پرسش خود را بپرسید
کلمات زیر را با ذکر نمونه از متون ادبی معنی کنید
١ روز پیش
١٣
١ پاسخ
مرتب سازی بر اساس:
اشراک= مشرک بودن
شریک قرار دادن
گفت با امر حقم اشراک نیست
گر بریزد خونم امرش باک نیست
ضحکه=
مایه مسخره
مایه تمسخر
باعث خنده
صد چنین آری و هم رسوا شوی
خوار گردی ضحکهٔ غوغا شوی
صقر=
پرنده شکاری از خانواده بازسانان
کرمکست آن اژدها از دست فقر
پشه ای گردد ز جاه و مال صقر
چاقاچاق=
ترق تروق
چکاچک
صدای برخورد چیزی
می گسست او بند و زان بانگ بلند
هر طرف می رفت چاقاچاق بند
دانگانه ای=
دانگی
دی کودک خاک بیز غربال بدست
میزد به دودست و روی خود را می خست
می گفت به های های کافسوس و دریغ
دانگی نه بیافتیم و غربال شکست
پول خرد و ناچیزی
اژدهایی چون ستون خانه ای
می کشیدش از پی دانگانه ای
٤٨,١٨١
٢٦
٤٧٤
٦٢٩
٨ ساعت پیش