check out

پیشنهاد کاربران

Are you checking me out
منو داری محک می زنی/ داری منو امتحان می کنی/داری درباره من کسب اطلاعات می کنی
This phrase is a casual and colloquial way of saying someone has died. It implies a final departure or exit from life.
این عبارت یک روش خودمانی و عامیانه برای گفتن اینکه کسی مرده است. این به معنای خروج یا عزیمت نهایی از زندگی است.
...
[مشاهده متن کامل]

مردن
مثال ها؛
“He checked out peacefully in his sleep. ”
In a conversation about mortality, someone might say, “We never know when it’s our time to check out. ”
Another usage could be, “When the famous actor checked out, fans around the world mourned. ”

منابع• https://fluentslang.com/slang-for-pass-away/
Check ou a new resta👉🏼check out= find some infor mation
پرداخت
وارسی
خارج شدن
"don't forget to hand in your room key when you check out"
"فراموش نکنید کلید اتاق خود را هنگام خروج تحویل دهید"
امانت گرفتن کتاب
دیدن جایی بررسی کردن جایی
بررسی کردن
در برنامه نویسی به معنای دانلود یک نسخه کپی از کد از مخزن ( repository ) آن.
"Check out" در اینجا یک فعل عبارتی دو کلمه ای است، به معنای نگاه کردن و توجه کردن به کسی یا چیزی.
to examine something or get more information about it in order to be certain that it is true, safe, or suitable:
To get a load of someone or something
Observe
ممانعت کردن
Are you checking me out
( checkout ( noun
اینجا نَون هست یعنی اسم هست و وِرب نیست
پس معنی ( باجه پرداخت پول ) را میگیرد.
check out
Depart :
جایی را ترک کردن ( هتل )
دورشدن از چیزی
منحرف شدن
نگاه کردن
دیدن
اتاق هتل را تحویل دادن ( به هنگام خروج )
تسویه حساب کردن
Check out به معنی برسی کردن هم میشه
I will happy if you check it out too
خوشحال میشم اگه این و هم برسی کنید یا ( چک کنید )
حساب خود را تسویه کردن
phrasal verb :
1 - اطمینان حاصل کردن ( از درست بودن، امن بودن یا قابل قبول بودن چیزی )
خاطرجمع شدن
به عنوان مثال :
I made a phone call to check out his address
2 - نگاه کردن ( و جذب کسی یا چیزی شدن. زیرا آن فرد/چیز جذاب و زیبا به نظر می رسد. )
به عنوان مثال :
If I hear about a website that sounds interesting, I check it out
3 - کسب اطلاعات کردن درباره کسی ( به خصوص برای ارزیابی این که آیا او برای کاری مناسب هست یا نه )
به عنوان مثال :
I’ll check them out as potential employers
4 - ترک کردن هتل بعد از تسویه حساب
به عنوان مثال :
We checked out at noon
5 - امانت گرفتن کتاب از کتابخانه ( American English )
به عنوان مثال :
The library allows you to check out six books at a time
**نکته:** کلمه ی check out ( که به صورت دو کلمه مجزا و با فاصله از هم نوشته می شود ) با کلمه checkout کاملا متفاوت است. کلمه اول همانطور که در بالا توضیح داده شد یک ( ( phrasal verb ) ) است، اما کلمه دوم یک noun است.
منابع• https://www.ldoceonline.com/dictionary/check-out• https://www.ldoceonline.com/dictionary/checkout
امانت گرفتن
Anyone having a library card may check out books.
بررسی کردن ( به منظور مطمئن شدن از اینکه آن چیز درست، قابل قبول و واقعی هست )
check - out ( گردشگری و جهانگردی )
واژه مصوب: خروج
تعریف: تخلیۀ اتاق و تصفیۀ حساب
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٥)

بپرس