پیشنهاد‌های حسین کتابدار (٢٥,٩٦٠)

بازدید
٢٠,٤٧١
تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

planned, organized, or arranged in advance ( often of an event or situation intended to seem spontaneous ) از قبل برنامه ریزی شده، سازمان یافته یا م ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

to accept an offer or suggestion that seems good but is really a trick پذیرفتن پیشنهاد یا گزینه ای که به نظر خوب می آید اما در واقع یک حقه است وسوسه ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

a scene or a state of great disorder or confusion. an economy in shambles صحنه یا وضعیتی از بی نظمی یا آشفتگی شدید. اقتصاد نابسامان مثال؛ You were su ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

to become unproductive or ineffective; be unable to score بی فایده یا بی اثر شدن؛ قادر به گلزنی نبودن. مثال؛ The team's motivation seemed to go cold ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

The term "sanctum sanctorum" is a Latin phrase that means "holy of holies. " In religious contexts, it refers to the most sacred part of a temple or ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

مکان یا حریم خصوصی مثال؛ He ushered her into his sanctum and gave her something to drink.

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

someone that a person has sex with, not because they want a serious relationship, but because they want to have sex with as many people as possible ک ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

مثال؛ The shower had invigorated her. The mayor has plans to invigorate the downtown economy. He was invigorated by the positive feedback. Breath ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

Certified Public Accountant یک حسابدار رسمی ( CPA ) / یک متخصص حسابداری مورد اعتماد است که یک فرآیند آزمون سخت را پشت سر گذاشته است. آنها سه شاخه مور ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٢

🔸 معادل های رایج فارسی ( بسته به زمینه و لحن ) : زبونم لال ( رایج ترین و طبیعی ترین در فارسی روزمره ) خدا نکنه حاشا / حاشا الله به هیچ وجه / هرگز چ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آدمی که بیش از حد نرم و چاپلوس، لیز، متظاهر، یا حال به هم زن به نظر می رسه ( اغلب با حس منفی ) مثال ها: That guy at the party was so oily — always t ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

ریسک کردن مثال؛ I'm going to go out on a limb and approve his request for additional research funding. I wouldn't go out on a limb like this if I di ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١١

/ˌmarɪˈnɑːrə/ ( in Italian cooking ) a sauce made from tomatoes, onions, and herbs, served especially with pasta ( در آشپزی ایتالیایی ) سسی که از گ ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

a practical joke in which an unwitting victim is sent in pursuit of something that does not exist دنبال نخود سیاه فرستادن مثال؛ One or two gullible y ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١١

1. قفل باز کن ( وسیله ) مثال؛ He used a lockpick to open the door and stole the papers. 2. اصطلاح عامیانه a person who picks a lock, especially a ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٤

مثال؛ The U. S. military uses bleeding - edge semiconductor technologies in its newest warplanes, battleships, and missiles. Bleeding - edge technol ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٩

مثال؛ Being part of the Commonwealth Games has been a once in a lifetime experience. An offer like that will come just once in a lifetime. For a da ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

بررسی کردن / چک کردن/ تحقیق کردن یا مطمئن شدن از چیزی You should check out the reviews first. اول نظرات رو بررسی کن.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٩

به طور اجتناب ناپذیر مثال؛ Anxiety is mounting among officials from several Gulf nations that President Donald Trump may be inexorably driving the Un ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١٠

to publicly say false or bad things about someone ( such as a political opponent ) in order to harm that person's reputation گفتن حرف های نادرست یا ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

assume responsibility or blame on behalf of other people, especially by resigning from a position به عهده گرفتن مسئولیت یا سرزنش از طرف دیگران، به خص ...

پیشنهاد
٠

in a dangerous situation in which they are extremely close to disaster or failure بودن در یک موقعیت خطرناک بسیار نزدیک به فاجعه یا شکست مثال؛ The kin ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

مثال؛ Give him a bit of limelight and away he goes—no one else can get a word in edgeways. Nancy loves to talk, and I couldn't get a word in edgeway ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مثال؛ If Arthur's dog is not fed adequately, he becomes highly irascible, even growling at his own shadow. He's a difficult, irascible person. Dunm ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مترادف؛ possibly. potentially مثال؛ She is arguably the greatest woman tennis player of all time. He is arguably the best writer of his generation.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٥

lose self - control کنترل خود را از دست دادن مثال؛ I got a bit carried away when describing the final game. The crowd were carried away by his passi ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

این می تواند موقعیت هایی را توصیف کند که در آن ها اختلاف نظر پیش می آید - وقتی کسی با شخص دیگری ( مانند معلم یا رئیس ) درگیر می شود، به این معنی است ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک واکنش بسیار شوکه کننده، به ویژه واکنشی که در آن بیشتر از آنچه واقعاً احساس می کنید، شوک نشان می دهید تا نشان دهید که فکر می کنید چیزی از نظر اخلاق ...

