پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٩,٨٩٧)

بازدید
٢٧,٣٢٨
تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • غیرسلطنتی / ناشایستِ یک پادشاه • ( در معنایِ مجازی ) فاقدِ شکوه، وقار، یا تشریفاتِ سلطنتی • ( با بارِ منفی ) بی احترامانه یا غیرمنا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

• تفاوت آن با "deteriorate" در این است که "deteriorate" به فرسایشِ تدریجی اشاره دارد، در حالی که "go downhill" می تواند به افتِ ناگهانی یا تدریجی اشا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معنی دقیق: "Court Circular" گزارش رسمی روزانه یا دوره ای فعالیت های اعضای خاندان سلطنتی بریتانیا است. شامل جلسات، مراسم، بازدیدها و رویدادهای رسمی ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( کلاه یا لباس را ) از تن درآوردن / برداشتن • ( در معنایِ رسمی و قدیمی ) کلاه از سر برداشتن ( برایِ نشان دادنِ احترام ) • ( در معن ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( لباس یا پوشش ) به تن کردن / پوشیدن • ( در معنایِ رسمی ) پوشیدنِ لباسِ خاص ( معمولاً برایِ یک موقعیتِ رسمی ) • ( با بارِ تشریفاتی ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل فارسی: • سیاستمدارِ حرفه ای • ( در معنایِ عام ) کسی که تمامِ زندگیِ کاریِ خود را در سیاست سپری کرده است • ( با بارِ منفی ) کسی که سیاست را ش ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

این عبارت از نظر فیزیکی به طبقات پایین تر و زیرزمین هایی اشاره دارد که در خانه های وسیع دوره های گذشته، محل سکونت و کار خدمتکاران بود و شامل آشپزخانه ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٢

عنوان یک مقام رسمی در خانواده سلطنتی بریتانیا است. این شخص مسئولیت مدیریت بخش بزرگی از کارکنان و اداره اقامتگاه های سلطنتی را بر عهده دارد. 🔍 مسئول ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( اشیا یا افراد را ) در نقاطِ مختلفِ یک فضا پخش کردن / پراکنده کردن • ( در معنایِ توصیفی ) چیزی را به صورتِ نامنظم در یک مکان قرار ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١٠

• تفاوت آن با "high" در این است که "high" به ارتفاعِ عمومی اشاره دارد، در حالی که "soaring" به افزایشِ سریع و شدید اشاره می کند. 🔸 مثال ها: • "The ...

پیشنهاد
٦

🔸 معادل فارسی: • شادی و نشاطِ مجلس / شور و حالِ مراسم • ( در معنایِ مجازی ) فضایِ شاد و جشن گونه یِ یک رویداد • ( با بارِ مثبت ) خوشی و سرورِ حاضرین ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١٥

🔸 معادل فارسی: • ( فشار یا تنش را ) افزایش دادن / تشدید کردن • ( در معنایِ مجازی ) رویکردیِ تهاجمی تر یا قاطع تر در پیش گرفتن • ( در موردِ یک موقعیت ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١١

🔸 معادل فارسی: • ( شدتِ چیزی را ) افزایش دادن / بالا بردن • ( در معنایِ مجازی ) فشار را بیشتر کردن / سطحِ تنش یا فعالیت را بالا بردن • ( در موردِ یک ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ارزش قائل شدن برای / گرامی داشتن • ( در موردِ یک رابطه یا موقعیت ) به عنوانِ یک چیزِ ارزشمند نگاه کردن • ( با بارِ عاطفی ) اهمیت دا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٨

net zero یعنی میزان انتشار گازهای گلخانه ای به صفرِ خالص برسد. �وزیر انرژی و خالص صفر� ( Net Zero Secretary ) یک مقام ارشد دولتی در بریتانیا است که ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • استانداردها را پایین آوردن / سطحِ انتظارات را کاهش دادن • ( در معنایِ مجازی ) کیفیت یا معیارهایِ موردِ انتظار را تنزل دادن • ( در ر ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • "The presenter of the evening news delivered the latest updates. " ( مجری اخبار عصر آخرین به روزرسانی ها را ارائه داد. ) • "She is a ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( در معنای اصلی ) شخصی که به دنبال چیزی با دست می گردد یا راه خود را در تاریکی پیدا می کند • ( در معنای عامیانه، رایج تر و با بار ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( در معنایِ خبری ) گمان رفتن / پیش بینی شدن • ( در موردِ یک انتصاب یا رویداد ) به عنوانِ گزینه یِ اصلی برایِ یک موقعیت مطرح بودن • ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

چپ گرای افراطی/بیش ازحد سیاسی در کاربرد انتقادی. 🔸 معنی دقیق: "Woke" ابتدا به معنای آگاه بودن از مسائل نژادی، اجتماعی و عدالت ( به ویژه تبعیض علیه ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • ( یک فیلم، مصاحبه یا سند ) از بایگانی بیرون آورده شده • پیدا شده و به عموم نشان داده شده • آشکار شده ( پس از اینکه پنهان بود ) 🔸 ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٢

مثال؛ One Nation leader labels family violence leave ‘ridiculous’ and decries ‘woke’ support of women’s rights in November podcast

