پیشنهادهای حسین کتابدار (٢٧,٩٥٥)
🔸 مثال ها: ( نقد هنری ) : "The critics derided the director's latest film as pretentious and boring. " منتقدان آخرین فیلم آن کارگردان را به عنوان ا ...
/vɪˈveɪ. ʃəs/ ویوِیشِس 🔸 مثال ها: ( توصیف یک دختر جوان ) : "Her vivacious personality made her the life of the party. " شخصیت سرزنده او باعث می شد ...
🔸 معادل فارسی: • چین و چروک گوشه چشم، خطوط خنده دور چشم • چروک دور چشم، چروک تاج پلک به خطوط ریز و چین و چروک هایی که در گوشه بیرونی چشم ( کنار شقیق ...
🔸 معادل فارسی: • ( برای هوا ) بسیار سرد بودن، یخبندان بودن • ( برای شخص ) بداخلاق بودن، نق نقو بودن، کج خلق بودن • ( برای کار یا مسئله ) دشوار بودن، ...
🔸 معادل فارسی: • ( در پایان کار ) برای امروز بس است، کار امروز تمام شد مثال: "I'm tired. Let's call it for the day. " خسته ام. بیا برای امروز تمومش ...
معادل فارسی: • دوست پسر دائمی، دوست دختر دائمی • نامزد عاطفی، کسی که با او رابطه ثابت داری • دوست پسر/دختر رسمی ( معادل today’s: boyfriend/girlfriend ...
🔸 معادل فارسی: • گلوی کسی بند بیاید، گره گلو • ( از شدت احساسات ) بغض کردن، منقلب شدن • حالتی که انسان می خواهد گریه کند اما اشکش جاری نمی شود 🔸 مث ...
🔸 معادل فارسی: • اختیار و کنترل را به دست گرفتن • سکان هدایت را در دست گرفتن • زمام امور را به دست گرفتن 🔸 مثال ها: "After years of preparation, he ...
🔸 معادل فارسی: • باحال، عالی، جالب، جذاب • نیرومند، پرقدرت ( در زمینه موسیقی و ورزش ) • جدی و واقعی ( در مقابل ساختگی ) 🔸 مثال ها: "The guitar ri ...
لارژس / لارجس 🔸 معادل فارسی: • بخشندگی، سخاوت، دست و دلبازی • ( در زمینه پول و ثروت ) بخشش سخاوتمندانه ( به ویژه از سوی افراد ثروتمند یا قدرتمند ) ...
🔸 معادل فارسی: • موضوع داغ، مسئله جنجالی و پربیننده • موضوعی که در صدر اخبار و توجه رسانه ها قرار دارد • مسئله برجسته و مطرح 🔸 مثال ها: "The econom ...
1. ( در فرهنگ خیابانی ) از دور خارج شدن، دیگر محبوب نبودن این معنا در میان جوانان و در مورد افراد مشهور ( خواننده، ورزشکار ) یا ترندهای اینترنتی به ک ...
Boat's in the water / Have a boat in the water 🔸 معادل فارسی: • کارها پیش می رود، اوضاع در جریان است • یک پروژه یا سرمایه گذاری در حال اجراست • ( د ...
Boat's in the water / Have a boat in the water 🔸 معادل فارسی: • کارها پیش می رود، اوضاع در جریان است • یک پروژه یا سرمایه گذاری در حال اجراست • ( د ...
🔸 معادل فارسی: • وارد شدن به متن درس، جذب شدن در درس • غرق شدن در مطلب ( درسی ) • تمرکز کامل روی درس داشتن یک فعل عبارتی نسبتاً جدید و محاوره ای در ...
🔸 معادل فارسی: • بی پیرایه، ساده، بدون تزئینات، بدون زواید • عریان ( در معنای استعاری ) • واقعی، خام ( بدون سانسور و فیلتر ) 🔸 مثال ها: ( حقیقت ...
