پیشنهادهای حسین کتابدار (٣١,٨٤٣)
🔸 معادل فارسی ( در بافت جمله ی مورد نظر ) : • کنجکاو بودن / شیفته شدن ( در مورد چیزی ) • ( در کاربرد عاطفی ) جلب توجه و علاقه شدن • ( در کاربرد روز ...
🔸 معادل فارسی: • گنجینه / مجموعه ی ارزشمند • ( در کاربرد خبری ) انبوهی از اطلاعات یا اشیاء کشف شده • ( در کاربرد عمومی ) منبع غنی و ارزشمند ( از اطل ...
🔸 معادل فارسی: • ناراحت کننده / آزاردهنده ( از نظر عاطفی یا روانی ) • ( در کاربرد خبری ) هشداردهنده و نگران کننده • ( در کاربرد عمومی ) باعث ناراحت ...
🔸 معادل فارسی: • روزنامه نگار کهنه کار / خبرنگار با سابقه • ( در کاربرد حرفه ای ) فردی با سال ها تجربه در عرصه ی روزنامه نگاری • ( در کاربرد توصیفی ...
🔸 نکته: تفاوت این صفت با Adultery و Infidelity: Adultery ( زنا / خیانت زناشویی ) یک اصطلاح حقوقی و مذهبی است که به رابطه ی جنسیِ داوطلبانه ی یک فرد ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Affair و Relationship: Affair ( رابطه ی عاشقانه / ماجرا ) معمولاً به رابطه ای پنهانی و اغلب خارج از ازدواج اشاره دارد و با ...
🔸 معادل فارسی: • ( اسم ) رابطه ی عاشقانه / ماجراجویی جنسی ( با لحنی غیررسمی و سبک ) • ( فعل ) بازیگوشی کردن / با شور و هیجان کاری را انجام دادن • ( ...
🔸 معادل فارسی: • دارا بودن ( یک ویژگی یا قابلیت ) به طور برجسته • ( در کاربرد بی طرفانه ) داشتن ( چیزی که ارزشمند یا قابل توجه است ) 🔸 مثال ها: Th ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Peek at و Spy on: Peek at ( نگاه سریع و دزدکی انداختن ) به یک نگاه کوتاه و کنجکاوانه ( معمولاً بدون قصد آزار ) اشاره دارد ...
🔸 معادل فارسی: • جاسوسی کردن / دزدکی نگاه کردن ( به کسی ) • ( در کاربرد عامیانه ) مخفیانه کسی را زیر نظر گرفتن • ( در کاربرد روزمره ) با کنجکاوی به ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Blow up at someone و Freak out: Blow up at someone ( با کسی برخورد شدید کردن ) به انفجار خشم ناگهانی ( معمولاً با صدای بل ...
🔸 مثال ها: This new album is straight fire! I can't stop listening to it. این آلبوم جدید فوق العاده است! نمی توانم از گوش دادن به آن دست بکشم. Tha ...
🔸 معادل فارسی: • جزءسازی / جداسازی به اجزاء ( در علوم پایه و مهندسی ) • تقطیر جزءبه جزء / جداسازی بر اساس نقطه جوش ( در پالایش نفت ) • ( در علوم س ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Phenotype و Allele: Phenotype ( فنوتیپ ) به صفات قابل مشاهده ( مانند رنگ مو یا قد ) اشاره دارد که از ترکیب ژنوتیپ و تأثیرا ...
اَلِیل ( با تأکید بر هجای دوم ) 🔸 معادل فارسی: • الل / شکل های مختلف یک ژن • ( در ژنتیک ) یکی از دو یا چند نسخه ی احتمالی یک ژن که در جایگاه مشخصی ...
🔸 معادل فارسی: • ژنوتیپ / ترکیب ژنتیکی • مجموعه ی کامل ژن های یک موجود زنده • ( در کاربرد علمی ) اطلاعات ژنتیکیِ نهفته در دی ان ای که صفات وراثتی را ...
