پیشنهادهای hamideh (٦٣٩)
روبرو شدنِ مستقیم و شجاعانه با چیزی، بدون فرار، تردید، یا دور زدن/جلو رفتن و مستقیم روبرو شدن ( نه فرار، نه حاشیه رفتن ) . معنی دقیقتر: یعنی به جای ...
روبرو شدنِ مستقیم و شجاعانه با چیزی، بدون فرار، تردید، یا دور زدن/جلو رفتن و مستقیم روبرو شدن ( نه فرار، نه حاشیه رفتن ) . معنی دقیقتر: یعنی به جای ...
To "face head - on" a problem, challenge, or situation means to confront it directly, boldly, and without hesitation.
"Head on" یعنی رویاروییِ مستقیم، بدون تردید یا عقب نشینی. مثال : We can solve this, if we can face them head on. می تونیم این رو حل کنیم، اگر بتونی ...
اسمیت اند وسون = یه برند معروف و قدیمی آمریکایی که از سال ۱۸۵۲ تا حالا اسلحه ( مخصوصاً تپانچه های کمری ) میسازه.
تهِ ذهن کسی / گوشه ی ذهن / ناخودآگاه معنی دقیقتر: این عبارت به افکاری اشاره دارد که کاملاً در سطح آگاهی نیستند، اما همیشه یک جایی در ذهن وجود دارند؛ ...
نیمی از دلیل/یکی از دلایل اصلی ( اما نه همه اش ) . معنی دقیقتر: وقتی میگویند "half the reason" یعنی این عامل، بخشی از دلیل است، نه کلِ ماجرا. معمولا ...
"Zen look" یعنی حالتی از آرامش عمیق، تمرکز، بی احساسیِ متعالی، یا پذیرشِ کاملِ لحظه. "He got this zen look on his face" یعنی "یه حالتِ ذن وار روی صو ...
"Zen" یک مکتب از آیین بودیسم است که بر مراقبه، سادگی، و حضور در لحظه ی حال تأکید دارد. اما در زبان محاوره، به هر چیزی که آرام، متمرکز، بی دغدغه، یا م ...
Philander = فعل است؛ یعنی بی وفایی کردن / ناقلا بازی درآوردن ( مخصوصاً در روابط عاطفی ) . Philanderer = اسم است؛ یعنی کسی که این کار رو میکنه، یعنی ...
Philander = فعل است؛ یعنی بی وفایی کردن / ناقلا بازی درآوردن ( مخصوصاً در روابط عاطفی ) . Philanderer = اسم است؛ یعنی کسی که این کار رو میکنه، یعنی ...
"Or find themselves in contempt" یعنی "یا با اتهامِ توهین به دادگاه / عدم رعایتِ دستورِ قضایی مواجه شوند" یا "در غیر این صورت، متهم به بی احترامی به ...
متوجه شدن/به تصویرِ کلیِ ماجرا پی بردن
مخبر / لو دهنده/کسی که جنایتکاران و مجرمان را به پلیس معرفی میکند معنی دقیقتر: در اصطلاحات پلیسی و جنایی، "fingerman" به کسی گفته میشود که مخفیگاه یا ...
"Hold in contempt" یعنی"متهم به بی احترامی به دادگاه کردن" ، "نادیده گرفتنِ دستورِ قضایی محسوب کردن"، "به جرم بی احترامی یا سرپیچی از دستور دادگاه، م ...
"contempt of court" یعنی بی احترامی به دادگاه یا نادیده گرفتنِ دستورِ قاضی. "Or find themselves in contempt" یعنی "یا با اتهامِ توهین به دادگاه / عد ...
یک عنوان افتخاری و بسیار رسمی در انگلستان و کشورهای مشترک المنافع است که به مقامات عالی رتبه داده میشود. این عنوان معمولاً برای:وزرای کابینه ، نخست و ...
چشمهای پر از اعتماد/نگاهِ معصوم و بااعتماد/چشمانی که نشان از اعتماد بی چون وچرا دارد به چشمانی گفته میشود که نشان می دهند فرد، دیگران را بدون شک و تر ...
لبخندِ برنده / لبخندِ جذاب و گیرا/ لبخندی که دل میبرد/لبخندِ کاریزماتیک لبخندی که آنقدر گرم، صمیمی و جذاب است که دل هر کسی را میبرد و معمولاً در موقع ...
گاه به گاه یعنی یک رابطه یا وضعیت که گاهی وجود داشته، گاهی قطع شده، و دوباره شروع شده ( مثل یک رابطه ی عاطفی، قرار ملاقات، یا حتی یک عادت ) .
واقعی نیست/شوخی است / جدی نیست ( با لحن غیررسمی ) این جمله معمولاً زمانی به کار میرود که کسی میخواهد بگوید یک موقعیت، خبر، یا رفتاری دروغ، شوخی، یا ...
اولتیماتوم دادن / مهلت نهایی تعیین کردن/تکلیفِ نهایی را مشخص کردن/آخرین فرصت را دادن یعنی به کسی بگویید که یا کاری را انجام دهد، یا عواقب بدی در انت ...
"Quite enough" یعنی "کاملاً کافی است / دیگر بس است". این عبارت زمانی به کار میرود که چیزی به حدی رسیده که دیگر نیازی به ادامه یا اضافه کردن نیست؛ معم ...
همین قدر کافی است/بس است دیگر/دیگر بس است/همین قدرش کافیه، تمومش کن این جمله معمولاً زمانی به کار میرود که کسی میخواهد رفتار، حرف، یا شوخیِ طرف مقابل ...
"Goddamn" یه دشنامِ غیررسمی برای تأکید شدید روی یه چیزه؛ یعنی "واقعاً"، "به شدت"، یا "لعنتی". میشه برای عصبانیت ( مثل: Goddamn it! لعنت! ) ، تحسین ( ...
Disease - ridden = آکنده از بیماری / آلوده
Degenerates = افرادپست/ منحط / تباه شده / سقوط کرده ( از نظر اخلاقی یا جسمی ) مثال: The dictator referred to the protestors as disease - ridden dege ...
آلوده به بیماری / سرشار از میکروب و بیماری/پر از بیماری این عبارت معمولاً برای توصیف مکانها، حیوانات، یا شرایطی به کار میرود که به شدت درگیر بیماری ی ...
سوگیری/جانبداری/ جهت گیری ذهنی Credibility and bias = "ارزشِ باورپذیری و جهت گیریِ پنهان یا آشکار" ( که با هم میزانِ اتکاپذیریِ یک منبع را مشخص میکنن ...
اعتبار /قابل باور بودن /قابلیت اعتماد Credibility and bias = "ارزشِ باورپذیری و جهت گیریِ پنهان یا آشکار" ( که با هم میزانِ اتکاپذیریِ یک منبع را م ...
تأییدکردن/ حفظ کردن / پایبند ماندن/روی حرف ماندن این جمله در دو بافت اصلی معنی میدهد: در دادگاه ( رسمی ) : وقتی قاضی میگوید "sustain" یعنی اعتراض را ...
اعتبار و سوگیری/قابل باور بودن و جانبداری/قابلیت اعتماد و جهت گیری ذهنی یعنی یک منبع چقدر قابل اعتماد است و چقدر یکطرفه یا جانبداری دارد؟. این دو وا ...
چیزهای شبیهِ صبحانه / خوراکیهای صبحانه ای /چیزهایی که به درد صبحانه میخورند ( با لحنی خودمانی و غیردقیق ) این عبارت غیررسمی برای اشاره به غذاهایی ب ...
یعنی/ به عبارت دیگر / به زبان ساده تر ( برای توضیح یا استثنا ) از "that is" برای روشن کردن، اصلاح کردن، یا توضیح دوباره ی جمله ی قبلی استفاده میشود ...
باغبانی کردن / به باغچه رسیدگی کردن/کارهای باغبانی / رسیدگی به گلها و گیاهان یعنی فعالیتهایی مثل کاشتن گلها، هرس کردن درختچه ها، وجین علفهای هرز، آب ...
لباس دوختن / تولید کردن لباس یعنی از پارچه، نخ، و مواد اولیه، لباسهای جدید تولید کنید؛ چه در خانه با چرخ خیاطی، چه در کارخانه به صورت انبوه. در یک ک ...
من میگویم که . . .
به نظر من
وقتِ انتقام / وقتِ پس دادن / وقتِ جبران/وقتِ حساب پس دادن رسیده/زمانِ جبران / انتقام فرا رسیده نکته:این عبارت معمولاً در دو معنی به کار میرود: انتقام ...
دیگر وقتش شده دیر شده، باید هرچه زودتر کاری کرد وقتش شده / دیگر وقتش رسیده که. . . نکته: این عبارت برای تأکید بر این استفاده میشود که کاری باید هرچه ...
اعتبارِ چیزی را به خود گرفتن/خود را مسئولِ موفقیتِ چیزی دانستن/موفقیتِ کاری را به خود نسبت دادن/ژستِ مسئولیتِ موفقیت را گرفتن یعنی شما به جای اینکه ب ...
خود را دلیل موفقیتِ کسی دانستن /اعتبارِ کارهای کسی را از آن خود دانستن/موفقیتِ کسی رو به خود نسبت دادن/خود را دلیلِ پیشرفتِ کسی دانستن
Production = اجرا / نمایش / اثر هنری ( مثل تئاتر مدرسه، فیلم کوتاه، یا هر کار هنری )
بچّه ی کوچولو / کودکِ خردسال ( با لحنی صمیمی و محبت آمیز ) "Wee" در انگلیسی اسکاتلندی و غیررسمی به معنی "کوچک / ریز" است. "One" در اینجا به یک شخص ...
wee one: a younger child, that has not quite completely developed but has mature.
به انگیزه ( یا قصد و نیت ) مربوط میشود/به دنبال انگیزه است این عبارت معمولاً در بحثهای حقوقی، جنایی، یا تحلیل رفتار به کار میرود و به این معناست که ...
1. مدرک / ادله ( در دادگاه ) :سند، شیء یا مدرکی که در دادگاه ارائه میشود . The prosecutor entered the knife as Exhibit A ( دادستان چاقو را به عنوان ...
کشف ادله/بررسی ادله مثال: We had plenty of time for discovery here یعنی ما اینجا زمان زیادی برای ( مرحله ی ) کشف ادله / فرآیند کشف داشتیم. ما اینجا ...
مدرک / سندِ دفاعیه/ادله ی طرف دفاع در دادگاه، هر کدام از طرفین ( شاکی یا متهم ) مدارکی را به عنوان ادله ارائه میدهند. به مدرکی که وکیل مدافع ( متهم ) ...