واژگان زیر را معنی کرده و برای هر کدام مثالی از متون ادبی دکر کنید
٢ پاسخ
درود فراوان🙏
رسیل بر وزن فعیل از ریشه رسل و ارسال و مراسلات و فرستاده، یعنی قاصد و پیک و پیام رسان.
گفت حق آموخت آنگه جبرئیل
در بیان با جبرئیلم من رسیل
مشرح مُشَرّح با ر مشدد، یعنی شرح داده شده و تشریح شده، بیان شده و توضیح داده شده. البته معنی اصلی (شرح) شکاف، شکافتن، و شکافته هست و به همین خاطر به عورت زنان فرج و مشرح گفته میشه.
یک دهان لازم است به پهنای فلک، تا بگوید شرح آن رشک ملک...
مستحق شرح را سنگ و کلوخ
ناطقی گردد مشرح با رسوخ
یعنی گوینده ای میشود که موضوعات را بشکافد و به عمق معانی رسوخ و نفوذ کند.
مناصر مَناصر بر وزن مناظر از ریشه نصر یعنی یاری دهندگان و ناصران و کمک کنندگان، چون جمع هست.
اگر مُناصر باشد از حالت جمع خارج میشود.
لاجرم هر دو مناصر آمدند
هر دو خوش رو پشت همدیگر شدند، البته در آیه هَلْ یَنصُرُونَکمْ أَوْ یَنتَصِرُونَ، نصر اول بمعنی یاری و نصر دوم بمعنی انتقام هست، اینم از اعجاز قرآن هست که این دو کلمه رو کنار هم قرار داده چون انتصار و منتصر بمعنی انتقام گرفتن و انتقام گیرنده هستش.
شبر با شین مفتوح و مکسور، و ب مفتوح و ساکن در در عربی چند معنی متفاوت داره، بخشش، جفتگیری، الوی آتش و.. و این کلمه باز در عبری معنیش متفاوت هست از جمله نیکو و حسن، و نام پسر هارون هم بوده و از القاب امام دوم هست. ولی در ادبیات فارسی به معنی وجب و فاصله کم استفاده میشه.
که گروهی را زبون کرد او بسحر
من نیایم جانب او نیم شبر
راویه یعنی روایت کننده مونث، ضمناً راویه نام منطقه ای در سوریه است که در پیشگویی ها و احادیث آمده که در آخرالزمان ناامن میگردد و همچنین مشک بزرگ آب که خیک بهش گفته میشه هم راویه نام داره، مشک کوچک است و بر دوش میندازند ولی خیک یا راویه از پوست گاو ساخته میشود و حجیم است.
بنده ای می شد سیه با اشتری
راویه پر آب چون هدیه بری
صد هزاران خلق اندر بادیه
سر چو کویی بی عصا و راویه
بنده ای میشد سیه با یک شتر
راویه از آب صافی کرده پر
رسیل=
قاصد
پیک
فرستاده
پیام رسان
گفت حق آموخت آنگه جبرئیل
در بیان با جبرئیلم من رسیل
مشرح=
عورت زن
شرح داده شده
تشریح شده
بیان شده
توضیح داده شده
مشروح شده
مستحق شرح را سنگ و کلوخ
ناطقی گردد مشرح با رسوخ
مناصر=
یاری دهنده
ناصر بودن
کمک کننده
لاجرم هر دو مناصر آمدند
هر دو خوش رو پشت همدیگر شدند
شبر=
وجب
فاصله انگشت شست تا انگشت کناره
که گروهی را زبون کرد او بسحر
من نیایم جانب او نیم شبر
راویه= مشک آب
ظرف چرمی برای حمل آب
بنده ای می شد سیه با اشتری
راویه پر آب چون هدیه بری
درود بر شما
آفرین
درود بر شما
آفرین