🔸 معادل فارسی: • ( اصلی - فیزیکی ) عوارض زمین، توپوگرافی، شکل و وضعیت زمین • ( مجازی - رایج ترین ) موقعیت، وضعیت، شرایط حاکم، سر و وضع، اوضاع و احوا ...
🔸 معادل فارسی: • تا آخرین قطره • تا ته، تا سرحد ( برای جنگیدن، مبارزه ) • سراسر، تمام وجود ( در بافت عاطفی ) 🔸 مثال ها: ( نوشیدنی ) She sipped ...
🔸 معادل فارسی: • ( اسم ) لبخند مغرورانه و آزاردهنده، پوزخند، لبخند زهرآلود • ( فعل ) با تکبر و غرور لبخند زدن، پوزخند زدن، از روی خودبزرگ بینی لبخند ...
🔸 مثال ها: "Holy smokes! You've grown so tall since I last saw you!" خدای من! از وقتی آخرین بار دیدمت چقدر بلند شدی! "We won the lottery? Holy smok ...
تفاوت بین شکل مفرد و جمع ( Holy smoke vs. Holy smokes ) هر دو شکل holy smoke و holy smokes از نظر معنی کاملاً یکسان هستند و به عنوان اصطلاحی تعجبی ب ...
تفاوت بین شکل مفرد و جمع ( Holy smoke vs. Holy smokes ) هر دو شکل holy smoke و holy smokes از نظر معنی کاملاً یکسان هستند و به عنوان اصطلاحی تعجبی ب ...
🔸 معادل فارسی: • با اصرار چیزی به کسی دادن یا پیشکش کردن ( غذا، نوشیدنی ) • سؤالات پشت سر هم از کسی پرسیدن • ( قدیمی ) کسی را به انجام کاری واداشتن ...
🔸 معادل فارسی: • همه به عرشه بیایید، همه دست به کار شوید • وضعیت فوقالعاده ( نیاز فوری به همکاری همه ) • بسیج همگانی نیروها
🔸 معادل فارسی: • خراب کردن، نابود کردن، نقش بر آب کردن • به هم ریختن، با خاک یکسان کردن • ( در یک کار ) افتضاح به بار آوردن 🔸 مثال ها: ( در یک با ...
🔸 معادل فارسی: • کسی را در حالت غفلت و ضعف گیر انداختن • از وضعیت رضایت و آرامش کسی برای سوءاستفاده استفاده کردن • کسی را در لحظه بی دفاعی و بی خبری ...
🔸 معادل فارسی: • کاملاً از خط قرمز عبور کردن، به شدت از حد خارج شدن • کاملاً نامناسب و غیرقابل قبول بودن ( رفتار یا حرف ) • بسیار بی احترامی کردن، ...
🔸 معادل فارسی: • زن هرزه، فاحشه ( عامیانه و تحقیرآمیز ) • زن بی بندوبار ( در معنای جنسی ) • مرکز تجمع مردم، محل تبادل شایعات ( معنای اصلی و بی خطر ...
ایـِـنُووید انوید ( Enovid ) یک داروی ترکیبی حاوی دو هورمون نورتینودرل ( پروژستین ) و مسترانول ( استروژن ) بود که توسط شرکت G. D. Searle & Company تو ...
🔸 معادل فارسی: • زن بی بندوبار، زن بی حیا، زن آسان • زنی که به راحتی تن به روابط جنسی می دهد • ( قدیمی/عامیانه ) فاحشه ( با بار معنایی بسیار تحقیرآم ...
یک واژه بسیار قدیمی، ادبی، و تحقیرآمیز در زبان انگلیسی است که به زنی گفته می شود که از نظر اخلاقی بی بندوبار است، به ویژه از نظر جنسی و معمولاً به عن ...
Steno pool ( که به آن typing pool نیز گفته می شود ) اصطلاحی تاریخی در محیط های اداری آمریکا و اروپا از حدود دهه ۱۹۲۰ تا ۱۹۸۰ میلادی است. این عبارت به ...
🔸 معادل فارسی: • فرصت امتحان کردن چیزی را داشتن، نوبت تلاش کردن به کسی رسیدن • شانس انجام کاری را پیدا کردن ( به ویژه کاری چالش برانگیز ) • یک بار ...
