پیشنهاد‌های لیلا ( مترجم) (١٢٦)

بازدید
٣١٢
تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد

در زبان ترکی شیل تلفظ میشه، به معنی چلاق، لنگ

پیشنهاد
٠

کنایه از کار بیهوده کردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کار بیهوده کردن: - لیک چه حاصل که باد می پیمودم و آب به غربال می کردم. - آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

سیر شدن، اشباع شدن: - دست درازش بر ستم کوته نخواهد شد مگر آنگاه که طوفان آزش به سیرایی فرو بنشیند. * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکاف و پناهگاهی در کوه : - که کوبش آهن و دنگ دنگِ سنگ پژواکی در مغاره ی ما افکند . * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ویرانگر

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همتایان: - مرد را آن بهتر که جفت از همالان خود برگزیند. * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مورد لعن بودن: - این آوارگی و ملعنت را آیا انجامی هست؟ * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بارهای بسیار: - نه از موسم زمستان خبر داشتند و نه از تابستان و باربار میوه هایش * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کنگره ی مینا، طاق آسمان: کاخ مکر است درین کنگره ی مینا چاه مرگ است درین مسیرگه خرم * پروین اعتصامی

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نکته سنج

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قربانیان همه چشم انتظار کار مانده اند تا این شادمانی نابیوسان را سپاس گویند. * آیسخولوس ، عبدالله کوثری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کوه آبه، موج یا سیل خروشان

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

من در مورد معنی کلمه با نظر جناب حکیم زاده موافقم: کشتی حیات آدمی به باد مساعد پیش می راند به ناگاه در کام کوه آبه ها خواهد افتاد. * از کتاب آیسخ ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کهن، دیرنده

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کهن؛ و آکنده از هراس، این دیرنده سرزمین * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آزارنده، مخالف جانفزای: از چیست که این سرود جانگزای را با کلماتی چنین شوم سرکرده ای؟ * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حامله شدن؛ آیا چندان تن دردادی که از او فرزند بارگیری؟ * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اوباش

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سرزنشگر: راستی را که تو هماره بیغاره جوی بودی و رسم دوستی نیازمودی. * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آویزان: اکنون بر این بلندی بمان، آونگان و باد در سر. * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محکم، به زور : آن میخ ها به نیرو بکوب چندان که می توانی. * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

فریب، حیله: چنان تا دریابد که زیرکی و دغایش پیش زئوس به چیزی نمی ارزد. * آیسخولوس، عبدالله کوثری

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گله ، بز و گوسفندان: چو گرگ حیله گر اندر لباس چوپان شد شبان بگوی که تا چشم پوشد از اغنام *پروین اعتصامی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کهنه ، کهن، نیمدار؛ مگو هر که کهن جامه شد ز علم تهی ست که خاص نیز بسی هست در میان عوام *پروین اعتصامی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خودخواهی: به حرص و آز مبر فرصت عزیز به سر به جهل و عجب مکن عمر بی بدیل تمام *پروین اعتصامی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حداقل اینجا نباید پیام های مغایر فرهنگ و ادب دیده بشه.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مدیر محترم نظارتی بر پیام های بعضی از دوستان نیست؟

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پایه، بنیاد، اساس: باشد که آفتابِ آسمان جز بیخ راستی به خاک نپرورد. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نظر شخصی من: فزاینده، پر برکت اکنون به درگاه آن خدایان دست بر می دارم که باروبری دم افزون از سینه ی این خاک برآرند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کِشتکار

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

دهقان: من آن کشتکارم که دل با کشته ی خود دارم. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

کِشته

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زاد و رود، خاندان

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اکنون روا می داری که خاک را بی بار و بر و آدمیان را بی زاد و رود بگذاری؟ ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

لطفا درست نوشته شود * تبه گن*

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هرزاب ، هرزابه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

هرزابه، فاضلاب: هرگز مباد که مردما ن ، چشمه سارِ این قانون را چندان به هرزابه های تبه گن بیالایند که آب برداشتن نتوانند. ( آیسخولوس، عبدالله کوث ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خُردینه، یه الف بچه

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

به نظرخود من میشه : یه الف بچه و اینک مادر و پدر را چه هولناک روزگاری در پیش است که خُردینه ای دشنه بر کف بر ایشان بتازد و خونشان بریزد. ( از کتا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نجیب: اکنون می روم تا نژاده ترین مردان آتن را بخوانم. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

چشم خانه، کاسه ی چشم : جایگاه شما آنجاست که سرها به تبر می اندازند و چشم از چشم خانه بیرون می آرند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

توجه داشتن: زئوس مهر و بخشش می آرد بر آن کس که تیمارِ درد آدمیان دارد. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

سالدیده، آنکه سالیان دراز بر او گذشته: این دوشیزگانِ عشق ناچشیده، چندین زشت و چندین سالدیده ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

