کجرو

/kajrow/

مترادف کجرو: منحرف، گمراه

معنی انگلیسی:
deviant, deviator, wrongheaded, aberrant

لغت نامه دهخدا

کجرو. [ ک َرَ / رُو ] ( نف مرکب ) کج رونده. که صراط مستقیم نپوید. رونده براه کج. که براه مستقیم نرود :
تا در این رشته ای که مسکن تست
نفست ار کجرو است دشمن تست.
سنائی.
فلک کجروتر است از خطترسا
مرا دارد مسلسل راهب آسا.
خاقانی.
سرآهنگ پیشینه کجرو کند
نوایی دگر در جهان نو کند.
نظامی.
همچو فرزین کجرو است ورخ سیه بر نطع شاه
آنکه تلقین می کند شطرنج مر لیلاج را.
مولوی.
عرقال ؛ مرد کجرو که به راه مستقیم نیاید و ثبات نورزد. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

کج رونده که صراط مستقیم نپوید. رونده براه کج

فرهنگ عمید

۱. کج رونده.
۲. آن که به راه راست نرود، کسی که به راه خطا می رود.

پیشنهاد کاربران

نه در کجرو حریفان کج اندیش
که گردد از دو کجرو کجروی بیش
✏ جامی
آن کجرو کج نهاد کج دل
در دایره کجیش منزل
✏ جامی
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود؟
کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست
پروین اعتصامی
گمراه
کجرو
منحرف، گمراه، بیراه