🔸 مثال ها ( لجاجت شخصی ) "He knew the decision would hurt him, but he made it out of sheer perversity. " او می دانست آن تصمیم به او آسیب می زند، ...
🔸 معادل فارسی: • خودکنترلی کردن، خود را کنترل کردن • رفتار خود را مطابق قوانین و اخلاقیات تنظیم کردن • ( در اجتماعات ) مراقب رفتار خود بودن، از خود ...
🔸 معادل فارسی: • با من تند حرف نزن • با من پرخاش نکن • با من بی حوصله و عصبانی حرف نزن • با من جواب کوتاه نده 🔸 مثال ها ( در یک مکالمه تلفنی ) " ...
🔸 معادل فارسی: • به چیزی علاقه شدید داشتن، از چیزی خیلی خوشش آمدن • برای چیزی ارزش زیادی قائل شدن • ( در جملات منفی ) موافق چیزی نبودن، از چیزی خوشش ...
🔸 مثال ها: ( مراقبت – رابطه دوستی ) "My older brother always looks out for me at school. " برادر بزرگترم همیشه در مدرسه مواظب من است. ( جستجو ...
صفتی است که در صنعت دخانیات برای توصیف سیگار یا تنباکویی به کار می رود که میزان قطران ( ذرات ریز موجود در سیگار در ریه ها جمع می شوند و پوسته ضخیم قه ...
🔸 معادل فارسی: • بسیار عالی و جذاب به نظر رسیدن • خیلی خوش تیپ و شیک بودن ( مخصوصاً در مورد لباس پوشیدن ) • ظاهر درجه یک و فوق العاده داشتن 🔸 مثال ...
🔸 معادل فارسی: • درام روان شناختی ( رایج ترین معادل ) • فیلم/سریال روان شناسانه • ژانر روان شناختی 🔸 تعریف و مفهوم ژانر: درام روان شناختی یک زیرژ ...
🔸 معادل فارسی: • ( برای شخص ) آدم کثیف و حال به هم زن، آدم زننده • ( برای چیز ) کثیف و کثیف، گندآلود، افتضاح • جنبه جنسی: زننده و مبتذل هر دو شکل ب ...
🔸 معادل فارسی: • ( معنای اصلی و عامیانه ) لزبین ( به ویژه زن همجنس گرا با رفتار یا ظاهر مردانه ) • ( در زبان عامیانه قدیمی ) زن شوهر صفت، زن مردونه ...
🔸 معادل فارسی: • نعوظ صبحگاهی، بیدار شدن اندام تناسلی مردانه در هنگام صبح یک اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی است که به نعوظ غیراراده ای آلت تناسلی م ...
Despise یکی از قوی ترین کلمات برای ابراز تنفر و بیزاری در زبان انگلیسی است. این فعل نه تنها به معنای دوست نداشتن ( dislike ) است، بلکه شامل احساس تحق ...
دیس اینجِنیواس 🔸 مثال ها: ( در تبلیغات تجاری ) The advertisement is disingenuous when it claims the product is "all‑natural". این تبلیغ وقتی ادع ...
🔸 مثال ها: ( در استخدام و کار ) Employers are not allowed to coerce employees into working overtime without fair compensation. کارفرمایان مجاز ن ...
🔸 معادل فارسی: • مبهوت، ترسان، و بی حرکت ( انسان ) این عبارت برای توصیف حالت شوک، ترس، بی حرکتی، و درماندگی یک شخص ( اغلب یک زن یا دختر ) به کار می ...
🔸 معادل فارسی: • از گذشته خود رها شدن، تغییر شخصیت دادن • هویت قبلی خود را کنار گذاشتن و از نو شروع کردن این عبارت از تصویر پوست انداختن خزندگان ( م ...
🔸 مثال : ( در یک مهمانی خانوادگی ) "My aunt put me on the spot by asking when I was going to get married, in front of everyone. " عمه ام جلوی همه ...