جا گذاشتن و رها کردن: بازت نمی نهم و هماره پاسدار تو ام. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ترازودارِ خداوند که سهم هر کس داده است، راه عدالت را راهی راست نهاده است. ( آیسخولوس ، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسخره کردن؛ تسخر نخواهد زد لوکسیاس بر من و بر آرزویم. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مال، اموال، متعلقات: امروز ناتوان تر از آنند که گردآورده ی پدر به آشیانه بازآرند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گردآورده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آزارنده

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

زنگ در ماهوت کوبی را به صدا درآورد. *از کتاب گل قرمز، آتش برآب* ( پارچه ی ماهوت کوب به علت ظاهر زیبا و بافت مقاوم در دکوراسیون هم استفاده می شود. ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کسی یا چیزی یا مطلبی که مدتهاست از یاد رفته است.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چابک، تیزدست

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

با صدایی ترس خورده به حرف آمد. ( گل قرمز ترجمه ی حمیدرضا آتش برآب )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

ازلی، سِرّی، رازآلود؛ سمبولیستهایی مثل آلکساندر بلوک و آندرِی بیِلی مبلّغان قدسی و رازوَرانه ی روسی بودند. از کتاب؛ گل قرمز ترجمه ی : حمیدرضا آتش ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رازوَرانه، ازلی، قدسی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نکند می خواهی همه ی این دروغ و دَوَنگ را باور کنم؟ ( گل قرمز ترجمه ی : حمیدرضا آتش برآب )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نواخت، ضربه: هر ضربه ی پریشان زنگ، هماهنگ است با تقّه ی پای چوبی من بر سنگفرش گرانیتی یخزده و کوبش قلب دردمندم به قفس تنگش. از کتاب ؛ گل قرمز ترجم ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

گمان کرد، از غرور و سرگرانی که بهر اوست رنج پاسبانی پروین اعتصامی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خرده گرفتن، مقصر دانستن: عادت ما این بود، بر ما مگیر نه کمان آسایشی دارد نه تیر پروین اعتصامی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
١

بدسری، بدرفتاری

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گر تو از کردار بد باشی بری کس نخواهد با تو کردن بد سری پروین اعتصامی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنی هیزم؛ هیمه دستم بخراشید سحر خون به دامانم از آن روی چکید پروین اعتصامی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنی آباد، آبادان؛ گر نمی بود تیشه ی پندار مُلک معمور دل ، خراب نبود پروین اعتصامی

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ره دل زد زمانه، این دزدی همچو دزدیدن ثیاب نبود پروین اعتصامی

پیشنهاد
٠

سِر دل را آشکار کردن حرف دل را رک و راست گفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیم، مخافت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پس کوروار عذابی آن آدمی کُش را چندان به این سوی و آن سوی می کشاند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

پیشنهاد
٠

یعنی : سِر دل را آشکار کردن حرف دل را رک و راست گفتن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به کاربردهای زیبای کلمه ی یگانه در این متن توجه کنید؛ ( اولی به معنای تک و مشترک ، دومی به معنای متحد ) یاری کنیدم ای یاران، با این سر پریشان که ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشم آکنده خشمگین، خشمناک

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Home

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Home

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خانه، کاشانه، منزل اکنون از خان و مان دیرین رانده در بند بردگی مانده ام. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کاشانه، خان و مان اکنون از خان و مان دیرین رانده در بند بردگی مانده ام. ( ایسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گِرد: به معنای جمعی از افراد. . . . . the family circle به گِرد ما کو آن کسی که چنین دلی دارد. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

گِرد به معنای : حلقه ، جمع به گِرد ما کو آن کسی که چنین دلی دارد. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همان جوجه در زبان فارسی: و جوجکانی وانهاده که دیری رنج گرسنگی برده اند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مفصل، دامنه دار؛ تو فاجعه ای دراز دامن را به کلامی باز گفتی. ( آیسخولوس ، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شکوفا چون بامداد دررسید، دریای اژه را دیدیم که شکوفان شده بود از خرمنی نعش های شناور. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وساطت، پادرمیانی . هرگاه مردی به حکم بخت نه به پایمردیِ داد جایگاهی بلند بیابد، با چرخش ناگاه روزگار از جایگاه بلندش فرو می افتد. ( آیسخولوس، عب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پادرگریز ، رَمَنده و آنگاه رویای پادرگریز رنگ می بازد. ( آیسخولوس ، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Brave

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سردو خاموش شدن: اجاق پادشاهی با اندُهانی از این دست افسرده است. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

چابکدست و کاردان: این یک شمشیرزنی چابک و نیزه اندازی چربدست بود. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تیز پا، سبک رفتار: با پایی سبک رفتار از دروازه ها گذشت. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سریع در حرکت: با پایی سبک رفتار از دروازه ها بگذشت. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نابشایست

