🔸 معادل فارسی:
• به خاطرِ موفقیت خود یا شکستِ دیگران، شادمانیِ خودخواهانه نشان دادن
• با رضایت و غرور به چیزی نگاه کردن ( اغلب به ضرر دیگران )
• کِیف کردن از شکستِ طرف مقابل
🔸 مثال ها:
• "He couldn't help but gloat over his rival's defeat in the election. "
... [مشاهده متن کامل]
( نمی توانست جلویِ خودش را بگیرد و از شکستِ رقیبش در انتخابات کِیف نکند. )
• "Instead of helping, they just stood there and gloated over our failure. "
( به جای کمک، فقط ایستادند و از شکستِ ما کِیف کردند. )
• "The media loves to gloat over the downfall of celebrities. "
( رسانه ها عاشقِ این هستند که از سقوطِ سلبریتی ها کِیف کنند. )
• به خاطرِ موفقیت خود یا شکستِ دیگران، شادمانیِ خودخواهانه نشان دادن
• با رضایت و غرور به چیزی نگاه کردن ( اغلب به ضرر دیگران )
• کِیف کردن از شکستِ طرف مقابل
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
( نمی توانست جلویِ خودش را بگیرد و از شکستِ رقیبش در انتخابات کِیف نکند. )
( به جای کمک، فقط ایستادند و از شکستِ ما کِیف کردند. )
( رسانه ها عاشقِ این هستند که از سقوطِ سلبریتی ها کِیف کنند. )
بر بخت بد کسی خندیدن
از نگون بختی کسی لذت بردن
مثلا توی زبان فارسی میگیم از شکست من توی دلش عروسی بود
از نگون بختی کسی لذت بردن
مثلا توی زبان فارسی میگیم از شکست من توی دلش عروسی بود