🔸 مثال ها : The victim suffered a penetrating wound to the abdomen. قربانی دچار زخمی در ناحیه شکم شد که به داخل بافت نفوذ کرده بود. A penetrating ...
🔸 معادل فارسی: • نتیجه ای برای آن داشتن / دستاوردی نشان دادن • ( در کاربرد انتقادی ) با وجود تلاش، نتیجه ی قابل توجهی نداشتن • ( در کاربرد روزمره ) ...
🔸 معادل فارسی: • امتیاز دادن / کوتاه آمدن ( در مذاکره یا اختلاف ) • ( در کاربرد سیاسی و حقوقی ) پذیرش بخشی از خواسته های طرف مقابل • ( در کاربرد عم ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Compromise و Give ground: Compromise ( سازش / مصالحه ) به توافقی گفته می شود که در آن هر دو طرف از بخشی از خواسته های خود ...
🔸 مثال ها: The news sparked frenzied speculation about a possible prisoner swap. این خبر گمانه زنی های شدیدی را درباره ی احتمال تبادل زندانیان بران ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Resolve a dispute و Drop a lawsuit: Resolve a dispute ( حل اختلاف ) به طور کلی به حل یک اختلاف ( قانونی یا غیرقانونی ) از ...
🔸 معادل فارسی: • یک پرونده ی قضایی را به طور توافقی خاتمه دادن • ( در کاربرد حقوقی ) بدون ادامه ی دادگاه، به یک توافق مالی یا غیرمالی در یک شکایت دس ...
🔸 مثال ها ( در بافت مشابه ) : The embassy is under heightened security following the threat. سفارت به دنبال این تهدید، تحت تدابیر امنیتی تشدیدشده ق ...
🔸 معادل فارسی: • به راه افتادن / عزیمت کردن ( به سفری ناشناخته ) • ( در کاربرد ادبی ) با جسارت و ریسک، به سفر یا اقدامی دست زدن • ( در کاربرد روزمر ...
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Partnership و Enterprise: Partnership ( مشارکت ) به رابطه ی حقوقی بین دو یا چند نفر برای انجام یک کسب وکار ( با تقسیم سود ...
🔸 معادل فارسی: • سرمایه گذاری مشترک / مشارکت تجاری ( Joint venture ) • ( در کاربرد تجاری ) پروژه یا کسب وکاری که با مشارکت دو یا چند طرف راه اندازی ...
🔸 نکته: تفاوت این فعل با File و Submit: File ( ثبت کردن / ارائه دادن ) رسمی ترین گزینه است و معمولاً برای اسناد حقوقی و دادگاهی به کار می رود ( مانن ...
🔸 معادل فارسی: • ارائه دادن / ثبت کردن ( یک اعتراض یا شکایت رسمی ) • به طور رسمی مطرح کردن ( یک درخواست یا اعلامیه ) • ( در کاربرد حقوقی و دیپلمات ...
🔸 معادل فارسی: • توشه ی آخرت / زادِ ره توشه ی قیامت • ( در ترجمه ی تحت اللفظی ) توشه ای برای بازگشت ( به آخرت ) • عنوان کتابی معروف در سیره، فقه، و ...
🔸 معادل فارسی: • گریه و زاری / داد و فریاد • شیون و ناله ی زیاد ( اغلب همراه با جیغ و فریاد ) • ( در کاربرد عامیانه ) غوغا و سر و صدای بی مورد 🔸 م ...
🔸 معادل فارسی: • ( در مالکیت ملک ) به عنوان مالک در سند رسمی ثبت شدن • ( در حقوق ) نام شخص در سند مالکیت قید شدن • ( در کاربرد عامیانه ) داشتن حق ما ...
یز انگار امروز بخت با ما یار نیست! ← فارسی و روان انگار کواکب سر ناسازگاری گذاشته اند! ← ادبی و طنز انگار فلک با ما سر جنگ دارد! ← ادبی نکنه اوضاع کو ...
🔸 معادل فارسی: • ادراک ضعیف از زمان • ( در کاربرد روانشناسی ) عدم آگاهی دقیق از گذر زمان • ( در کاربرد روزمره ) مشکل در مدیریت یا تخمین زمان 🔸 مثال ...
🔸 معادل فارسی: • جای خالی قدیمی را پر کردن • ( در کاربرد عاطفی ) خلأ عاطفی یا احساسیِ گذشته را جبران کردن • ( در کاربرد اجتماعی ) کمبود یا نبودِ یک ...
🔸 معادل فارسی: • اقدام دیوانه وار / کار خطرناک و غیرمنطقی • ( در کاربرد انتقادی ) طرح یا پروژه ای که به دلیل ریسک بالا یا غیرعملی بودن، احمقانه تلقی ...
🔸 معادل فارسی: • حتماً انجام دادن / به طور قطع کاری را انجام دادن • ( در کاربرد پیش بینی ) به ناچار اتفاق افتادن • ( در کاربرد احساسی ) ملزم و موظف ...
🔸 معادل فارسی: • اختلاف را حل کردن / به بحث پایان دادن • ( در کاربرد روزمره ) با توافق یا تصمیم، به یک بحث خاتمه دادن • ( در کاربرد حقوقی ) با میانج ...
پرواز از فراز یا عبور نمایشی یک هواپیما/بالگرد از نزدیکی یک مکان
🔸 نکته: تفاوت این واژه با Decoration و Medal: Decoration ( نشان تزیینی / افتخاری ) معمولاً به نشان های نظامی یا دولتی ( با طراحی خاص ) اشاره دارد. ...
🔸 معادل فارسی: • نشان / مدال افتخاری • ( در کاربرد رسمی ) نشان دولتی یا سلطنتی که به افراد برجسته اعطا می شود • ( در کاربرد تاریخی ) نشان های شوالیه ...
🔸 معنی دقیق: لاکتوز یک قند طبیعی است که به طور عمده در شیر پستانداران ( از جمله انسان، گاو، و بز ) یافت می شود و حدود ۲ تا ۸ درصد از ترکیب شیر را تش ...
🔸 معادل فارسی: • آنتی هیستامین ( داروی ضد حساسیت ) • دارویی که اثر هیستامین را در بدن مهار می کند • ( در کاربرد دارویی ) مسدودکننده ی گیرنده های هی ...
🔸 معادل فارسی: • از خود دفاع کردن / حق خود را گرفتن • ابراز وجود کردن / قاطعانه رفتار کردن • ( در کاربرد روانشناسی ) ابراز عقاید و احساسات به شیوه ا ...
🔸 معادل فارسی: • خود را نشان دادن / آشکار شدن • ( در کاربرد مجازی ) اثری از خود برجای گذاشتن یا نمود پیدا کردن • ( در کاربرد فیزیکی ) حاضر بودن یا ح ...
🔸 نکته: تفاوت این عبارت با Never و Not even once: Never ( هرگز ) یک قید منفی عمومی است که به معنای �هیچ وقت� به کار می رود. Not even once ( حتی یک ...
🔸 معادل فارسی: • حتی یک بار هم نه • هرگز ( برای تأکید بر عدم وقوع یک رویداد ) • ( در کاربرد تأکیدی ) به هیچ وجه 🔸 مثال ها: Not once did he apologi ...
🔸 مثال ها: The weather forecast said it would be very hot, but it wasn't all that much. پیش بینی آب وهوا گفته بود که خیلی گرم می شود، اما چندان زیا ...
🔸 معادل فارسی: • دوران مشترک / عصر کنونی • معادل غیرمذهبی برای �میلادی� ( Anno Domini ) • ( در کاربرد تاریخی ) سال شمار معمول در گاهشماری میلادی 🔸 ...
🔸 نکته: تفاوت این صفت با Educated و Knowledgeable: Educated ( تحصیل کرده ) به فردی گفته می شود که آموزش رسمی ( مدرسه، دانشگاه ) دیده است، اما ممکن ...