🔸 نکته:
تفاوت این ترکیب با Direct criticism، Backhanded compliment، و Dig:
• Direct criticism به معنای انتقاد مستقیم است و صریح و آشکار است؛ نام طرف برده می شود و انتقاد بی پرده مطرح می شود.
• Backhanded compliment به معنای تعریف دوپهلو است و ترکیبی از تعریف ظاهری و تحقیر پنهان است؛ اما veiled swipe تعریف ظاهری ندارد و بیشتر بر انتقاد پوشیده تمرکز دارد/ مدح شبیه به ذم
... [مشاهده متن کامل]
• Dig به معنای کنایه و تیکه است و غیررسمی تر و کوتاه تر از veiled swipe است؛ معمولاً در گفتار روزمره و شبکه های اجتماعی به کار می رود.
• Veiled swipe اما رسمی تر و سیاسی تر است و بر پوشیده بودن و غیرمستقیم بودن حمله تأکید دارد — یعنی گوینده عمداً مبهم حرف می زند تا قابل انکار باشد، اما پیام را برساند. به همین دلیل در تحلیل سخنرانی ها و بیانیه های سیاسی بسیار رایج است.
تفاوت این ترکیب با Direct criticism، Backhanded compliment، و Dig:
• Direct criticism به معنای انتقاد مستقیم است و صریح و آشکار است؛ نام طرف برده می شود و انتقاد بی پرده مطرح می شود.
• Backhanded compliment به معنای تعریف دوپهلو است و ترکیبی از تعریف ظاهری و تحقیر پنهان است؛ اما veiled swipe تعریف ظاهری ندارد و بیشتر بر انتقاد پوشیده تمرکز دارد/ مدح شبیه به ذم
... [مشاهده متن کامل]
• Dig به معنای کنایه و تیکه است و غیررسمی تر و کوتاه تر از veiled swipe است؛ معمولاً در گفتار روزمره و شبکه های اجتماعی به کار می رود.
• Veiled swipe اما رسمی تر و سیاسی تر است و بر پوشیده بودن و غیرمستقیم بودن حمله تأکید دارد — یعنی گوینده عمداً مبهم حرف می زند تا قابل انکار باشد، اما پیام را برساند. به همین دلیل در تحلیل سخنرانی ها و بیانیه های سیاسی بسیار رایج است.
🔸 معادل فارسی:
• کنایه ی پوشیده / طعنه ی غیرمستقیم
• تیکه ی زیرپوستی / نیش کنایه آمیز
• حمله ی پنهان / انتقاد غیرمستقیم
• طعنه ی سرپوشیده / کنایه ی تلویحی
🔸 مثال ها:
• His speech included a veiled swipe at the previous administration.
... [مشاهده متن کامل]
سخنرانی او حاوی کنایه ای پوشیده به دولت قبلی بود.
• She took a veiled swipe at her rival during the interview.
او در آن مصاحبه تیکه ای زیرپوستی به رقیبش انداخت.
• The statement was seen as a veiled swipe at the president.
آن بیانیه به عنوان طعنه ای پوشیده به رئیس جمهور تلقی شد.
• کنایه ی پوشیده / طعنه ی غیرمستقیم
• تیکه ی زیرپوستی / نیش کنایه آمیز
• حمله ی پنهان / انتقاد غیرمستقیم
• طعنه ی سرپوشیده / کنایه ی تلویحی
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
سخنرانی او حاوی کنایه ای پوشیده به دولت قبلی بود.
او در آن مصاحبه تیکه ای زیرپوستی به رقیبش انداخت.
آن بیانیه به عنوان طعنه ای پوشیده به رئیس جمهور تلقی شد.