تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

فراز و نشیب های سرنوشت یا پیچ وخم های روزگار تلاطم ها و تغییراتِ ناگهانیِ زندگی ( با لحنی ادبی و کمی فلسفی ) . تغییرات ناگهانی و غیرمنتظره در زندگی، ...

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

به شدت/حسابی/فوق العاده مثال: I'm awful tired after work. بعد از کار، حسابی خستم.

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

بالاخره نوبت همه میشه / روزِ هر کسی میرسه ( با لحنی امیدوارکننده ) . این ضرب المثل یعنی هر کسی، حتی اگر الان موفق نباشد، بالاخره یک روز به موفقیت یا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی خبر / عقب افتاده از روزگار/از جریان ( اخبار/اتفاقات ) عقب مونده/بی خبر از آنچه می گذرد کاربرد:برای کسی که از مسائل روز، فرهنگ عمومی، یا احساسات دی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بی خبر / عقب افتاده از روزگار/از جریان ( اخبار/اتفاقات ) عقب مونده/بی خبر از آنچه میگذرد کاربرد: برای کسی که از مسائل روز، فرهنگ عمومی، یا احساسات دی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

منظورت چیه؟/چه طور؟/منظورت رو توضیح بده / چه طور؟ ( برای درخواست توضیح ) . کاربرد: وقتی از کسی میپرسیم که منظورش از حرفی که زده چیست و توضیح بیشتری ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

چه شد که. . . / سرنوشتِ. . . چی شد؟/کجایِ کارِ. . . از بین رفت؟/چه شد که. . . / سرنوشتِ. . . چی شد؟ ( برای پرسیدن درباره ی چیزی که دیگر نیست یا تغییر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در حالتِ امانی / در گرو؛ یعنی پول یا سند به دست شخص ثالثی سپرده میشود تا وقتی که شرایط قرارداد کامل شود، بعد آزاد گردد. یعنی پول یا مدرک پیش شخص ثا ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تماسهای من رو بگیر / جواب نده / منو در دسترس نذار/به تماسهای من پاسخ نده / منو مشغول نشان بده ( تا مزاحم نشوند ) . معمولاً در محیط کار یا زمانی که ف ...

پیشنهاد
٠

to say something about something that you have just noticed: He remarked on how well you were looking.

پیشنهاد
٠

تذکر دادن/اشاره کردن به چیزی/به چیزی اشاره کردن/نظر دادن نکته:"Remark on" و "Remark upon" هر دو به یک معنی هستند ، فقط "upon" یه کم رسمی تر و ادبی تر ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

نیست جز یا چیزی نیست به جز/چیزی نیست به جز / فقط ( با لحنی ادبی و تأکیدی ) . و معمولاً برای تأکید بر سادگی یا محدودیتِ چیزی به کار میرود. معنی دقیق ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بسته به بافت، چند معنی داره: له کردن / خرد کردن ( فیزیکی ) نابود کردن / در هم کوبیدن ( مجازی، مثل شکست دادنِ کامل ) علاقه ی شدید و معمولاً پنهانی ب ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

خداوندِ صلح و آرامش ( با لحنی دعایی و آرامش بخش ) . این عبارت معمولاً در متون مذهبی ( به ویژه مسیحیت و یهودیت ) به کار میرود. اشاره به خدایی که صلح، ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Zeal" = شور، حرارت، اشتیاق شدید، غیرت

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

ما به پیش میرویم / حرکت میکنیم ( معمولاً با لحنی رسمی، حماسی، یا مصمم ) /به پیش ( با لحنی جدی و پرانرژی ) . یعنی با اراده و عزم به سمت هدف یا مرحله ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بیرون انداختن / طرد کردن ( یک نفر یا چیزی را از جمع بیرون کردن ) / بیرون کردنِ فرد یا شیء

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

رد کردنِ یک حرف یا ادعا با دلیل/رد کردن / ابطال کردن ( یک ادعا، نظریه یا حرف را با دلیل غلط نشان دادن ) . مثال: She refuted his argument with eviden ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Notion" = تصور، عقیده، یا برداشت.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Preconceived" = قبلاً شکل گرفته / از پیش موجود.

