تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مناسب/مطابق با . .

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

مناسب برای . . . ( رسمی )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه و محاره ای ) قیمت را تا . . . بالا بردن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

( رسمی ) قیمت را تا . . . افزایش دادن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

با تلاش قیمت را تا . . . رساندن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

قیمت را تا . . . بالا بردن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد قیمت، کرایه، مناقصه، حراج

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

بالا بردن، رساندن، جلو بردن ( با تلاش )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد قیمت را تا ( مبلغ/مرحله ی مشخصی ) بالا بردن / رساندن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد را افزایش دادن ( رسمی )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد را بالا بردن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

پیشنهاد را بالا بردن نکته: "Bump" غیررسمی و محاوره ای است. در مکاتبات رسمی بهتر است از "increase" یا "raise" استفاده کنید.

پیشنهاد
٠

پیشنهاد را یک امتیاز ( یا یک واحد ) افزایش دادن / بالا بردن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

جذاب تر کردن

پیشنهاد
٠

چیز اضافی هم دادن ( محاوره )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

امتیازات اضافه کردن

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

بهتر / جذاب ترو وسوسه انگیزتر کردن معامله ( معمولاً با اضافه کردن امتیازات یا مزایای بیشتر ) نکته: "sweeten the deal" و "sweeten the offer" معمولاً ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

بهتر / جذاب تر و وسوسه انگیزتر کردن پیشنهاد ( معمولاً با اضافه کردن امتیازات یا مزایای بیشتر ) نکته: "sweeten the deal" و "sweeten the offer" معمولا ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

با کسی خوب بودن / مهربان بودن ( درباره رفتار با دیگران ) مثال: She is good to her employees. ( با کارمندانش خوب است )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در مواجهه با چیزی خوب بودن ( درباره تعامل با چیزها/افراد ) مثال: She is good with children. ( با کودکان خوب کنار می آید )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

در کاری ماهر بودن مثال: He is good at math. ( در ریاضی خوب است )

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

خوب بودن برای . . مناسب بودن برای. . به درد خوردن برای. . مفید بودن برای . . موفقیت آمیز بودن برای. . مثال: This medicine is good for headaches. ...

پیشنهاد
٠

آیا هنوز برای اعلام [خبر] آماده ایم؟

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

آماده بودن برای. . .

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

to be able and willing to provide something.

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

to offer a particular amount of money for something that is for sale and compete against other people to buy it, especially at a public sale of goods ...

پیشنهاد
٠

از ملاقات شما خوشبخت شدم از ملاقات شما خوشحال شدم

پیشنهاد
٠

این بخشی از کل ماجراست

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

هرویین ( غیر رسمی )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

عصبانی شدن / از کوره در رفتن ( عامیانه، معمولاً "blow up at someone" ) وقتی کسی به شدت عصبانی می شود. مثال: My dad blew up when he saw the broken w ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

به کسی پریدن ( از شدت عصبانیت ) از کوره در رفتن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

نکته مهم درباره "blow it up": وقتی از "it" استفاده می شود، یعنی شیء یا موضوع مشخصی قبلاً در جمله اشاره شده است. مثلاً: Blow the bridge up پل را منفجر ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

1. منفجر کردن / را منفجر کردن ( رایج ترین معنی ) وقتی به معنای واقعی و فیزیکی صحبت از انفجار باشد. مثال: The army decided to blow it up. ارتش تصمی ...

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

بترکونش منفجرش کن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

to take things to another level.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

BLOW ( SOMEONE/SOMETHING ) UP = to destroy something or kill someone with a bomb, or to be destroyed or killed by a bomb.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

​to destroy something by an explosion.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

پسربابایی ، پسر بابا

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

A boy or man who has a very close bond with his father. ( informal )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

تا دیروز

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

to visit a place or person for a short time. to go somewhere to pay a visit. drop by Example:I'll swing by the grocery store on my way.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

to allow someone or something to enter. Example: She opened the door and let me in.

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

انجام دادن یک کار معمولی و تکراری ( مخصوصاً کارهای خانه یا وظایف ساده و گاهی خسته کننده ) . انجام یک کار روزمره مثال : Can you perform a chore for m ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

موسیقی متن، موسیقی تیتراژ، آهنگ زمینه ( که چندین بار در فیلم و سریال برای شخصیت یا حال وهوایی خاص پخش می شود ) .

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

موضوع مضمون درون مایه

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

خوبی؟

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

to remove or reduce an unpleasant feeling or pain. to reduce someone's pain .

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
١

آسوده شده