4. No one will dispute the valor of Washington's men at Valley Forge.
[ترجمه رضا] هیج کس در مورد شجاعت و دلاوری افراد ( جورج ) واشنگتن در دره فورج تردید نخواهد کرد.
|
[ترجمه گوگل]هیچ کس با شجاعت مردان واشنگتن در ولی فورج مخالفت نخواهد کرد [ترجمه ترگمان]هیچ کس، شجاعت مردان واشنگتن در دره فورج را مورد بحث قرار نخواهد داد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. The fireman's valor in rushing into the flaming house saved the occupants from a horrid fate.
[ترجمه گوگل]شجاعت آتش نشان در هجوم به خانه شعله ور، ساکنان را از سرنوشتی وحشتناک نجات داد [ترجمه ترگمان]شجاعت آتش نشانی در حال حمله به درون خانه شعله ور، ساکنان آن خانه را نجات داده بودند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. I am a does not contain any additives lunatic.
[ترجمه گوگل]من یک دیوانه هیچ مواد افزودنی ندارد [ترجمه ترگمان]من هیچ ماده افزودنی ندارم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. He must be a raving idiot/lunatic.
[ترجمه گوگل]او باید یک احمق/دیوانه هولناک باشد [ترجمه ترگمان] اون باید یه احمق و خل و چل باشه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. I was carved up by a lunatic in a Porsche.
[ترجمه گوگل]من توسط یک دیوانه در یک پورشه حک شده بودم [ترجمه ترگمان] من توسط یه دیوونه توی پورشه حکاکی شده بودم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. This murderous lunatic could kill them both without a second thought.
[ترجمه گوگل]این دیوانه قاتل می تواند بدون فکر کردن هر دوی آنها را بکشد [ترجمه ترگمان]این دیوانه قاتل می توانست هر دو را بدون فکر دوم بکشد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. He pleads for sanity in a lunatic world.
[ترجمه گوگل]او برای سلامت عقل در دنیایی دیوانه التماس می کند [ترجمه ترگمان]او از سلامت عقل در دنیای دیوانه دفاع می کند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Haig and Robertson saw it as the lunatic ravings of a mad politician.
[ترجمه گوگل]هیگ و رابرتسون آن را به عنوان هیاهوی دیوانه وار یک سیاستمدار دیوانه می دیدند [ترجمه ترگمان]Haig و رابرتسون آن را the دیوانه یک سیاست مدار دیوانه می دانند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. Her son thinks she's an absolute raving lunatic.
[ترجمه گوگل]پسرش فکر میکند که او یک دیوانه مطلق است [ترجمه ترگمان]پسرش فکر می کند که او یک دیوانه تمام عیار است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Officers will crack down on lunatic motorists who speed or drive too close to the car in front.
[ترجمه گوگل]افسران با رانندگان دیوانه ای که با سرعت زیاد یا نزدیک به ماشین جلویی رانندگی می کنند، برخورد خواهند کرد [ترجمه ترگمان]افسران به رانندگان lunatic که سرعت یا رانندگی زیادی دارند، برخورد خواهند کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. They stressed that only the lunatic fringe of the movement was involved in the incident.
[ترجمه گوگل]آنها تاکید کردند که تنها حاشیه جنون جنبش در این حادثه دخیل بوده است [ترجمه ترگمان]آن ها تاکید کردند که تنها ریشه های دیوانه این جنبش در این حادثه دست داشته اند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. There's no knowing what this lunatic will do next.
[ترجمه گوگل]معلوم نیست این دیوانه در مرحله بعد چه خواهد کرد [ترجمه ترگمان]هیچ کس نمی داند این دیوانه بعدی چه خواهد کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
16. It ' s the lunatic fringe of the Animal Liberation Front which smashes the windows of butchers'shops, not ordinary members like us.
