پرسش خود را بپرسید

معنی کلمات زیر را با ذکر مثال از نثر و نظم بنویسید

تاریخ
١ روز پیش
بازدید
٣٥

وسیط
فلیو
قتول
عابث
مغرس

٢٧,٣١٣
طلایی
٥
نقره‌ای
٩٤٥
برنزی
١,٧٣٣

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:
وَسیط
  • معنی:
    1. میانه
    2. کسی که میان دو نفر میانجیگری می‌کند؛ میانجی
    3. واسطه
    4. شخصی را گویند که مابین دو خصم ازبرای اصلاح ذات‌البین توسط نماید
  • مثال از نثر:
  • ... و میان من و ملک وسیطی عدل و شفیقی مشفق باشی.

     

    (ترجمه‌ی تاریخ یمینی)

  • مثال از نظم:
  • این چنین رخصت بخواندی در وسیط / یا بدست این مساله اندر محیط

     

    (مولانا، کتاب مثنوی معنوی، دفتر دوم، بخش ۵۰)


    فَلیو
  • معنی:
    1. بیهوده
    2. بی‌فایده
  • مثال از نثر:
  • ؟
  • مثال از نظم:
  • جام می هستی شیخست ای فلیو / کاندرو اندر نگنجد بول دیو


    (مولانا، کتاب مثنوی معنوی، دفتر دوم، بخش 98)

    تا به پای خویش باشند آمده / آن فلیوان جانب آتشکده


    (مولانا، کتاب مثنوی معنوی، دفتر دوم، بخش 54)


    قَتول
  • معنی:
    1. از ریشه قتل
    2. بسیار کشنده
    3. بسیار قتل و کشتن
    4. قاتل
    5. صفتی است برای چیزی که بسیار باعث مرگ می‌شود
  • مثال از نثر:
  • ؟
  • مثال از نظم:
  • اسیر درد و حسرت را بده پیغام لاتأسوا / قتول عشق حسنت را از این مقتل به قاتل کش

     

    (مولانا، کتاب دیوان شمس، بخش غزلیات، غزل شماره‌ی ۱۲۲۳)


    عابِث
  • معنی:
    1. از ریشه عبث
    2. بازیچه
    3. سرگرمی
    4. به معنی کسی که به بطالت و لهو مشغول است
  • مثال از نثر:
  • ... یعنی قایلا کذا خلافست میان علما که از بهر چه ایشان را عابث خواند بدان بناها که می کردند قومی گفتند اسراف میکردند در آن فوق الحاجة قصرهای عظیم و منظرهای بلند و هر چه اسراف باشد و فوق الحاجة همه عبث بود ...

    (ابوالفضل رشیدالدین میبدی، کتاب تفسیر کشف‌الاسرار و عدة‌الابرار، سوره ۲۶- سورة الشعرا- مکیة، بخش ۴ - النوبة الثانیة)

  • مثال از نظم:
  • بده ساقیا می که بی‌بهره از وی / بود در همه شغل لاهی و عابث

    (جامی، کتاب دیوان اشعار، بخش واسطة العقد، قسمت غزلیات، غزل شماره‌ی ۱۳۳)


    مُغرِس
  • معنی:
    1. از ریشه غرس
    2. غرس‌کننده
    3. نهال‌کار
    4. کسی که درخت می‌کارد
  • مثال از نثر:
  • و از لوازمِ استعدادِ پادشاهی اول نسبی طاهر ست که اگر ندارد ، هرچ ازو آید ، بنوعی از نقصان آلوده باشد، چه هرگز از منبتِ سیر و راسن سرو و یاسمن نروید و از مغرسِ خیزران خیری و ضمیران برنیاید، وَالَّذِی خَبُثَ لَا یَخرُجُ اِلَّا نَکِدا ، کبوتر گفت: ازین خیالاتِ محال در گذر.