پیشنهاد
٤

see someone/something in a new light با دید تازه/جدید دیدن، از زاویه ای متفاوت نگاه کردن یا درک کردن به شیوه ای نو و اغلب مثبت تر مثال ها: After tal ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٣

1. پذیرفتن چیزی بدون اعتراض، باور کردن چیزی ( حتی اگر سخت یا مشکوک باشد ) . I can't swallow that excuse. → نمی تونم این بهانه رو باور کنم / قبول کنم ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

1. **رد کردن، بی اهمیت دانستن، نادیده گرفتن** ( رایج ترین در اخبار و سیاست ) وقتی کسی چیزی ( انتقاد، ادعا، ایده، یا شخص ) را جدی نمی گیرد و آن را ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

1. **در جلسات، کنفرانس ها، مصاحبه ها یا ارائه ها** وقتی مجری یا سخنران می گوید: "Now I'll take questions" یا "I'm happy to take your questions" ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

**لازم بودن** / **مناسب بودن** / **به نفع بودن** / **شایسته بودن** / **باید/بهتره انجام دادن** یعنی چیزی که برای کسی **ضروری**، **مناسب**، **مفید** ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

**"Rare - ish"** ( یا گاهی rareish بدون خط فاصله ) یک کلمه غیررسمی و محاوره ای ( slang - ish! ) در انگلیسیه که از ترکیب **rare** ** - ish** ساخته شده ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( تلفظ: /ˈkruː. pi. eɪ/ یا به فارسی تقریبی: کروپی یه یا کروپی اِر ) یک کلمه فرانسوی الاصله: **کروپیه** یا **دیلر کازینو** ( کسی که میز بازی رو مدیری ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

**"Blow off steam"** ( یا گاهی **"let off steam"** ) یک اصطلاح عامیانه خیلی رایج در انگلیسیه: **فشار/استرس/عصبانیت رو خالی کردن** **خودت رو تخلیه ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

**از چیزی خیلی لذت بردن / هیجان زده شدن / تحریک شدن** ( به خصوص اغلب با بار **جنسی** یا خیلی شدید ) معمولاً به این شکل استفاده می شه: **get off ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

**Belated** یعنی �دیر شده�، �با تأخیر�، �پس از موعد� یا به فارسی ساده تر: **�دیرهنگام�** یا **�با عذرخواهی بابت تأخیر�** رایج ترین کاربردش در عبارات ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

### ۱. اسم ( رایج تر ) : - **دیوانه**، **مجنون**، **فرد روانی** یا **آدم خلّ**. این کلمه اغلب توهین آمیز و منفی است و امروزه در زبان رسمی یا پزشک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

( تلفظ: بو - دی - گا ) اصالتاً اسپانیایی است و در انگلیسی آمریکایی ( به ویژه در نیویورک و شهرهای بزرگ ) رایج شده. معانی اصلی آن: ### ۱. معنای اصلی و ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

### ۱. اسم ( در سیاست ) : - **نخست وزیر** ( به ویژه در کشورهای با نظام پارلمانی مثل بریتانیا، کانادا، استرالیا یا چین ) . - در چین، عنوان رسمی دوم ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

- **خوش یمنی**، **فرخندگی**، **مبارک بودن**، **نویدبخش موفقیت بودن** یا **حالت مساعد و مثبت**. این کلمه از صفت **auspicious** ( خوش یمن، فرخنده، مس ...

پیشنهاد
٠

یک ترجمه مستقیم از یک **ضرب المثل چینی معروف** است: - اصل چینی: **风物长宜放眼量** ( Fēngw� ch�ng y� f�ng yǎn li�ng ) ### معنای تحت اللفظی: - "چشمان خود ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

- **انتقاد پنهان**، **طعنه تلویحی**، **کنایه انتقادی** یا **حمله کلامی مخفیانه**. یعنی اظهارنظری که ظاهراً بی ضرر یا حتی مثبت به نظر می رسد، اما در ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

1. **رهبری کردن / ابتکار عمل را به دست گرفتن**: شروع کردن یا هدایت یک فعالیت، پروژه یا گروه؛ قدم اول را برداشتن. 2. **جلو افتادن / پیشتاز شدن**: د ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

- نامنظم، بی ثبات، ناپیوسته، غیرقابل پیش بینی، پراکنده یا متغیر به طور ناگهانی. * در زمینه های مختلف: - برای رفتار شخص: کسی که رفتارش قابل پیش بینی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در زمینه های سیاسی، دیپلماتیک یا تجاری: روابط پیشرفته و چندبعدی بین کشورها، سازمان ها یا شرکت ها که شامل لایه های استراتژیک، منافع مشترک، رقابت پنهان ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

1. کفاره یا توبه عملی: عملی که فرد برای جبران گناه یا اشتباه خود انجام می دهد، معمولاً به صورت خودخواسته و با هدف نشان دادن پشیمانی. 2. در زمینه مذه ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مثال؛ He had done public penance for those hasty words. As a penance, she said she would buy them all a box .

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

to hit someone hard; punch کسی را محکم زدن؛ مشت زدن مثال؛ He made me so mad I wanted to slug him. If you slug a baseball, you hit it very hard.