🔸 معادل فارسی:
• قابلیت خوانده شدن ( به صورت آواز )
• خوش خوانی
• آوازپذیری
• قابلیت اجرا با آواز
• روانی برای خواندن
🔸 مثال ها:
• The composer revised the lyrics to improve their singability.
... [مشاهده متن کامل]
( آهنگساز متن ترانه را بازنویسی کرد تا خوش خوان تر شود. )
• Good songwriters pay close attention to singability.
( ترانه سرایان خوب توجه ویژه ای به خوش خوانی ترانه دارند. )
• قابلیت خوانده شدن ( به صورت آواز )
• خوش خوانی
• آوازپذیری
• قابلیت اجرا با آواز
• روانی برای خواندن
🔸 مثال ها:
... [مشاهده متن کامل]
( آهنگساز متن ترانه را بازنویسی کرد تا خوش خوان تر شود. )
( ترانه سرایان خوب توجه ویژه ای به خوش خوانی ترانه دارند. )