پیشنهادهای حسین کتابدار (٣١,٧٦٢)
🔸 نکته: تفاوت این اصطلاح با Manic episode ( دوره ی شیدایی ) و Hypomanic episode ( دوره ی شبه شیدایی ) : Manic episode ( دوره ی شیدایی ) یک دوره ی م ...
🔸 معادل فارسی: • حالت شیدایی گونه / وضعیت شبه شیدایی • ( در کاربرد بالینی ) دوره ای از رفتارهای پرانرژی، بی قراری، یا افراط گری که شباهت به دوره های ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Manic episode و Binge behaviour: Manic episode ( دوره ی شیدایی ) یک اصطلاح بالینی است که به دوره ای از خلق بالا، انرژی ا ...
🔸 معادل فارسی ( در بافت روانشناسی و رفتاری ) : • ولگردی شیدایی / دوره ی افراط گریِ بی رویه • ( در کاربرد بالینی ) رفتارهای بیش فعالانه، تکراری، و خا ...
🔸 معادل فارسی: • کاملاً نو / تازه ترین • ( در کاربرد روزمره ) چیزی که به تازگی ساخته، منتشر، یا معرفی شده است • ( در کاربرد تأکیدی ) بدون هیچ گونه س ...
🔸 مثال ها: All too often, the voices of the poor are ignored in politics. بیش از حد معمول، صدای فقرا در سیاست نادیده گرفته می شود. All too often ...
🔸 معادل فارسی: • ادعاشده / اعلام شده ( به عنوان یک تعهد یا باور ) • ( در کاربرد سیاسی و رسمی ) چیزی که به طور رسمی اعلام شده است ( اما ممکن است در ...
🔸 نکته: تفاوت این صفت با Stated و Alleged: Stated ( بیان شده / اعلام شده ) به چیزی اشاره دارد که به صراحت بیان شده است ( بدون لزوم شک در صداقت آن ) ...
🔸 معادل فارسی: • تحریک کردن / برانگیختن • ( در کاربرد حقوقی و سیاسی ) واداشتن به انجام کاری ( معمولاً خشونت آمیز یا غیرقانونی ) • ( در کاربرد روزمر ...
🔸 نکته: تفاوت این فعل با Instigate و Provoke: Instigate ( تحریک کردن / آتش زدن ) به شروع یا راه اندازی یک اقدام ( اغلب منفی ) با نقش فعال تر اشاره ...
. 🔸 نکته: تفاوت این صفت با Impractical و Unsustainable: Impractical ( غیرعملی ) به چیزی گفته می شود که از نظر عملی امکان پذیر نیست ( بدون لزوم تو ...
🔸 معادل فارسی: • غیرقابل اجرا / ناپایدار • ( در کاربرد اقتصادی و مدیریتی ) فاقد امکان موفقیت یا دوام مالی • ( در کاربرد روزمره ) چیزی که شانس بقا یا ...
آلمَنَک ( با تأکید بر هجای اول ) 🔸 نکته: تفاوت با تقویم ( Calendar ) و روزنامه ( Ephemeris ) : Calendar ( تقویم ) : صرفاً به ثبت روزها، ماه ها و من ...
🔸 مثال ها: در کاربرد روزمره: I have an enquiry about the price of this product. من یک سوال در مورد قیمت این محصول دارم. در کاربرد رسمی ( تحقیق ) : ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Cleansing و Purgation: Cleansing ( پاک سازی ) یک واژه ی عمومی تر و ملایم تر برای تمیز کردن یا زدودن آلودگی است. Purgati ...
🔸 معادل فارسی: • پاک سازی / تطهیر ( با حذف کامل ) • ( در کاربرد سیاسی ) حذف یا اخراج دسته جمعی مخالفان یا عناصر ناخواسته • ( در کاربرد پزشکی ) تخلی ...
🔸 مثال ها: در کاربرد فیزیکی: The cleansing of the wound is essential to prevent infection. پاک سازی زخم برای جلوگیری از عفونت ضروری است. She use ...
🔸 مثال ها: The government provides healthcare benefits to retirees. دولت مزایای درمانی را به بازنشستگان ارائه می دهد. Many retirees choose to tr ...
🔸 معادل فارسی • تغییر دادن به / جایگزین کردن با • ( در کاربرد روزمره ) یک چیز را با چیز دیگر عوض کردن ( به ویژه در انتخاب های روزمره ) • ( در کاربر ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Change to و Replace with: Change to ( تغییر دادن به ) به طور کلی به تغییر از یک حالت به حالت دیگر اشاره دارد. Replace ...
🔸 معادل فارسی: • شروع تازه / بازنشانی ( ذهنی یا روحی ) • ( در کاربرد روزمره ) فرصتی برای تجدید قوا و آماده سازی برای مرحله ی بعدی • ( در کاربرد روا ...
🔸 معادل فارسی: • پرهیزکار / میانه رو ( در خوردن و نوشیدن ) • ( در کاربرد روزمره ) کسی که در مصرف غذا، نوشیدنی، یا لذات، اعتدال را رعایت می کند • ( ...
🔸 نکته: تفاوت این صفت با Temperate و Abstinent: Temperate ( معتدل / میانه رو ) به طور کلی به اعتدال در همه چیز ( از جمله رفتار و خلق ) اشاره دارد. ...
🔸 معادل فارسی: • تمام کردن / به پایان رساندن ( یک مکالمه، سخنرانی، یا ارائه ) • ( در کاربرد روزمره ) موفق به انجام یا تکمیل یک کار ( به ویژه ارتباط ...
🔸 معادل فارسی: • نوشیدنی اضافی / لیوان بعدی • ( در کاربرد غیررسمی ) اضافه کردن نوشیدنی به لیوان ( برای پر کردن دوباره آن ) • ( در کاربرد روزمره ) م ...
