او توسط پدر خواننده راک خود برای ستاره شدن آماده شده بود
[ترجمه گوگل]او توسط پدر سنگ خواننده اش به عنوان ستاره شناخته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The film propelled her to stardom.
[ترجمه ترگمان]فیلم او را به ستاره تبدیل کرد
[ترجمه گوگل]این فیلم او را به ستاره پرتاب کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. She dreamed of reaching the dizzy heights of stardom.
[ترجمه ترگمان]رویای رسیدن به قله های سرسام انگیز ستاره را در سر میپروراند
[ترجمه گوگل]او از رسیدن به ارتفاع سرگیجه ستارگان رویا خوابید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. She rose from obscurity to stardom.
[ترجمه ترگمان]از تاریکی به stardom، از جا برخاست
[ترجمه گوگل]او از نا آشنا به ستاره ای بزرگ پدیدار شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. She shot to stardom in a Broadway musical.
[ترجمه ترگمان]او برای معروف شدن در موسیقی برادوی به stardom رفت
[ترجمه گوگل]او در موسیقی برادوی به عنوان ستاره ای شلیک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. In spite of his overnight stardom he still manages to keep his feet on the ground.
[ترجمه ترگمان]با وجود of شبانه، هنوز هم می تواند پاهایش را روی زمین نگه دارد
[ترجمه گوگل]با وجود ستارگان شش ماهه اش، او همچنان می تواند پای خود را روی زمین نگه دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Ellen shot to stardom as a model last year.
[ترجمه ترگمان]\"الن\" سال گذشته به عنوان یک مدل موفق به ستاره شدن شد
[ترجمه گوگل]الن به عنوان یک مدل در سال گذشته شلیک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ستارگی (اسم)
stardom

ستاره شدن سینما و غیره (اسم)
stardom

به انگلیسی

• fame, state of being a star; professional performers as a group
stardom is the state of being a film star, rock star, etc.

پیشنهاد کاربران

شهرت
آوازه
⁦✔️⁩ستاره ( موسیقی، سینما و غیره ) شدن

Cheryl's music careeris OVER as ex - popstar gives up hopes of 💥stardom

TheSun. co. uk@
shoot/rise/zoom to stardom
به شهرت رسیدن
شهره ی شهر شدن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما