تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

روبرو شدنِ مستقیم و شجاعانه با چیزی، بدون فرار، تردید، یا دور زدن/جلو رفتن و مستقیم روبرو شدن ( نه فرار، نه حاشیه رفتن ) . معنی دقیقتر: یعنی به جای ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

روبرو شدنِ مستقیم و شجاعانه با چیزی، بدون فرار، تردید، یا دور زدن/جلو رفتن و مستقیم روبرو شدن ( نه فرار، نه حاشیه رفتن ) . معنی دقیقتر: یعنی به جای ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

To "face head - on" a problem, challenge, or situation means to confront it directly, boldly, and without hesitation.

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Head on" یعنی رویاروییِ مستقیم، بدون تردید یا عقب نشینی. مثال : We can solve this, if we can face them head on. می تونیم این رو حل کنیم، اگر بتونی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسمیت اند وسون = یه برند معروف و قدیمی آمریکایی که از سال ۱۸۵۲ تا حالا اسلحه ( مخصوصاً تپانچه های کمری ) میسازه.

پیشنهاد
٠

تهِ ذهن کسی / گوشه ی ذهن / ناخودآگاه معنی دقیقتر: این عبارت به افکاری اشاره دارد که کاملاً در سطح آگاهی نیستند، اما همیشه یک جایی در ذهن وجود دارند؛ ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

نیمی از دلیل/یکی از دلایل اصلی ( اما نه همه اش ) . معنی دقیقتر: وقتی میگویند "half the reason" یعنی این عامل، بخشی از دلیل است، نه کلِ ماجرا. معمولا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Zen look" یعنی حالتی از آرامش عمیق، تمرکز، بی احساسیِ متعالی، یا پذیرشِ کاملِ لحظه. "He got this zen look on his face" یعنی "یه حالتِ ذن وار روی صو ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Zen" یک مکتب از آیین بودیسم است که بر مراقبه، سادگی، و حضور در لحظه ی حال تأکید دارد. اما در زبان محاوره، به هر چیزی که آرام، متمرکز، بی دغدغه، یا م ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

Philander = فعل است؛ یعنی بی وفایی کردن / ناقلا بازی درآوردن ( مخصوصاً در روابط عاطفی ) . Philanderer = اسم است؛ یعنی کسی که این کار رو میکنه، یعنی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

Philander = فعل است؛ یعنی بی وفایی کردن / ناقلا بازی درآوردن ( مخصوصاً در روابط عاطفی ) . Philanderer = اسم است؛ یعنی کسی که این کار رو میکنه، یعنی ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Or find themselves in contempt" یعنی "یا با اتهامِ توهین به دادگاه / عدم رعایتِ دستورِ قضایی مواجه شوند" یا "در غیر این صورت، متهم به بی احترامی به ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متوجه شدن/به تصویرِ کلیِ ماجرا پی بردن

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٢

مخبر / لو دهنده/کسی که جنایتکاران و مجرمان را به پلیس معرفی میکند معنی دقیقتر: در اصطلاحات پلیسی و جنایی، "fingerman" به کسی گفته میشود که مخفیگاه یا ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Hold in contempt" یعنی"متهم به بی احترامی به دادگاه کردن" ، "نادیده گرفتنِ دستورِ قضایی محسوب کردن"، "به جرم بی احترامی یا سرپیچی از دستور دادگاه، م ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"contempt of court" یعنی بی احترامی به دادگاه یا نادیده گرفتنِ دستورِ قاضی. "Or find themselves in contempt" یعنی "یا با اتهامِ توهین به دادگاه / عد ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

یک عنوان افتخاری و بسیار رسمی در انگلستان و کشورهای مشترک المنافع است که به مقامات عالی رتبه داده میشود. این عنوان معمولاً برای:وزرای کابینه ، نخست و ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چشمهای پر از اعتماد/نگاهِ معصوم و بااعتماد/چشمانی که نشان از اعتماد بی چون وچرا دارد به چشمانی گفته میشود که نشان می دهند فرد، دیگران را بدون شک و تر ...

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
١

لبخندِ برنده / لبخندِ جذاب و گیرا/ لبخندی که دل میبرد/لبخندِ کاریزماتیک لبخندی که آنقدر گرم، صمیمی و جذاب است که دل هر کسی را میبرد و معمولاً در موقع ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

گاه به گاه یعنی یک رابطه یا وضعیت که گاهی وجود داشته، گاهی قطع شده، و دوباره شروع شده ( مثل یک رابطه ی عاطفی، قرار ملاقات، یا حتی یک عادت ) .

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

واقعی نیست/شوخی است / جدی نیست ( با لحن غیررسمی ) این جمله معمولاً زمانی به کار میرود که کسی میخواهد بگوید یک موقعیت، خبر، یا رفتاری دروغ، شوخی، یا ...

تاریخ
٤ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اولتیماتوم دادن / مهلت نهایی تعیین کردن/تکلیفِ نهایی را مشخص کردن/آخرین فرصت را دادن یعنی به کسی بگویید که یا کاری را انجام دهد، یا عواقب بدی در انت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Quite enough" یعنی "کاملاً کافی است / دیگر بس است". این عبارت زمانی به کار میرود که چیزی به حدی رسیده که دیگر نیازی به ادامه یا اضافه کردن نیست؛ معم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همین قدر کافی است/بس است دیگر/دیگر بس است/همین قدرش کافیه، تمومش کن این جمله معمولاً زمانی به کار میرود که کسی میخواهد رفتار، حرف، یا شوخیِ طرف مقابل ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Goddamn" یه دشنامِ غیررسمی برای تأکید شدید روی یه چیزه؛ یعنی "واقعاً"، "به شدت"، یا "لعنتی". میشه برای عصبانیت ( مثل: Goddamn it! لعنت! ) ، تحسین ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

Disease - ridden = آکنده از بیماری / آلوده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Degenerates = افرادپست/ منحط / تباه شده / سقوط کرده ( از نظر اخلاقی یا جسمی ) مثال: The dictator referred to the protestors as disease - ridden dege ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آلوده به بیماری / سرشار از میکروب و بیماری/پر از بیماری این عبارت معمولاً برای توصیف مکانها، حیوانات، یا شرایطی به کار میرود که به شدت درگیر بیماری ی ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سوگیری/جانبداری/ جهت گیری ذهنی Credibility and bias = "ارزشِ باورپذیری و جهت گیریِ پنهان یا آشکار" ( که با هم میزانِ اتکاپذیریِ یک منبع را مشخص میکنن ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتبار /قابل باور بودن /قابلیت اعتماد Credibility and bias = "ارزشِ باورپذیری و جهت گیریِ پنهان یا آشکار" ( که با هم میزانِ اتکاپذیریِ یک منبع را م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تأییدکردن/ حفظ کردن / پایبند ماندن/روی حرف ماندن این جمله در دو بافت اصلی معنی میدهد: در دادگاه ( رسمی ) : وقتی قاضی میگوید "sustain" یعنی اعتراض را ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتبار و سوگیری/قابل باور بودن و جانبداری/قابلیت اعتماد و جهت گیری ذهنی یعنی یک منبع چقدر قابل اعتماد است و چقدر یکطرفه یا جانبداری دارد؟. این دو وا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چیزهای شبیهِ صبحانه / خوراکیهای صبحانه ای /چیزهایی که به درد صبحانه میخورند ( با لحنی خودمانی و غیردقیق ) این عبارت غیررسمی برای اشاره به غذاهایی ب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یعنی/ به عبارت دیگر / به زبان ساده تر ( برای توضیح یا استثنا ) از "that is" برای روشن کردن، اصلاح کردن، یا توضیح دوباره ی جمله ی قبلی استفاده میشود ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

باغبانی کردن / به باغچه رسیدگی کردن/کارهای باغبانی / رسیدگی به گلها و گیاهان یعنی فعالیتهایی مثل کاشتن گلها، هرس کردن درختچه ها، وجین علفهای هرز، آب ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لباس دوختن / تولید کردن لباس یعنی از پارچه، نخ، و مواد اولیه، لباسهای جدید تولید کنید؛ چه در خانه با چرخ خیاطی، چه در کارخانه به صورت انبوه. در یک ک ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

من میگویم که . . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به نظر من

پیشنهاد
٠

وقتِ انتقام / وقتِ پس دادن / وقتِ جبران/وقتِ حساب پس دادن رسیده/زمانِ جبران / انتقام فرا رسیده نکته:این عبارت معمولاً در دو معنی به کار میرود: انتقام ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیگر وقتش شده دیر شده، باید هرچه زودتر کاری کرد وقتش شده / دیگر وقتش رسیده که. . . نکته: این عبارت برای تأکید بر این استفاده میشود که کاری باید هرچه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اعتبارِ چیزی را به خود گرفتن/خود را مسئولِ موفقیتِ چیزی دانستن/موفقیتِ کاری را به خود نسبت دادن/ژستِ مسئولیتِ موفقیت را گرفتن یعنی شما به جای اینکه ب ...

پیشنهاد
٠

خود را دلیل موفقیتِ کسی دانستن /اعتبارِ کارهای کسی را از آن خود دانستن/موفقیتِ کسی رو به خود نسبت دادن/خود را دلیلِ پیشرفتِ کسی دانستن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Production = اجرا / نمایش / اثر هنری ( مثل تئاتر مدرسه، فیلم کوتاه، یا هر کار هنری )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بچّه ی کوچولو / کودکِ خردسال ( با لحنی صمیمی و محبت آمیز ) "Wee" در انگلیسی اسکاتلندی و غیررسمی به معنی "کوچک / ریز" است. "One" در اینجا به یک شخص ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

wee one: a younger child, that has not quite completely developed but has mature.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به انگیزه ( یا قصد و نیت ) مربوط میشود/به دنبال انگیزه است این عبارت معمولاً در بحثهای حقوقی، جنایی، یا تحلیل رفتار به کار میرود و به این معناست که ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

1. مدرک / ادله ( در دادگاه ) :سند، شیء یا مدرکی که در دادگاه ارائه میشود . The prosecutor entered the knife as Exhibit A ( دادستان چاقو را به عنوان ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کشف ادله/بررسی ادله مثال: We had plenty of time for discovery here یعنی ما اینجا زمان زیادی برای ( مرحله ی ) کشف ادله / فرآیند کشف داشتیم. ما اینجا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مدرک / سندِ دفاعیه/ادله ی طرف دفاع در دادگاه، هر کدام از طرفین ( شاکی یا متهم ) مدارکی را به عنوان ادله ارائه میدهند. به مدرکی که وکیل مدافع ( متهم ) ...