🔸 مثال ها: The lion is a ferocious predator. شیر یک شکارچی درنده و وحشی است. The competition between the two companies is ferocious. رقابت بین ...
🔸 مثال ها: She resolutely refused to give up her principles. او قاطعانه از تسلیم شدن در برابر اصول خود خودداری کرد. The government resolutely op ...
دِی جوری اِستِیت ( با تأکید بر هجای اول در De، هجای اول در Jure، و هجای اول در State ) 🔸 معادل فارسی: • دولت دژور / دولت قانونی • ( در کاربرد علوم ...
🔸 معادل فارسی: • دولت بالفعل / دولت عملی • ( در کاربرد علوم سیاسی ) نهادی که کنترل مؤثر بر یک قلمرو و جمعیت را در دست دارد، اما از سوی جامعه ی بین ا ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Ready for و Willing to: Ready for ( آماده برای ) به وضعیت آمادگی ( بدون لزوم اشتیاق ) اشاره دارد. Willing to ( مایل به ...
🔸 معادل فارسی: • مایل / حاضر ( برای انجام کاری ) • ( در کاربرد روزمره ) آماده بودن برای یک فعالیت یا پیشنهاد • ( در کاربرد غیررسمی ) مشتاق بودن یا ...
🔸 نکته: ریشه شناسی و کاربرد: این عبارت ریشه در جنگ های جهانی دارد و به سربازانی اشاره دارد که برای دیدن دشمن، از پشت سنگر بیرون می آمدند و در معرض خ ...
🔸 معادل فارسی: • سر خود را از سنگر بیرون آوردن / ریسک کردن • ( در کاربرد سیاسی و اجتماعی ) نظر یا ایده ای را بیان کردن که ممکن است باعث انتقاد یا حم ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با As poor as a church mouse و Poverty - stricken: As poor as a church mouse ( به اندازه ی یک موش کلیسا فقیر ) یک اصطلاح اس ...
🔸 معادل فارسی: • به شدت فقیر / بسیار بی پول • ( در کاربرد عامیانه ) کسی که تقریباً هیچ پول یا منابع مالی ندارد • ( در کاربرد روزمره ) در فقر مطلق به ...
🔸 نکته: ریشه شناسی و کاربرد: این عبارت از قرن ۱۷ میلادی در ادبیات انگلیسی برای توصیف فقر شدید استفاده می شده است. تصویر موش های کلیسا که در یک مکان ...
🔸 معادل فارسی: • بسیار فقیر / تهی دست • ( در کاربرد استعاری ) کنایه از فقر شدید و نداری • ( در کاربرد روزمره ) افرادی که پول یا منابع کافی ندارند 🔸 ...
تفاوت با مفاهیم مشابه: - Snobbery ( اشراف منشی / خودبرتربینی ) به نگرش تحقیرآمیز نسبت به دیگران ( بر اساس طبقه اجتماعی یا ثروت ) اشاره دارد. - Pre ...
🔸 معادل فارسی: • تکبر / خودبرتربینی / رفتاری از روی غرور • ( در کاربرد انتقادی ) رفتاری که نشان دهنده ی برتری جویی و ادعای جایگاه بالاتر است • ( در ...
🔸 معادل فارسی: • شهرنشینی / شهرگرایی • ( در کاربرد جامعه شناسی ) فرایند افزایش جمعیت شهری و گسترش شهرها • ( در کاربرد اقتصادی ) گذار از جامعه ی روست ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Take it easy و Handle well: Take it easy ( آرام باش / خونسرد باش ) یک توصیه برای حفظ آرامش است. Handle well ( به خوبی ...
🔸 معادل فارسی: • از موضوعی یک مسئله ی بزرگ ساختن / بزرگ نمایی کردن • ( در کاربرد روزمره ) یک موضوع کوچک را بیش از حد بزرگ و جدی جلوه دادن • ( در کار ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Make a mountain out of a molehill و Overreact: Make a mountain out of a molehill ( از کوه، کوه سازی کردن ) یک ضرب المثل ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Criticize، Condemn، Protest و Rant: Criticize به معنای انتقاد کردن است و لزوما با خشم همراه نیست. Condemn به معنای محکو ...
🔸 معادل فارسی: • به شدت اعتراض کردن / حمله ی کلامی شدید کردن • ( در کاربرد رسمی ) نکوهش شدید ( به ویژه در ملأ عام ) • ( در کاربرد فنی ) منفجر شدن ی ...
🔸 معادل فارسی: • روی گذشته خط کشیدن / گذشته را تمام شده تلقی کردن • ( در کاربرد روانشناسی و روابط ) گذشتن از اشتباهات یا خاطرات تلخ گذشته • ( در کار ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Paperwork و Desk job: Paperwork ( کاغذبازی ) به هر نوع کار نوشتاری و اداری ( خواه خسته کننده باشد یا نه ) اشاره دارد. ...
🔸 معادل فارسی: • کارهای اداریِ کسل کننده / کارهای دفتریِ یکنواخت • ( در کاربرد عامیانه ) کارهای نوشتاری و کاغذیِ بی روح ( مانند پر کردن فرم ها و بای ...
🔸 معادل فارسی: • محصور کردن / در فضای بسته قرار دادن • ( در کاربرد روزمره ) محدود کردن ( در یک فضا ) • ( در کاربرد مجازی ) کسی را در یک موقعیت یا ن ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Pen up و Confine: Pen up ( در آغل کردن / حبس کردن ) به محبوس کردن ( اغلب برای حیوانات ) در یک فضای بسته اشاره دارد. Co ...