پرسش خود را بپرسید

معنی و معادل کلمات زیر را با ذکر مثال از شعر و نثر بنویسید

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
٦٠

خداعی

دوتو

خنبک

گرچ

برین

بطیخ

٣٢,٣٤٥
طلایی
٦
نقره‌ای
٩٧٤
برنزی
١,٨٧٤

٢ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

خداعی= فریبکار 

پس خداعی را خداعی شد جزا

کاسه زن کوزه بخور اینک سزا

دوتو= دولا شدن

گفت من از دست نعمت بخش تو

خورده ام چندان که از شرمم دوتو

خمبک= دهل تنبک

در آمد به شورش دَم گاو دُم

به خمبک زدن خام رویینه خم

گرچ= قاچ

از  خوشی که خورد داد او را دوم

تا رسید آن گرچها تا هفدهم

ماند گرچی گفت این را من خورم

تا چه شیرین خربزه ست این بنگرم

برین= بالا برتر

چون برید و داد او را یک برین

همچو شکر خوردش و چون انگبین

بطیخ= محصولات بوته ای هندوانه خربزه 

لذت دست شکربخشت بداشت

اندرین بطیخ تلخی کی گذاشت

٤٧,٦٤٣
طلایی
٢٦
نقره‌ای
٤٧١
برنزی
٦٢٨
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر شما
بسیار عالی

خداعی از خدعه کردن میاد

دوتو از دوتا شدن کمر  حکایت می‌کند

خمبک همان دهل وتنبک است

گرچ یعنی قاچ کردنم یوه ای

برین یعنی بالا  اعلی

بطیخ  هم یعنی خربزه هندوانه 

٤٧,٦٤٣
طلایی
٢٦
نقره‌ای
٤٧١
برنزی
٦٢٨
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما
بسیار عالی

پاسخ شما