پیشنهادهای لیلا ( مترجم) (١٢٦)
در زبان ترکی شیل تلفظ میشه، به معنی چلاق، لنگ
کنایه از کار بیهوده کردن
کار بیهوده کردن: - لیک چه حاصل که باد می پیمودم و آب به غربال می کردم. - آیسخولوس، عبدالله کوثری
سیر شدن، اشباع شدن: - دست درازش بر ستم کوته نخواهد شد مگر آنگاه که طوفان آزش به سیرایی فرو بنشیند. * آیسخولوس، عبدالله کوثری
شکاف و پناهگاهی در کوه : - که کوبش آهن و دنگ دنگِ سنگ پژواکی در مغاره ی ما افکند . * آیسخولوس، عبدالله کوثری
ویرانگر
همتایان: - مرد را آن بهتر که جفت از همالان خود برگزیند. * آیسخولوس، عبدالله کوثری
مورد لعن بودن: - این آوارگی و ملعنت را آیا انجامی هست؟ * آیسخولوس، عبدالله کوثری
بارهای بسیار: - نه از موسم زمستان خبر داشتند و نه از تابستان و باربار میوه هایش * آیسخولوس، عبدالله کوثری
کنگره ی مینا، طاق آسمان: کاخ مکر است درین کنگره ی مینا چاه مرگ است درین مسیرگه خرم * پروین اعتصامی
نکته سنج
قربانیان همه چشم انتظار کار مانده اند تا این شادمانی نابیوسان را سپاس گویند. * آیسخولوس ، عبدالله کوثری
کوه آبه، موج یا سیل خروشان
من در مورد معنی کلمه با نظر جناب حکیم زاده موافقم: کشتی حیات آدمی به باد مساعد پیش می راند به ناگاه در کام کوه آبه ها خواهد افتاد. * از کتاب آیسخ ...
کهن، دیرنده
کهن؛ و آکنده از هراس، این دیرنده سرزمین * آیسخولوس، عبدالله کوثری
آزارنده، مخالف جانفزای: از چیست که این سرود جانگزای را با کلماتی چنین شوم سرکرده ای؟ * آیسخولوس، عبدالله کوثری
حامله شدن؛ آیا چندان تن دردادی که از او فرزند بارگیری؟ * آیسخولوس، عبدالله کوثری
اوباش
سرزنشگر: راستی را که تو هماره بیغاره جوی بودی و رسم دوستی نیازمودی. * آیسخولوس، عبدالله کوثری
آویزان: اکنون بر این بلندی بمان، آونگان و باد در سر. * آیسخولوس، عبدالله کوثری
محکم، به زور : آن میخ ها به نیرو بکوب چندان که می توانی. * آیسخولوس، عبدالله کوثری
فریب، حیله: چنان تا دریابد که زیرکی و دغایش پیش زئوس به چیزی نمی ارزد. * آیسخولوس، عبدالله کوثری
گله ، بز و گوسفندان: چو گرگ حیله گر اندر لباس چوپان شد شبان بگوی که تا چشم پوشد از اغنام *پروین اعتصامی
کهنه ، کهن، نیمدار؛ مگو هر که کهن جامه شد ز علم تهی ست که خاص نیز بسی هست در میان عوام *پروین اعتصامی
خودخواهی: به حرص و آز مبر فرصت عزیز به سر به جهل و عجب مکن عمر بی بدیل تمام *پروین اعتصامی
حداقل اینجا نباید پیام های مغایر فرهنگ و ادب دیده بشه.
مدیر محترم نظارتی بر پیام های بعضی از دوستان نیست؟
پایه، بنیاد، اساس: باشد که آفتابِ آسمان جز بیخ راستی به خاک نپرورد. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )
نظر شخصی من: فزاینده، پر برکت اکنون به درگاه آن خدایان دست بر می دارم که باروبری دم افزون از سینه ی این خاک برآرند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )
کِشتکار
دهقان: من آن کشتکارم که دل با کشته ی خود دارم. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )
کِشته
زاد و رود، خاندان
اکنون روا می داری که خاک را بی بار و بر و آدمیان را بی زاد و رود بگذاری؟ ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )
لطفا درست نوشته شود * تبه گن*
هرزاب ، هرزابه
هرزابه، فاضلاب: هرگز مباد که مردما ن ، چشمه سارِ این قانون را چندان به هرزابه های تبه گن بیالایند که آب برداشتن نتوانند. ( آیسخولوس، عبدالله کوث ...
خُردینه، یه الف بچه
به نظرخود من میشه : یه الف بچه و اینک مادر و پدر را چه هولناک روزگاری در پیش است که خُردینه ای دشنه بر کف بر ایشان بتازد و خونشان بریزد. ( از کتا ...
نجیب: اکنون می روم تا نژاده ترین مردان آتن را بخوانم. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )
چشم خانه، کاسه ی چشم : جایگاه شما آنجاست که سرها به تبر می اندازند و چشم از چشم خانه بیرون می آرند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )
توجه داشتن: زئوس مهر و بخشش می آرد بر آن کس که تیمارِ درد آدمیان دارد. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )
سالدیده، آنکه سالیان دراز بر او گذشته: این دوشیزگانِ عشق ناچشیده، چندین زشت و چندین سالدیده ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )
جا گذاشتن و رها کردن: بازت نمی نهم و هماره پاسدار تو ام. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )
ترازودارِ خداوند که سهم هر کس داده است، راه عدالت را راهی راست نهاده است. ( آیسخولوس ، عبدالله کوثری )
مسخره کردن؛ تسخر نخواهد زد لوکسیاس بر من و بر آرزویم. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )
مال، اموال، متعلقات: امروز ناتوان تر از آنند که گردآورده ی پدر به آشیانه بازآرند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )
گردآورده
آزارنده