پیشنهادهای لیلا ( مترجم) (٨١)
تند خویی، بداخلاقی، آتش مزاج بودن
خشیل از غذاهای سنتی استان اردبیله که با گندم و آرد تهیه شده و با شیره و دارچین و روغن محلی تزئین میشه. بسیار لذیذه و برای فصل سرما توصیه میشه.
نخستین کس که کاخ آسمان سای تراژدی را بنا کرد، آیسخولوس بود. از کتاب آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری
آسمان سای، بلند
او در آن خانه تجمل را دیده بود: اثاث طلاکار، تجمل احمقانه ی آدم نوکیسه، اسراف کاری زن نشانده شده. ( نشانده : زن روسپی که به خانه می آورند و بدون ا ...
کارگر شدن. تاثیر داشتن کلمات مادام دولانژه سخت در او کارگر شده بود.
قلب ما مثل یک گنج است، اگر یک باره آن را خالی کنید دیگر ورشکست شده اید . همان طور ی که ما به مردی که یک شاهی در جیب ندارد رحم نمی کنیم، همان طور هم ب ...
( با کسی در یک جوال رفتن: کنایه از دست و پنجه نرم کردن با انسان بدخو. ) آدم باید مثل رستو دیوانه وار عاشق باشد تا با مادموازل آناستازی در یک جوال ب ...
بجوال رفتن. . . غلطه به جوال رفتن. . . . درسته #بیایید درست بنویسیم.
نمی خواستم کار ترجمه گرانیگاه نوشته های ادبی ام باشد. احمد کریمی حکاک، مجله مترجم
من تقریبا تمام رمان های موجود در آن کتاب فروشی را به مبلغ شبی یک ریال کرایه می کردم و به سرعت از هضم رابع می گذراندم. از مصاحبه آقای کریمی حکاک مجل ...
خیلی بزرگ اتاق دنگالی بود که در میانه ی آن میز بزرگی به چشم می خورد.
پاسخ به کاربر گرامی: خوار و خفیف . . . > درسته خار و خفیف . . . . > غلطه #بیایید درست بنویسیم
( انباز ، شریک ) هر که با اهریمنان دمساز شد در همه کردارشان انباز شد پروین اعتصامی
( خرد، خردسال ) نهاد کودک خردی به سر ، ز گل تاجی به خنده گفت شهان را چنین کلاهی نیست پروین اعتصامی
( کرانه، کنار ) اگر سفینه ی ما ساحل نجات ندید عجب مدار که این بحر را کناری نیست پروین اعتصامی
( اشک، سرشک ) بر قطره ی سرشک یتیمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست ( پروین اعتصامی )
( پاک، درستکار ) . She lived a godly life او زن با ایمانی بود.
یعنی : معتقد، پارسا پروین اعتصامی عزیز چه خوب گفته: ( آن پارسا که ده خَرد و مِلک رهزن است آن پادشا که مال رعیت خورد گداست )
یعنی : پارسا . خداشناس A godly and humble man will be richly rewarded in the next world
نا دَرگذشتنی : عفوناپذیر ( تاریخ بیهقی )
نسختِ شمار : برگه ی صورتحساب ( تاریخ بیهقی ، انتشارات هیرمند )
نقده : نوعی گل و بوته که با نخ ابریشمی روی پارچه گرانبها دوخته می شد. * چند بهارنارنج و خرده های نقده که به کف درشکه ریخته بود بر عبور یک تازه عروس ...
من تصور می کردم که خانواده ی مارسیاک بلاعقب است. ( اجاق کور ) از رمان باباگوریو ترجمه:به آذین
آقا، از آشنایی شما بسیار محظوظم. رمان باباگوریو ترجمه: به آذین
آنها در وسط سالن بزرگ در محاذات بخاری مقابل هم قرار گرفتند. باباگوریو ترجمه: به آذین
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود؟ کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست پروین اعتصامی
درگویش آذری؛ یِل
ما ز آغاز و ز انجام جهان بی خبریم اول و آخر این کهنه کتاب افتاده ست کلیم کاشانی
عماری از بر ترکی تو گفتی که طاووسی ست برپشت حواصل ترکی؛اسب شعر از منوچهری
Stretch به معنی چاخان کردن هم هست: There was things which he stretched یه چیزایی رو هم چاخان کرد.