پیشنهاد‌های لیلا ( مترجم) (٨١)

بازدید
٣٠٢
تاریخ
١٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

ترازودارِ خداوند که سهم هر کس داده است، راه عدالت را راهی راست نهاده است. ( آیسخولوس ، عبدالله کوثری )

تاریخ
١٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

مسخره کردن؛ تسخر نخواهد زد لوکسیاس بر من و بر آرزویم. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

مال، اموال، متعلقات: امروز ناتوان تر از آنند که گردآورده ی پدر به آشیانه بازآرند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١٨ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

گردآورده

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

آزارنده

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

زنگ در ماهوت کوبی را به صدا درآورد. *از کتاب گل قرمز، آتش برآب* ( پارچه ی ماهوت کوب به علت ظاهر زیبا و بافت مقاوم در دکوراسیون هم استفاده می شود. ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

کسی یا چیزی یا مطلبی که مدتهاست از یاد رفته است.

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

چابک، تیزدست

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

با صدایی ترس خورده به حرف آمد. ( گل قرمز ترجمه ی حمیدرضا آتش برآب )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

ازلی، سِرّی، رازآلود؛ سمبولیستهایی مثل آلکساندر بلوک و آندرِی بیِلی مبلّغان قدسی و رازوَرانه ی روسی بودند. از کتاب؛ گل قرمز ترجمه ی : حمیدرضا آتش ...

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

رازوَرانه، ازلی، قدسی

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

نکند می خواهی همه ی این دروغ و دَوَنگ را باور کنم؟ ( گل قرمز ترجمه ی : حمیدرضا آتش برآب )

تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
٠

نواخت، ضربه: هر ضربه ی پریشان زنگ، هماهنگ است با تقّه ی پای چوبی من بر سنگفرش گرانیتی یخزده و کوبش قلب دردمندم به قفس تنگش. از کتاب ؛ گل قرمز ترجم ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

گمان کرد، از غرور و سرگرانی که بهر اوست رنج پاسبانی پروین اعتصامی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

خرده گرفتن، مقصر دانستن: عادت ما این بود، بر ما مگیر نه کمان آسایشی دارد نه تیر پروین اعتصامی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

بدسری، بدرفتاری

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

گر تو از کردار بد باشی بری کس نخواهد با تو کردن بد سری پروین اعتصامی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

به معنی هیزم؛ هیمه دستم بخراشید سحر خون به دامانم از آن روی چکید پروین اعتصامی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

به معنی آباد، آبادان؛ گر نمی بود تیشه ی پندار مُلک معمور دل ، خراب نبود پروین اعتصامی

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

ره دل زد زمانه، این دزدی همچو دزدیدن ثیاب نبود پروین اعتصامی

پیشنهاد
٠

سِر دل را آشکار کردن حرف دل را رک و راست گفتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیم، مخافت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پس کوروار عذابی آن آدمی کُش را چندان به این سوی و آن سوی می کشاند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

پیشنهاد
٠

یعنی : سِر دل را آشکار کردن حرف دل را رک و راست گفتن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به کاربردهای زیبای کلمه ی یگانه در این متن توجه کنید؛ ( اولی به معنای تک و مشترک ، دومی به معنای متحد ) یاری کنیدم ای یاران، با این سر پریشان که ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خشم آکنده خشمگین، خشمناک

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Home

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Home

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

خانه، کاشانه، منزل اکنون از خان و مان دیرین رانده در بند بردگی مانده ام. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کاشانه، خان و مان اکنون از خان و مان دیرین رانده در بند بردگی مانده ام. ( ایسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گِرد: به معنای جمعی از افراد. . . . . the family circle به گِرد ما کو آن کسی که چنین دلی دارد. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

گِرد به معنای : حلقه ، جمع به گِرد ما کو آن کسی که چنین دلی دارد. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

همان جوجه در زبان فارسی: و جوجکانی وانهاده که دیری رنج گرسنگی برده اند. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مفصل، دامنه دار؛ تو فاجعه ای دراز دامن را به کلامی باز گفتی. ( آیسخولوس ، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شکوفا چون بامداد دررسید، دریای اژه را دیدیم که شکوفان شده بود از خرمنی نعش های شناور. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

وساطت، پادرمیانی . هرگاه مردی به حکم بخت نه به پایمردیِ داد جایگاهی بلند بیابد، با چرخش ناگاه روزگار از جایگاه بلندش فرو می افتد. ( آیسخولوس، عب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پادرگریز ، رَمَنده و آنگاه رویای پادرگریز رنگ می بازد. ( آیسخولوس ، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Brave

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سردو خاموش شدن: اجاق پادشاهی با اندُهانی از این دست افسرده است. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

چابکدست و کاردان: این یک شمشیرزنی چابک و نیزه اندازی چربدست بود. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تیز پا، سبک رفتار: با پایی سبک رفتار از دروازه ها گذشت. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

سریع در حرکت: با پایی سبک رفتار از دروازه ها بگذشت. ( آیسخولوس، عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نابشایست

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

در مورد زمان: کُندگام، آهسته روزها به هرزه می گذشت و زمان بس کُندگام بود. آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به معنای آهسته، کند: روزها به هرزه می گذشت و زمان بسی کُندگام بود. آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

. . . و طوفان همچنان می توفید از کوه های شمالی. ( آیسخولوس، ترجمه ی عبدالله کوثری )

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نا آشنا

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

عماری از برِ ترکی تو گفتی که طاووسی ست بر پشت حواصل ( منوچهری )

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

Furious

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خشماگین، آتشین