پیشنهاد‌های لیلا ( مترجم) (٨١)

بازدید
٣٠٣
تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

ترازودارِ خداوند که سهم هر کس داده است، راه عدالت را راهی راست نهاده است. ( آیسخولوس ، عبدالله کوثری )

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

مسخره کردن؛ تسخر نخواهد زد لوکسیاس بر من و بر آرزویم. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

مال، اموال، متعلقات: امروز ناتوان تر از آنند که گردآورده ی پدر به آشیانه بازآرند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
٢٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

گردآورده

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

آزارنده

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

زنگ در ماهوت کوبی را به صدا درآورد. *از کتاب گل قرمز، آتش برآب* ( پارچه ی ماهوت کوب به علت ظاهر زیبا و بافت مقاوم در دکوراسیون هم استفاده می شود. ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

کسی یا چیزی یا مطلبی که مدتهاست از یاد رفته است.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

چابک، تیزدست

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

با صدایی ترس خورده به حرف آمد. ( گل قرمز ترجمه ی حمیدرضا آتش برآب )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

ازلی، سِرّی، رازآلود؛ سمبولیستهایی مثل آلکساندر بلوک و آندرِی بیِلی مبلّغان قدسی و رازوَرانه ی روسی بودند. از کتاب؛ گل قرمز ترجمه ی : حمیدرضا آتش ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

رازوَرانه، ازلی، قدسی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

نکند می خواهی همه ی این دروغ و دَوَنگ را باور کنم؟ ( گل قرمز ترجمه ی : حمیدرضا آتش برآب )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

نواخت، ضربه: هر ضربه ی پریشان زنگ، هماهنگ است با تقّه ی پای چوبی من بر سنگفرش گرانیتی یخزده و کوبش قلب دردمندم به قفس تنگش. از کتاب ؛ گل قرمز ترجم ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

گمان کرد، از غرور و سرگرانی که بهر اوست رنج پاسبانی پروین اعتصامی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

خرده گرفتن، مقصر دانستن: عادت ما این بود، بر ما مگیر نه کمان آسایشی دارد نه تیر پروین اعتصامی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

بدسری، بدرفتاری

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

گر تو از کردار بد باشی بری کس نخواهد با تو کردن بد سری پروین اعتصامی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

به معنی هیزم؛ هیمه دستم بخراشید سحر خون به دامانم از آن روی چکید پروین اعتصامی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

به معنی آباد، آبادان؛ گر نمی بود تیشه ی پندار مُلک معمور دل ، خراب نبود پروین اعتصامی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

ره دل زد زمانه، این دزدی همچو دزدیدن ثیاب نبود پروین اعتصامی

پیشنهاد
٠

سِر دل را آشکار کردن حرف دل را رک و راست گفتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیم، مخافت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پس کوروار عذابی آن آدمی کُش را چندان به این سوی و آن سوی می کشاند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

پیشنهاد
٠

یعنی : سِر دل را آشکار کردن حرف دل را رک و راست گفتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به کاربردهای زیبای کلمه ی یگانه در این متن توجه کنید؛ ( اولی به معنای تک و مشترک ، دومی به معنای متحد ) یاری کنیدم ای یاران، با این سر پریشان که ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خشم آکنده خشمگین، خشمناک

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Home

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Home

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خانه، کاشانه، منزل اکنون از خان و مان دیرین رانده در بند بردگی مانده ام. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاشانه، خان و مان اکنون از خان و مان دیرین رانده در بند بردگی مانده ام. ( ایسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گِرد: به معنای جمعی از افراد. . . . . the family circle به گِرد ما کو آن کسی که چنین دلی دارد. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

گِرد به معنای : حلقه ، جمع به گِرد ما کو آن کسی که چنین دلی دارد. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همان جوجه در زبان فارسی: و جوجکانی وانهاده که دیری رنج گرسنگی برده اند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مفصل، دامنه دار؛ تو فاجعه ای دراز دامن را به کلامی باز گفتی. ( آیسخولوس ، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکوفا چون بامداد دررسید، دریای اژه را دیدیم که شکوفان شده بود از خرمنی نعش های شناور. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وساطت، پادرمیانی . هرگاه مردی به حکم بخت نه به پایمردیِ داد جایگاهی بلند بیابد، با چرخش ناگاه روزگار از جایگاه بلندش فرو می افتد. ( آیسخولوس، عب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پادرگریز ، رَمَنده و آنگاه رویای پادرگریز رنگ می بازد. ( آیسخولوس ، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Brave

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سردو خاموش شدن: اجاق پادشاهی با اندُهانی از این دست افسرده است. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

چابکدست و کاردان: این یک شمشیرزنی چابک و نیزه اندازی چربدست بود. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تیز پا، سبک رفتار: با پایی سبک رفتار از دروازه ها گذشت. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سریع در حرکت: با پایی سبک رفتار از دروازه ها بگذشت. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نابشایست

