به ریش گرفتن

پیشنهاد کاربران

عطار کنایه ی زن جوان را به ریش گرفت؛ دم نزد.
از رمان: خیرالنسا
نوشته: قاسم هاشمی نژاد
به ریش گرفتن ؛ پذیرفتن. قبول کردن. به مزاح دروغی را چون راست پذیرفتن. پذیرفتن تملق و تبصبص از کسی با علم به خلاف. پذیرفتن گفته تملق آمیز از کسی با وجود داشتن یقین به دروغ گویی او برای لذتی که از این گفتار می برد: گفتند تو بسیار فاضلی و او هم به ریش گرفت. ( یادداشت مؤلف ) .
به ریش گرفتن ؛ بعهده خود گرفتن ( مخصوصاً از روی نادانی ) . به گردن گرفتن.