light touch

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• کم دخالت / با کمترین مداخله
• ملایم / غیرمستقیم / منعطف ( در نظارت یا قوانین )
• رویکردی که سعی می کند کمترین بارِ قانونی و اداری را ایجاد کند
🔸 معنی دقیق:
"Light - touch" به رویکردی در سیاست گذاری، مدیریت، و نظارت گفته می شود که بر کمترین میزانِ مداخله، مقررات زدایی، و حداقلِ دخالتِ دولت یا نهادهای نظارتی تأکید دارد. این رویکرد معمولاً در اقتصاد، کسب وکار، فناوری، و آموزش برای تشویقِ نوآوری و رشد به کار می رود، با این فرض که زیادِ قانون گذاری، خلاقیت و رقابت را محدود می کند.
...
[مشاهده متن کامل]

البته ان روش در صنعت فناوری و اقتصاد دیجیتال، بحث های زیادی را برانگیخته است، چرا که منتقدان معتقدند همین �دستِ ملایم� باعث شکل گیری انحصارهای بزرگ ( مانند گوگل، متا و آمازون ) شده و نظارتِ کافی بر آنها وجود نداشته است.
🔸 مثال ها:
• "The government adopted a light - touch approach to regulating the tech industry, allowing startups to grow without excessive bureaucracy. "
( دولت رویکردی کم دخالت در نظارت بر صنعت فناوری در پیش گرفت تا استارتاپ ها بتوانند بدون بوروکراسیِ بیش ازحد رشد کنند. )
• "Light - touch regulations were blamed for the financial crisis of 2008. "
( مقرراتِ کم دخالت به عنوان یکی از دلایلِ بحران مالی ۲۰۰۸ شناخته شد. )
• "The new administration promised a light - touch policy on business to boost the economy. "
( دولت جدید، سیاستی با کمترینِ مداخله برای کسب وکارها قول داد تا اقتصاد را رونق دهد. )
• "Critics argue that light - touch oversight in the digital economy has led to monopolies. "
( منتقدان استدلال می کنند که نظارتِ کم دخالت در اقتصاد دیجیتال به انحصارها منجر شده است. )

ناتمام، ناقص
گمانم مقابل کلمه ponderous باشه؛ که یعنی سخن و نوشته بی روح و کسل کننده. شوخی ای که light touch باشه یعنی سریع باعث خنده و شادی میشه و کسل کننده نیست. . .
لمس غیر دقیق
( توسط راه اسپاینوتالامیک قدامی به مغز می رود )
لمس ملایم که باعث حس خوب و ریلکس شدن فرد میشه
دست کسی در انجام چیزی سبک باشه. مثلا وقتی میگوییم فلانی در فلان مورد دستش سبکه . . .
به روش آسان، آسان
انجام چیزی به روشی آسان، انجام عملی به صورت آرام و خنده دار