trimester

/traɪˈmestər//traɪˈmestə/

معنی: دوره سه ماهه، در حدود سه ماه
معانی دیگر: (امریکا - برخی دانشگاه ها) هر یک از سه دوره ی سال تحصیلی، نیم سال، ثلث، دوره ی سه ماهه، تری مستر، یک چهارم سال
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
مشتقات: trimestral (trimestrial) (adj.)
(1) تعریف: a period of three months.
مشابه: quarter

(2) تعریف: one of three terms into which a school year is sometimes divided.

جمله های نمونه

1. the first trimester of the academic year
ثلث اول سال تحصیلی

2. The second trimester is generally the easiest part of a pregnancy.
[ترجمه گوگل]سه ماهه دوم به طور کلی ساده ترین بخش بارداری است
[ترجمه ترگمان]سه ماهه دوم به طور کلی ساده ترین بخش بارداری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We do not agree, however, that the trimester approach is necessary to accomplish this objective.
[ترجمه گوگل]با این حال، ما موافق نیستیم که رویکرد سه ماهه برای دستیابی به این هدف ضروری است
[ترجمه ترگمان]با این حال، ما موافق نیستیم که رویکرد آخر برای رسیدن به این هدف ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Abortions after the first trimester cost considerably more than those within the first twelve weeks.
[ترجمه گوگل]سقط جنین بعد از سه ماهه اول بسیار بیشتر از سقط جنین در دوازده هفته اول است
[ترجمه ترگمان]بعد از سه ماهه اول، به طور قابل توجهی بیش از ۱۲ هفته اول طول می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Wish you can benefit from our online sentence dictionary and make progress day by day!
[ترجمه گوگل]ای کاش می توانید از فرهنگ لغت جملات آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه ترگمان]ای کاش شما می توانید از فرهنگ لغت آنلاین ما بهره مند شوید و روز به روز پیشرفت کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. When the self-imposed first trimester gag rule was lifted, and we were still giddy and stunned, we shared possible name ideas, believing it was a harmless exercise.
[ترجمه گوگل]وقتی قانون سه ماهه اول خود تحمیلی برداشته شد، و ما هنوز گیج و مبهوت بودیم، ایده‌های احتمالی نام را به اشتراک گذاشتیم، و معتقد بودیم که این یک تمرین بی‌ضرر است
[ترجمه ترگمان]هنگامی که ابتدا قانون وضع مالیات خود را برداشته بود، و ما هنوز گیج و گیج بودیم، ایده های نام ممکن را به اشتراک گذاشتیم، اعتقاد بر این که این یک تمرین بی ضرر بوده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. During the first trimester, your sex life can remain as active as it has always been.
[ترجمه گوگل]در طول سه ماهه اول، زندگی جنسی شما می تواند مانند همیشه فعال باقی بماند
[ترجمه ترگمان]در طول سه ماهه اول، زندگی جنسی شما می تواند به همان اندازه فعال باقی بماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. First trimester bleeding may signal a possible miscarriage or ectopic pregnancy.
[ترجمه گوگل]خونریزی سه ماهه اول ممکن است نشانه سقط جنین یا حاملگی خارج از رحم باشد
[ترجمه ترگمان]در ابتدا، خونریزی در سه ماهه اول ممکن است باعث سقط جنین و یا بارداری ناخواسته شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. No data have been published on trimester teratogenic risk with ondansetron.
[ترجمه گوگل]هیچ اطلاعاتی در مورد خطر تراتوژنیک سه ماهه با اندانسترون منتشر نشده است
[ترجمه ترگمان]هیچ داده ای در رابطه با ریسک teratogenic سه ماهه با ondansetron منتشر نشده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. PIBF protein is present in human first trimester and term placenta. Double immunofluorescence labelling localised PIBF to the extra villous cytotrophoblast.
[ترجمه گوگل]پروتئین PIBF در سه ماهه اول و جفت ترم انسان وجود دارد برچسب زدن ایمونوفلورسانس مضاعف، PIBF را به سیتوتروفوبلاست اضافی پرز موضعی کرد
[ترجمه ترگمان]پروتئین PIBF در سه ماهه اول انسان و جفت جفت وجود دارد با برچسب زدن به PIBF محلی به the villous اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Towards the end of the first trimester, your fetus is so large that filled the entire uterus, if you gently touching the upper edge of your pubic bone, you will touch the uterus.
[ترجمه گوگل]در اواخر سه ماهه اول، جنین شما آنقدر بزرگ است که تمام رحم را پر کرده است، اگر به آرامی لبه بالایی استخوان شرمگاهی خود را لمس کنید، رحم را لمس خواهید کرد
[ترجمه ترگمان]در اواخر سه ماه اول، جنین تو انقدر بزرگ است که تمام رحم را پر کرده، اگر به آرامی قسمت بالای استخوان your را لمس کنی، تو رحم را لمس خواهی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Many students arrange internships or work-study placements during the second trimester.
[ترجمه گوگل]بسیاری از دانشجویان دوره های کارآموزی یا کارآموزی را در طول سه ماهه دوم ترتیب می دهند
[ترجمه ترگمان]بسیاری از دانشجویان دوره انترنی و یا محل کار را در طول سه ماهه دوم ترتیب می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Preeclampsia is a potentially fatal condition that usually strikes in the last trimester of pregnancy.
[ترجمه گوگل]پره اکلامپسی یک بیماری بالقوه کشنده است که معمولا در سه ماهه آخر بارداری رخ می دهد
[ترجمه ترگمان]preeclampsia یک شرط بالقوه مهلک است که معمولا در طول سه ماهه آخر بارداری مورد حمله قرار می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. They also observed a maternal hypoglycaemic response in their subjects in the third trimester.
[ترجمه گوگل]آنها همچنین پاسخ هیپوگلیسمی مادر را در آزمودنی های خود در سه ماهه سوم مشاهده کردند
[ترجمه ترگمان]آن ها همچنین واکنش hypoglycaemic مادری را در کلاس سوم از سه ماهه سوم نیز مشاهده کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Coelocentesis may be suitable for prenatal diagnosis in the first trimester.
[ترجمه گوگل]کولوسنتز ممکن است برای تشخیص قبل از تولد در سه ماهه اول مناسب باشد
[ترجمه ترگمان]Coelocentesis ممکن است برای تشخیص قبل از تولد در سه ماهه اول مناسب باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دوره سه ماهه (اسم)
trimester

در حدود سه ماه (اسم)
trimester

به انگلیسی

• period of three months; one of the three terms of pregnancy; one of three terms of an academic year

پیشنهاد کاربران

دوره ی سه ماهه ( در دوران بارداری )
noun
[count]
1 : a period of three months; especially : one of three periods into which a woman's pregnancy is often divided
development in the first/second/third trimester
2 US : one of three periods into which an academic year is sometimes divided — compare quarter, semester, term

برای بارداری زیاد بکار میره

مثلا in my swcond trimester
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما