ترجمههای نسرین رنجبر (١٠٨)
میتونی با پائول بری تماشای مسابقه؛ اصلاً برام مهم نیست.
هر کاری دلت میخواد بکن؛ به من هیچ ربطی نداره.
هنگامیکه ملوان داستان غرق شدن کشتی را تعریف میکرد، بچه ها مشتاقانه به حرفهایش گوش میکردند.
درحالیکه نفس نفس میزد، خود را روی صندلی کنار پنجره رها کرد.
وقتی آن مرد قصۀ ماجراجویی هایش را با جزئیات نقل میکرد، پسرک مشتاقانه به حرفهایش گوش میکرد.
تجربه فقط به کسانی درس میدهد که تعلیم پذیرند. ( آدوس هاگزلی )
امسال به هیچ وجه به اندازه سال گذشته گرم نیست.
او به هیچ وجه آنطور که خودش میگفت زیبا نیست.
مقداری پول پس انداز کرده ایم. اما اصلاً کافی نیست.
غذا به هیچ وجه برای این تعداد نفر کافی نیست.
در آن اتاق گرم با آن پنجره های بسته داشتیم خفه میشدیم.
نفستون رو بیرون بدبد و زانوهاتون رو به سمت سینه بکشید.
یک نفس عمیق بکشید و وقتی گفتم نفستون رو بیرون بدید.
انسان هنگان تنفس اکسیژن را فرومیدهد و دی اکسید کربن را بیرون میدهد.
هنگام بلند شدن به آرامی نفستان را از دهانتان بیرون بدهید.
من دیگه تو خوردن چیپس و پفک زیاده روی نمیکنم.
او سعی میکرد مانع از رویارویی فرزندانش با حقایق ناخوشایند شود.
کیتی خانواده ای روحانی داشت که توجه خاصی به پول و قدرت نداشتند
امکان نداره/محاله مانع استراحتش بشم.
تو اینو باور میکنی؟ محاله من به تو اسیبی برسونم.
تمام هوایی را که درون ریه هایش بود بیرون داد.
دکتر به او گفت نفس بکشد و بعد به آرامی نفسش را بیرون بدهد.
یخ زدگی و ذوب شدن های مکرر باعث ترک خوردن دیوارۀ سنگی شد.
در جزایر هیبرید دیرتر از سایر نقاط پشم گوسفندان را میچینند.
خرگوشی که ترسیده به سرعت به سمت لانه اش میرود.
تو خیلی بیچاره ای. حتی یه تخم مرغ آبپز هم نمیتونی درست کنی؟
به سفرهای حرام نروید. به مراکز تجاری بروید، به کشورهای همسایه، کشورهای خارجی. اما به جایی که احتمال گناه در آن میرود سفر نکنید.
دادگاه او را در مرگ آن زن مقصر ندانست.
بیرون میام و باز پدربزرگ رو از کنار ماشین چمن زنی دور میکنم.
برو قبل از اینکه اون گربه یه پرنده بگیره کیشش کن بره.
مارتین حتماً در انتخابات پیروز میشود. کاندیداهای دیگر شانسی برای پیروزی ندارند.
اوحتماً صاحب یکی از کرسی های مجلس سنا خواهد شد.
من حتماً یه کاری تو این شرکت پیدا میکنم.
دیانا حتماً برندۀ این بورسیه تحصیلی خواهد شد.
تعجب میکنم تا به حال واژۀ آدم خانه به دوش را نششنیده ای
او با قبولی در آزمون رانندگی باعث تعجب همه شد.
میزان علم و دانش او مرا به حیرت واداشت.
نام تمام کسانی که قادر به نواختن یک آلت موسیقی بودند و یا صدای خوبی برای خواندن داشتند، برای شرکت در کنسرت ثبت شد.
معمولاً مشاهده میکنیم بر روی گیتارهایی که توسط هنرمندان و یا سازندگان برجسته ساخته میشود، امضاء سازنده و تاریخ ساخت هک شده است.
ممکن است گیتار توسط یک سازندۀ گیتار در یک مغازۀ کوچک و با استفاده از ابزارهای دستی و شاید یک رندۀ کوچک و یک ارۀ تسمه ای ساخته شود.
ااون قسمت از زمین که روش آبمیوه ریختم هنوز چسبناکه.
یادم رفت الان برای چی اومدم تو این اتاق.
هفتۀ گذشته که لباسها را شستم فراموش کردم قالیچۀ حمام را هم بشویم.
کافیست یک پیروزی دیگر به دست آورد تا به فینال راه پیدا کند.
در آن برهه از جنگ، غلبه بر دشمن به ظاهر غیرممکن بود.
طرفداران نامزد انتخاباتی پیروزی او را جشن گرفتند.
درمورد اتفاقاتی که افتاد، وجدانم راحت است.
باید شما را جریمه کنم و وسیله نقلیه تان را هم توقیف کنم.
بهنیروهای پلیس دستور داده شده است هرکجا چنین ماشینهایی دیدند، آنها را توقیف کنند.
وقتی با دقت قرارداد اجاره را بررسی کرد، با امضاء آن موافقت کرد.
من و برادرم درمورد بیشتر مسائل با هم هم عقیده هستیم
باید قبل از شام علفهای هرز باغ را از بین ببری.
باید هرچه سریعتر گلهای زردی را که میان پیازها رشد کرده از بین ببریم.
بیشتر نگرانیهای ما بیش از محیط پیرامونمان از درونمان نشأت میگیرد .
توپ رو بنداز بالا و بهش ضربه بزن تا از رو تور رد بشه.
به ایراداتی که از طرحش گرفتم، اهمیتی نداد.
او به انتقاداتی که نسبت به عملکردش صورت گرفته بود، اهمیتی نداد.
به هیچکدام از اعتراضات ما اهمیتی داده نشد.
قطرات شبنم در زیر آفتاب صبحگاهی میدرخشیدند.
اتحاد فرهنگی همیشگی است اما اتحاد سیاسی در یک محدودۀ زمانی مشخص وجود دارد.
متنفرم از اینکه همیشه در برابرش تسلیم میشی.
این دولت تسلیم تروریسم نخواهد شد.
خبر موثق دارم که داری صحبت میکنی از شرکت استعفا بدی.
مدام درمورد حراج کفش در مرکز خرید صحبت میکرد.
ممکنه یه افسر پلیس برای جمع کردن اطلاعات نقش یک جنایتکار رو بازی کنه.
با توجه به این شعر، وحشت او از توقیف ملکش توسط طلبکاران خواب را از چشمانش ربوده بود.
هر سه ماه یکبار یا هر شش ماه یکبار یک فهرست از لوازم غیر قابل استفاده ای که در کمدهای لباس و کشوها وجود دارد، تهیه کنید.
نرخ جرائم در شهر واقعا باعث دلسردی سرمایه گذاران احتمالی شد.
کالان از دستیارش هاشم خواست تا زمانیکه بیرون است مسئولیت کارها رو به عهده بگیرد.
معمولاً وقتی هوا مه آلود است، قطارها با تأخیر میرسند.
در بیشتر موارد ( معمولاً ) بیمار بهبور میابد.
گاهی اوقات باور کردن حقیقت سخت تر از باور کردن دروغه.
رفتارش یه جوری غیرطبیعی نبود؟
هیچ راهی وجود ندارد که این کفشها کمی گشادتر شود؟
با وجود اینکه اشتباهات املایی زیادی دارد، اما باز هم مقالۀ خوبی است.
با وجود اینکه سرم به شدت درد میکرد، به کنسرت رفتم.
در مدتی که مادرم برای خرید بیرون بود، من خانه را تمیز کردم.
او نمیخواست از سمت ریاست کنارهگیری کند.
او تمایلی ندارد که به نفع یک نفر جوانتر کناره گیری کند.
کمونیستها به مردم می آموختند که نظام سرمایه داری یک نظام اقتصادی فاسد است
مادرش به او یاد داد زمانیکه او را به شخصی معرفی میکنند، با آن شخص دست بدهد.
در ابتدای نمایش یکی از شخصیتها میمیرد.
از آنجاییکه او کارگر کارآمد و چالاکی بود، فرصت پیدا میکرد تا برخی از ایده های خود را عملی کند.