[ترجمه گوگل]این حاشیه دیوانه جبهه آزادی حیوانات است که شیشه قصاب ها را می شکند، نه اعضای عادی مثل ما [ترجمه ترگمان]این شاخه دیوانه جبهه آزادی بخش حیوانات است که پنجره های مغازه ها را می کوبد، نه اعضای عادی مثل ما [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
17. This lunatic in a white van pulled out right in front of me!
[ترجمه گوگل]این دیوونه تو یه ون سفید درست جلوی من کشید بیرون! [ترجمه ترگمان]این دیوونه تو یه ون سفید درست جلوی من کشیده شد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
18. He must be a lunatic to drive his car so fast.
[ترجمه گوگل]او باید دیوانه باشد که ماشینش را به این سرعت رانندگی کند [ترجمه ترگمان]اون باید یه دیوونه باشه که ماشینش رو اینقدر سریع رانندگی کنه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
19. The court committed her to a lunatic asylum.
[ترجمه گوگل]دادگاه او را به یک پناهگاه دیوانگان متعهد کرد [ترجمه ترگمان]دادگاه اون رو به یه تیمارستان روانی تبدیل کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
• crazy or deranged person, insane person; person who is reckless or extremely foolish crazy, insane; not mentally sound; of or for the insane; foolish, extremely reckless if you describe someone as a lunatic, you mean that they behave in a dangerous, stupid, or annoying way; an informal use. lunatic behaviour is foolish and likely to be dangerous.
پیشنهاد کاربران
### ۱. اسم ( رایج تر ) : - **دیوانه**، **مجنون**، **فرد روانی** یا **آدم خلّ**. این کلمه اغلب توهین آمیز و منفی است و امروزه در زبان رسمی یا پزشکی توصیه نمی شود ( به جای آن از "person with mental illness" یا "mentally ill person" استفاده می کنند ) . ... [مشاهده متن کامل]
### مثال ها: - "He was acting like a complete lunatic. " → مثل یک **دیوانه کامل** رفتار می کرد. - "The asylum was full of lunatics. " ( قدیمی و توهین آمیز ) → تیمارستان پر از **مجنون ها** بود. ### ۲. صفت: - **دیوانه وار**، **مجنون وار**، **غیرعقلانی**، **جنون آمیز**. ### مثال ها: - "That's a lunatic idea!" → این یک ایده **دیوانه وار** است! - "Driving at that speed in the rain is lunatic behavior. " → رانندگی با آن سرعت در باران رفتار **جنون آمیز** است. معادل های رایج فارسی: - ( اسم ) دیوانه، مجنون، خلّ، روانی ( توهین آمیز ) - ( صفت ) دیوانه وار، جنون آمیز، غیرعقلانی
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید: 📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم lun 📌 این ریشه، معادل "moon" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "moon" مربوط هستند. ... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال: 🔘 lunar: relating to the ‘moon’ 🔘 lunatic: originally believed to be mentally ill due to the phases of the ‘moon’ 🔘 lunation: a complete cycle of the ‘moon’ phases 🔘 lunisolar: relating to both the ‘moon’ and the sun 🔘 lunette: a crescent - shaped object resembling the ‘moon’ 🔘 lunary: something influenced by or related to the ‘moon’ 🔘 lunambulism: sleepwalking believed to be caused by the ‘moon’ 🔘 semilunar: shaped like a half ‘moon’
lunatic 2 ( n ) = ( old - fashioned ) a person who is severely mentally ill ( the use of this word is now offensive ) , lunatic ( adj ) =crazy, ridiculous, or extremely stupid, e. g. lunatic ideas.
lunatic 1 ( n ) ( lunəˌtɪk ) =a person who does crazy things that are often dangerous, e. g. This lunatic in a white van pulled out right in front of me.
لوناتیک به معنی خل یا دیوانه نیست: ) لوناتیک ها قبیله هایی بودن که ماه رو میپرستیدن و شبها به سمت ماه زوزه میکشیدن البته این یه افسانه هستش ولی معنی دقیقش همینه.
هم صفته و هم اسم دیوانه / روانی / احمق دیوانه وار / مربوط به روانی یا روانی ها ◀️ Even the joker is scared of this lunatic