بدسری. [ ب َ س َ ] ( حامص مرکب ) بدرفتاری. سؤرفتار. سؤمعامله. کج تابی. ناسازگاری. ناسازواری. سؤمعاشرت. بدتابی : نشوز؛ بدسری کردن با شوی. ناسازواری کردن با کسی. سر بدسری گذاشتن با کسی. بنای بدسری گذاشتن با کسی. ( از یادداشتهای مؤلف ).
فرهنگ فارسی
بد رفتاری کج تابی .
پیشنهاد کاربران
گر تو از کردار بد باشی بری کس نخواهد با تو کردن بد سری پروین اعتصامی