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

در مورد زمان: کُندگام، آهسته روزها به هرزه می گذشت و زمان بس کُندگام بود. آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به معنای آهسته، کند: روزها به هرزه می گذشت و زمان بسی کُندگام بود. آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

. . . و طوفان همچنان می توفید از کوه های شمالی. ( آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نا آشنا

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

عماری از برِ ترکی تو گفتی که طاووسی ست بر پشت حواصل ( منوچهری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Furious

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشماگین، آتشین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تند خویی، بداخلاقی، آتش مزاج بودن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خشیل از غذاهای سنتی استان اردبیله که با گندم و آرد تهیه شده و با شیره و دارچین و روغن محلی تزئین میشه. بسیار لذیذه و برای فصل سرما توصیه میشه.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

نخستین کس که کاخ آسمان سای تراژدی را بنا کرد، آیسخولوس بود. از کتاب آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آسمان سای، بلند

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او در آن خانه تجمل را دیده بود: اثاث طلاکار، تجمل احمقانه ی آدم نوکیسه، اسراف کاری زن نشانده شده. ( نشانده : زن روسپی که به خانه می آورند و بدون ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

کارگر شدن. تاثیر داشتن کلمات مادام دولانژه سخت در او کارگر شده بود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قلب ما مثل یک گنج است، اگر یک باره آن را خالی کنید دیگر ورشکست شده اید . همان طور ی که ما به مردی که یک شاهی در جیب ندارد رحم نمی کنیم، همان طور هم ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

( با کسی در یک جوال رفتن: کنایه از دست و پنجه نرم کردن با انسان بدخو. ) آدم باید مثل رستو دیوانه وار عاشق باشد تا با مادموازل آناستازی در یک جوال ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بجوال رفتن. . . غلطه به جوال رفتن. . . . درسته #بیایید درست بنویسیم.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نمی خواستم کار ترجمه گرانیگاه نوشته های ادبی ام باشد. احمد کریمی حکاک، مجله مترجم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من تقریبا تمام رمان های موجود در آن کتاب فروشی را به مبلغ شبی یک ریال کرایه می کردم و به سرعت از هضم رابع می گذراندم. از مصاحبه آقای کریمی حکاک مجل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی بزرگ اتاق دنگالی بود که در میانه ی آن میز بزرگی به چشم می خورد.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر گرامی: خوار و خفیف . . . > درسته خار و خفیف . . . . > غلطه #بیایید درست بنویسیم

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( انباز ، شریک ) هر که با اهریمنان دمساز شد در همه کردارشان انباز شد پروین اعتصامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( خرد، خردسال ) نهاد کودک خردی به سر ، ز گل تاجی به خنده گفت شهان را چنین کلاهی نیست پروین اعتصامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( کرانه، کنار ) اگر سفینه ی ما ساحل نجات ندید عجب مدار که این بحر را کناری نیست پروین اعتصامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( اشک، سرشک ) بر قطره ی سرشک یتیمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست ( پروین اعتصامی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( پاک، درستکار ) . She lived a godly life او زن با ایمانی بود.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی : معتقد، پارسا پروین اعتصامی عزیز چه خوب گفته: ( آن پارسا که ده خَرد و مِلک رهزن است آن پادشا که مال رعیت خورد گداست )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی : پارسا . خداشناس A godly and humble man will be richly rewarded in the next world

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نا دَرگذشتنی : عفوناپذیر ( تاریخ بیهقی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نسختِ شمار : برگه ی صورتحساب ( تاریخ بیهقی ، انتشارات هیرمند )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نقده : نوعی گل و بوته که با نخ ابریشمی روی پارچه گرانبها دوخته می شد. * چند بهارنارنج و خرده های نقده که به کف درشکه ریخته بود بر عبور یک تازه عروس ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من تصور می کردم که خانواده ی مارسیاک بلاعقب است. ( اجاق کور ) از رمان باباگوریو ترجمه:به آذین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

آقا، از آشنایی شما بسیار محظوظم. رمان باباگوریو ترجمه: به آذین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنها در وسط سالن بزرگ در محاذات بخاری مقابل هم قرار گرفتند. باباگوریو ترجمه: به آذین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٣

پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود؟ کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست پروین اعتصامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درگویش آذری؛ یِل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ما ز آغاز و ز انجام جهان بی خبریم اول و آخر این کهنه کتاب افتاده ست کلیم کاشانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عماری از بر ترکی تو گفتی که طاووسی ست برپشت حواصل ترکی؛اسب شعر از منوچهری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Stretch به معنی چاخان کردن هم هست: There was things which he stretched یه چیزایی رو هم چاخان کرد.