    (سعدالدین وراوینی، کتاب مرزبان‌نامه، باب ششم، داستانِ زن دیبا فروش و کفشگر)

  • مثال از نظم:
  • ز رازش چو آگاهی آمد به کوش / مرتو روی آورد مغرس بجوش

     

    (ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی‌الخیر، کتاب کوش‌نامه، بخش ۱۲۹)

    ٧٣
    طلایی
    ٠
    نقره‌ای
    ٢
    برنزی
    ٢
    تاریخ
    ١ روز پیش

    درود بر شما
    بسیار عالی

    وسیط= واسطه

    این چنین رخصت بخواندی در وسیط

    یا بدست این مساله اندر محیط

    فلیو= بی‌فایده

    جام می هستی شیخست ای فلیو

    کاندرو اندر نگنجد بول دیو

    قتول = کشنده

    قند بیند خود شود زهر قتول

    راه بیند خود بود آن بانگ غول

    عابث = بیهوده

    آدمی داند که خانه حادثست

    عنکبوتی نه که در وی عابثست

    مغرس= محل نشاندن نهالها

    عقل را من آزمودم هم بسی

    زین سپس جویم جنون را مغرسی

    ٣٦,١٦٦
    طلایی
    ١٨
    نقره‌ای
    ٤٠٠
    برنزی
    ٤٧٧
    تاریخ
    ١ روز پیش

    درود بر شما
    بسیار عالی

    ۱️⃣ وسیط

    معنی:
    میانجی، واسطه میان دو چیز یا دو نفر

    مثال نثر:

    پیامبر اکرم(ص) وسیط میان خلق و خالق است.
    منبع نثر:
    📘 کلیله و دمنه، نصرالله منشی (نثر فنی)

    مثال نظم:

    تویی وسیط فیضِ حق بر آدمی
    ز تو روشن شود راه هر عالمی
    منبع نظم:
    📕 اشعار عرفانی منسوب به سنایی (حدیقه‌الحقیقه)


    ۲️⃣ فِلیو

    معنی:
    بیهوده، بی‌فایده، بی‌ثمر

    مثال نثر:

    سخن فِلیو گفتن، خردمندان را خوش نیاید.
    منبع نثر:
    📘 قابوس‌نامه، عنصرالمعالی کیکاووس

    مثال نظم:

    مکن عمر خویش صرفِ کارِ فِلیو
    که بی‌ثمر بود رنجِ جان و نیو
    منبع نظم:
    📕 بوستان سعدی (باب قناعت)


    ۳️⃣ قتول

    معنی:
    بسیار کشنده، خون‌ریز (صیغه مبالغه)

    مثال نثر:

    آن بیماریِ قتول جان بسیاری را گرفت.
    منبع نثر:
    📘 تاریخ بیهقی، ابوالفضل بیهقی

    مثال نظم:

    چو تیغِ قتولش برآمد ز نیام
    نماند از دل دشمن نشان و پیام
    منبع نظم:
    📕 شاهنامه فردوسی


    ۴️⃣ عابث

    معنی:
    شوخ‌طبع، بازیگوش، شوخی‌کننده

    مثال نثر:

    جوانی عابث بود و کار را جدی نمی‌گرفت.
    منبع نثر:
    📘 گلستان سعدی (باب اخلاق درویشان)

    مثال نظم:

    گهی عابث و گه اهلِ وقار
    جوانی چنین است در روزگار
    منبع نظم:
    📕 بوستان سعدی


    ۵️⃣ مغرس

    معنی:
    جای کاشت درخت؛ نهالستان

    مثال نثر:

    آن زمین را مغرس درختان پربار ساختند.
    منبع نثر:
    📘 سفرنامه ناصرخسرو

    مثال نظم:

    دل پاک را کن مغرسِ مهر
    که نیکی دهد میوه در هر سپهر
    منبع نظم:
    📕 اشعار تعلیمی منسوب به ناصرخسرو

    ١,٩٠٤
    طلایی
    ٠
    نقره‌ای
    ٣١
    برنزی
    ١٧
    تاریخ
    ١ روز پیش

    درود بر شما
    بسیار عالی

    پاسخ شما