tough on

پیشنهاد کاربران

Tough - on ( صفت مرکب )
🔸 معادل فارسی:
• سخت گیرانه در برابر / قاطع در برخورد با
• شدیدالعمل در برابر ( جرم، جنایت، یا تخلف )
• با رویکردِ انعطاف ناپذیر و شدید
🔸 مثال ها:
• "The new administration has adopted a tough - on - crime policy to reduce urban violence. "
...
[مشاهده متن کامل]

( دولت جدید برای کاهشِ خشونتِ شهری، یک سیاستِ سخت گیرانه در برابر جرم و جنایت اتخاذ کرده است. )
• "Her reputation as a tough - on - terrorism leader gained her international support. "
( شهرتِ او به عنوانِ رهبریِ قاطع در برابر تروریسم، باعثِ حمایتِ بین المللی از او شد. )
• "Critics argue that tough - on - drugs laws have failed to reduce addiction. "
( منتقدان استدلال می کنند که قوانینِ سخت گیرانه در برابر مواد مخدر نتوانسته اند اعتیاد را کاهش دهند. )