plunder

/ˈpləndər//ˈplʌndə/

معنی: یغما، تاراج، غارت، چپاول، غارتگری، غنیمت، چاپیدن، غارت کردن
معانی دیگر: تاراج کردن، چپاول کردن، به یغما بردن، به غنیمت بردن، لاشیدن، اختلاس کردن، هپرو کردن، بالا کشیدن، مال غارت شده، (جمع) غنایم، (محلی) اموال شخصی، متعلقات شخصی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: plunders, plundering, plundered
(1) تعریف: to steal (goods), esp. by force.
مترادف: despoil, pillage, rob, sack
مشابه: foray, harry, liberate, loot, maraud, pirate, raid, ransack, steal

- The soldiers plundered food and valuables.
[ترجمه محمود چهارمیری] سربازان غذا و اشیای قیمتی را غارت کردند.
|
[ترجمه گوگل] سربازان مواد غذایی و اشیاء قیمتی را غارت کردند
[ترجمه ترگمان] سربازان غذا و اشیای قیمتی خود را غارت کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to steal goods from.
مترادف: raid, rob, steal, thieve
مشابه: despoil, liberate, loot, pillage, pirate, sack

- The thieves plundered the tiny village.
[ترجمه گوگل] دزدها روستای کوچک را غارت کردند
[ترجمه ترگمان] دزدان دهکده کوچک را غارت می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل ناگذر ( intransitive verb )
• : تعریف: to take goods by force.
مترادف: pillage, rob, steal
مشابه: forage, loot, maraud, raid, thieve
اسم ( noun )
مشتقات: plunderable (adj.), plunderous (adj.), plunderer (n.)
(1) تعریف: the wrong or unlawful taking of goods.
مترادف: depredation, despoliation, looting, pillage, rapine, raven, robbery, sack
مشابه: loot, piracy, seizure, thievery

(2) تعریف: stolen goods.
مترادف: booty, loot, pillage, sack, swag
مشابه: spoils

جمله های نمونه

1. The invaders plunder at no allowance.
[ترجمه محمود چهارمیری] مهاجمان بدون اجازه غارت می کنند.
|
[ترجمه گوگل]مهاجمان بدون اجازه غارت می کنند
[ترجمه ترگمان]مهاجمان بدون هیچ گونه پول دزدی غارت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Henry's army returned loaded down with plunder.
[ترجمه گوگل]ارتش هنری با غارت و غارت بازگشت
[ترجمه ترگمان]ارتش هنری با غنایم پر شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The thieves hid their plunder in the woodshed.
[ترجمه گوگل]دزدها غارت خود را در جنگل پنهان کردند
[ترجمه ترگمان]دزدها plunder را در انبار هیزم پنهان کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The army returned loaded down with plunder.
[ترجمه گوگل]لشکر با غارت و غارت برگشتند
[ترجمه ترگمان]ارتش با غارت بار به راه افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. She faces charges of helping to plunder her country's treasury of billions of dollars.
[ترجمه گوگل]او با اتهام کمک به غارت میلیاردها دلار خزانه کشورش مواجه است
[ترجمه ترگمان]او با اتهامات کمک به غارت خزانه کشور خود با میلیاردها دلار مواجه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The thief disgorged his plunder.
[ترجمه گوگل]دزد غارت خود را پاره کرد
[ترجمه ترگمان]دزد به دزدی پرداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Plunder is the very nature of imperialism.
[ترجمه گوگل]غارت ماهیت امپریالیسم است
[ترجمه ترگمان]plunder طبیعت امپریالیسم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. They loaded the carts with plunder.
[ترجمه گوگل]گاری ها را با غارت بار کردند
[ترجمه ترگمان]ارابه ها را با غارت بار می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The thieves hid their plunder in the cave.
[ترجمه گوگل]دزدها غارت خود را در غار پنهان کردند
[ترجمه ترگمان]دزدها plunder را در غار پنهان کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. We need to put a stop to the plunder of the rain forest.
[ترجمه گوگل]ما باید جلوی غارت جنگل های بارانی را بگیریم
[ترجمه ترگمان]ما باید جلوی غارت جنگل باران را بگیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Because of it they simply could not plunder on ahead without thinking.
[ترجمه گوگل]به همین دلیل آنها به سادگی نمی توانستند بدون فکر کردن پیشاپیش غارت کنند
[ترجمه ترگمان]به خاطر آن، به سادگی نمی توانستند بدون فکر به آن راه بروند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He would risk his life any time for plunder.
[ترجمه گوگل]او هر لحظه برای غارت جان خود را به خطر می انداخت
[ترجمه ترگمان]هر وقت برای دزدی حاضر می شد جان خود را به خطر می انداخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. His long throw allowed Chris Kiwomya to plunder the opening goal after 56 minutes.
[ترجمه گوگل]پرتاب بلند او به کریس کیوومیا اجازه داد تا در دقیقه 56 دروازه افتتاحیه را غارت کند
[ترجمه ترگمان]پرتاب بلند مدت او به کریس Kiwomya اجازه داد تا پس از ۵۶ دقیقه دروازه باز را غارت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Plunder thus became an instrument of state.
[ترجمه گوگل]بنابراین غارت به ابزار دولت تبدیل شد
[ترجمه ترگمان]در نتیجه plunder آلت دست دولت شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

یغما (اسم)
spoil, ravage, sack, booty, pillage, plunder, despoliation

تاراج (اسم)
theft, spoil, desolation, pillage, plunder, loot, foray

غارت (اسم)
rapine, robbery, incursion, pillage, plunder, despoliation, loot, plunderage, rip-off

چپاول (اسم)
raven, plunder, loot, foray, spoliation, ravin

غارتگری (اسم)
robbery, incursion, ransack, sack, pillage, plunder, sacking, marauding, plundering, pillaging

غنیمت (اسم)
spoil, prize, trophy, plunder

چاپیدن (فعل)
rob, hurry, harry, plunder, loot, fleece

غارت کردن (فعل)
rob, despoil, harry, ravage, ransack, sack, harrow, raven, pillage, plunder, pirate, loot, foray, maraud, spoliate, reave

به انگلیسی

• loot, spoils; pillaging, stealing; robbing; embezzlement, fraud
steal, rob, pillage; embezzle, defraud
if someone plunders a place or plunders things from a place, they steal things from it using force; a literary use.
plunder is the activity of stealing property from people or places.
plunder is also stolen property; a literary use.

پیشنهاد کاربران

غارت کردن
غارت - چپاول - یغما
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما