هضم رابع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
پیشنهاد کاربران
من تقریبا تمام رمان های موجود در آن کتاب فروشی را به مبلغ شبی یک ریال کرایه می کردم و به سرعت از هضم رابع می گذراندم.
از مصاحبه آقای کریمی حکاک
مجله مترجم، شماره ۷۴
از مصاحبه آقای کریمی حکاک
مجله مترجم، شماره ۷۴
گویندفلانی پول فلان را داد? درجواب گویند ای بابا ازهضم رابع هم گذشته است یعنی مدتهاست که پول اورا خورده وبکلی تمام کردهاست . هضم رابع ماخوذ است ازاصطلاح اطبائ که گویند غذادربدن چهارهضم داردتابکلی جزئ بدن
... [مشاهده متن کامل]
... [مشاهده متن کامل]
شود هضم الو درمعده وامعائ است هضم ثانی درکبد هضم ثالث درعروق . هضم رابع درهریک عضوی ازاعضائ بدن بانفراد. یاازهضم رابع گذشتن . کاملا بمصرف رسیدن .