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

One Nation اشاره به حزب سیاسی راست گرای استرالیا، یعنی Pauline Hanson’s One Nation.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • به چیزی بالغ شدن / تبدیل شدن به • رشد کردن و رسیدن به مرحله پختگی • به مرور به . . . تبدیل شدن • پخته شدن و شکل گرفتن به 🔸 مثال ها ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • از هر نظر / در همه جنبه ها • کاملاً / تمام عیار • در تمام موارد و اتهامات • از همه جهات 🔸 مثال ها: • "The project failed on all co ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 مثال ها: • "Software engineering is one of the most high - paying careers in technology. " ( مهندسی نرم افزار یکی از پردرآمدترین مشاغل در حوزه فن ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • سیاستِ همگانی / سیاستِ فراگیر • ( در مدیریت و سیاست ) قاعده ای که بدونِ استثنا و برایِ همه یِ موارد به طورِ یکسان اعمال می شود • ( ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معنی دقیق: "Case - by - case" به رویکردی گفته می شود که در آن، هر موقعیت، پرونده، یا درخواست به طورِ جداگانه و بر اساسِ شرایطِ خاصِ خودِ آن مورد ب ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

"Gold Standard" در اینجا یک استاندارد طلایی در منع اشاعه هسته ای است، نه یک سیستم پولی. این اصطلاح به سخت گیرانه ترین تعهداتی گفته می شود که یک کشور ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

عبارت "proliferation standard" ( استاندارد اشاعه ی هسته ای ) در گفتمان سیاسی و حقوقی بین المللی، به مجموعه ای از قوانین، تعهدات، و معیارهایی اشاره دا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • نقطه عطف / بنای تاریخی • نشان برجسته • رویداد مهم • جاذبه معروف 🔸 معنی دقیق: "Landmark" دو معنی اصلی دارد: بنای مشهور یا جغرافیایی ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • در مضیقه / بدون کمک رها شدن • تنها و بی پناه ماندن • گیر کردن بدون راه حل • در موقعیت دشوار و بدون حمایت 🔸 مثال ها: • "The company ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • "The meeting was put back by two hours due to traffic. " ( جلسه به دلیل ترافیک دو ساعت عقب افتاد. ) • "Please put the books back on t ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • به گذشته نگاه کردن • مرور خاطرات • فکر کردن به رویدادهای گذشته • به عقب نگریستن 🔸 مثال ها: • "When I look back on my university da ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

✅ تفاوت Look back at و Look back on 🔹 Look back on • معنی اصلی: مرور خاطرات، تأمل در گذشته و ارزیابی کلی تجربیات. • کاربرد: بیشتر برای فکر کردن به ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد

🔸 معادل فارسی: روایت را به خوبی منتقل کردن جوهره داستان را به تصویر کشیدن اصل ماجرا را ثبت کردن داستان را به درستی بازتاب دادن ماهیت یا پیام اصلی دا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در چشم پزشکی معمولاً به معنای هر دو چشم به کار می رود. شکل رایجِ مخفف آن هم OU است که از Oculus Uterque می آید و در نسخه ها و یادداشت های چشمی برای ا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

یک واژهٔ لاتین است و یعنی هر دو یا هر یک از دو تا. در فارسی می شود گفت: هر دو، هریک از آن دو یا دوتایی بسته به جمله. کاربرد این واژه معمولاً وقتی به ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

یعنی ریسکِ اختیار معامله یا به طور کلی ریسکِ ناشی از اختیار/آپشن. در بازارهای مالی، این واژه به خطرِ زیان مربوط می شود وقتی قیمت، نوسان، یا زمانِ سرر ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
١

🔸 معادل فارسی: • کاملاً متعهد شدن / تمام قد وارد شدن • همه چیز را گذاشتن روی چیزی • تمام عیار حمایت کردن • با تمام وجود پای کار بودن 🔸 مثال ها: • " ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 معادل فارسی: • ( در بازی و شرط بندی ) تمام سرمایه ی خود را روی میز گذاشتن • ( در معنایِ مجازی ) همه یِ توان یا منابع خود را برایِ یک هدف به کار گر ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • "He finally got a date with his long - time crush. " او بالاخره با کسی که مدت ها به او علاقه داشت، یک قرار گذاشت. • "She's too nervou ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

🔸 مثال ها: • "The troops endured a grueling march through the desert. " نیروها یک راهپیماییِ طاقت فرسا را از میانِ بیابان تحمل کردند. • "The presi ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

Steal someone's thunder 🔸 معادل فارسی: • ( از کسی ) جلو زدن / آبرو و توجه را از کسی گرفتن • ( در معنایِ مجازی ) با اقدامِ ناگهانی، جلبِ توجه کردنِ د ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

یعنی حقِ کشاندنِ سهامداران اقلیت به فروش. به طور ساده، اگر سهامدارِ اکثریت تصمیم به فروش شرکت بگیرد، می تواند سهامدارانِ اقلیت را هم مجبور کند همان س ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

یعنی شلاق زنِ مذهبی یا کسی که برای توبه/ریاضت خودش را شلاق می زند. در کاربرد تاریخی هم به اعضای جنبش های قرون وسطی گفته می شد که در مراسم عمومی خود ر ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١١

glaucoma گلوکوم یعنی آب سیاه؛ یک بیماری چشمی که به عصب بینایی آسیب می زند و اگر درمان نشود می تواند به کاهش دید یا نابینایی منجر شود. این بیماری اغلب ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

Oculoplasty جراحی پلاستیک و ترمیمی چشم؛ شاخه ای از چشم پزشکی که به درمان و گاهی زیباسازیِ پلک ها، مجاری اشکی، حدقهٔ چشم و بافت های اطراف چشم می پرد ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١٠

جراحی پلاستیک و ترمیمی چشم؛ شاخه ای از چشم پزشکی که به درمان و گاهی زیباسازیِ پلک ها، مجاری اشکی، حدقهٔ چشم و بافت های اطراف چشم می پردازد. کاربردها ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١١

strabismus انحراف چشم؛ حالتی که دو چشم به طور هم زمان و موازی به یک نقطه نگاه نمی کنند. این مشکل می تواند باعث دوبینی، کاهش دید سه بعدی، خستگی چشم و ...