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در مورد زمان: کُندگام، آهسته روزها به هرزه می گذشت و زمان بس کُندگام بود. آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنای آهسته، کند: روزها به هرزه می گذشت و زمان بسی کُندگام بود. آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

. . . و طوفان همچنان می توفید از کوه های شمالی. ( آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نا آشنا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

عماری از برِ ترکی تو گفتی که طاووسی ست بر پشت حواصل ( منوچهری )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

Furious

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خشماگین، آتشین

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تند خویی، بداخلاقی، آتش مزاج بودن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خشیل از غذاهای سنتی استان اردبیله که با گندم و آرد تهیه شده و با شیره و دارچین و روغن محلی تزئین میشه. بسیار لذیذه و برای فصل سرما توصیه میشه.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٢

نخستین کس که کاخ آسمان سای تراژدی را بنا کرد، آیسخولوس بود. از کتاب آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

آسمان سای، بلند

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

او در آن خانه تجمل را دیده بود: اثاث طلاکار، تجمل احمقانه ی آدم نوکیسه، اسراف کاری زن نشانده شده. ( نشانده : زن روسپی که به خانه می آورند و بدون ا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

کارگر شدن. تاثیر داشتن کلمات مادام دولانژه سخت در او کارگر شده بود.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قلب ما مثل یک گنج است، اگر یک باره آن را خالی کنید دیگر ورشکست شده اید . همان طور ی که ما به مردی که یک شاهی در جیب ندارد رحم نمی کنیم، همان طور هم ب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

( با کسی در یک جوال رفتن: کنایه از دست و پنجه نرم کردن با انسان بدخو. ) آدم باید مثل رستو دیوانه وار عاشق باشد تا با مادموازل آناستازی در یک جوال ب ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بجوال رفتن. . . غلطه به جوال رفتن. . . . درسته #بیایید درست بنویسیم.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نمی خواستم کار ترجمه گرانیگاه نوشته های ادبی ام باشد. احمد کریمی حکاک، مجله مترجم

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

من تقریبا تمام رمان های موجود در آن کتاب فروشی را به مبلغ شبی یک ریال کرایه می کردم و به سرعت از هضم رابع می گذراندم. از مصاحبه آقای کریمی حکاک مجل ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خیلی بزرگ اتاق دنگالی بود که در میانه ی آن میز بزرگی به چشم می خورد.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پاسخ به کاربر گرامی: خوار و خفیف . . . > درسته خار و خفیف . . . . > غلطه #بیایید درست بنویسیم

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( انباز ، شریک ) هر که با اهریمنان دمساز شد در همه کردارشان انباز شد پروین اعتصامی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( خرد، خردسال ) نهاد کودک خردی به سر ، ز گل تاجی به خنده گفت شهان را چنین کلاهی نیست پروین اعتصامی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( کرانه، کنار ) اگر سفینه ی ما ساحل نجات ندید عجب مدار که این بحر را کناری نیست پروین اعتصامی

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( اشک، سرشک ) بر قطره ی سرشک یتیمان نظاره کن تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست ( پروین اعتصامی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( پاک، درستکار ) . She lived a godly life او زن با ایمانی بود.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یعنی : معتقد، پارسا پروین اعتصامی عزیز چه خوب گفته: ( آن پارسا که ده خَرد و مِلک رهزن است آن پادشا که مال رعیت خورد گداست )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یعنی : پارسا . خداشناس A godly and humble man will be richly rewarded in the next world

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نا دَرگذشتنی : عفوناپذیر ( تاریخ بیهقی )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نسختِ شمار : برگه ی صورتحساب ( تاریخ بیهقی ، انتشارات هیرمند )

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نقده : نوعی گل و بوته که با نخ ابریشمی روی پارچه گرانبها دوخته می شد. * چند بهارنارنج و خرده های نقده که به کف درشکه ریخته بود بر عبور یک تازه عروس ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

من تصور می کردم که خانواده ی مارسیاک بلاعقب است. ( اجاق کور ) از رمان باباگوریو ترجمه:به آذین

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آقا، از آشنایی شما بسیار محظوظم. رمان باباگوریو ترجمه: به آذین

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آنها در وسط سالن بزرگ در محاذات بخاری مقابل هم قرار گرفتند. باباگوریو ترجمه: به آذین

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود؟ کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست پروین اعتصامی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

درگویش آذری؛ یِل

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

ما ز آغاز و ز انجام جهان بی خبریم اول و آخر این کهنه کتاب افتاده ست کلیم کاشانی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عماری از بر ترکی تو گفتی که طاووسی ست برپشت حواصل ترکی؛اسب شعر از منوچهری

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٣

Stretch به معنی چاخان کردن هم هست: There was things which he stretched یه چیزایی رو هم چاخان کرد.