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تصورِ ازپیش ساخته / پیش داوری / ذهنیتِ قبلی/ذهنیتِ قبلی / قضاوتِ از پیش ساخته ( که معمولاً اشتباه از آب درمیاد ) . یعنی قضاوت یا باوری که قبل از دید ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Put in perspective" = رایج تر و روزمره تر "Put into perspective" = کمی رسمی تر یا تأکیدی تر ( به فرایند نگاه متعادل اشاره داره ) مثال: This helped ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

مسائل را درست دید زدن / از زاویه ی درست نگاه کردن/قضیه را سنجیده و متعادل دیدن/چیزها را به اندازه ی واقعی شان ببین / زیادی بزرگش نکن معنی دقیقتر:یعنی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شاید اینطور باشه/احتمالاً درسته، اما معمولاً با کمی شک و تردید یا قبولِ ناقص همراه است/شاید راست بگی، ولی نه کاملاً ( پاسخی محتاطانه و گاهی طفره آمیز ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

به هیچ وجه برام مهم نیست ( با لحنی کاملاً بی تفاوت ) /کمترین اهمیتی برام نداره/اصلاً برام مهم نیست / به هیچ وجه اهمیت نمیدم

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرده را کنار زدن / پرده برداری کردن/راز یا حقیقتی را فاش کردن/پرده از رازی برداشتن / حقیقت را فاش کردن ( معمولاً با لحنی جدی یا خبری ) . یعنی پنهانک ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Ever" = هر وقت / روزی. مثال : So if you ever have a clog, just use this. پس اگه یه روزی گرفتگی داشتی، فقط از این استفاده کن.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Clog" = گرفتگی ( معمولاً لوله، سینک، یا توالت ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

محبوب / موردعلاقه بودن در میان یک گروه خاص یانزد یک دسته از مردم، طرفدار داشتن/ محبوب بودن در میان یک گروه خاص معنی دقیقتر:"Big with" یعنی کسی یا چیز ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

علاقه ی زیادی داشتن به/برای چیزی ارزش زیادی قائل بودن و معمولاً با لحنی غیررسمی به کار میرود. خیلی به چیزی اهمیت دادن / علاقه ی شدید داشتن ( با لحنی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Big with" = محبوب / طرفداردار / موردعلاقه بودن در میان یک گروه خاص. مثال: I don't know why, but I am very big with the under - 5 set. نمیدونم چرا، ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Disdaining fortune" = به شانس یا سرنوشت توجهی ندارد و از آن بیزار است ( یعنی به خوش شانسی یا بدشانسی کاری ندارد ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

تحقیر کردن / بی اعتنایی کردن / بی ارزش شمردن

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"With his brandished steel" = با شمشیری که در هوا تکان داده / برافراشته است.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آنقدر سخت که حسابی اذیتت میکند/طاقت فرسا / خسته کننده یِ مفرط / آزاردهنده/کاری که از نظر جسمی یا روحی آنقدر سخت است که آدم را از پا درمی آورد. برای ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

She had a grueling schedule. برنامه ی خیلی فشرده و سختی داشت.

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Sympathetic" = همدل، دلسوز، یا بااحساس ( نسبت به موقعیت کسی ) .

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Retain" = استخدام کردن، به کار گرفتن، یا با خود قرارداد بستن ( معمولاً به صورت رسمی و با پرداخت هزینه ) . We need to retain the services of a good ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

کارِ فوقالعاده / بینظیر / عالی ( در معنای مثبت ) یا کارِ خیلی سخت و طاقت فرسا ( در معنای منفی، بسته به بافت ) . مثال : You did a hell of a job on t ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

قبل از اعلام رسمی / پیش از انتشار خبر/پیش از بیانیه یعنی کاری قبل از اینکه خبر یا تصمیم به طور رسمی اعلام شود، انجام میگیرد ( معمولاً در فضای خبری، س ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پیشرفت

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Go stupid" = احمقانه رفتار کردن / تصمیمِ عجولانه و غیرمنطقی گرفتن. مثال : If we go stupid on the stock, we'll lose everything. اگه تو این سهام، کا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

"Awed" = احساس حیرت، شگفتی، یا احترام عمیق همراه با کمی ترس یا فروتنی. "Awed by you"یعنی"از تو حیرت زده / مبهوت / شگفت زده شدن"، یا "تحت تأثیر عظمت ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

The time period that starts after lunch on Friday and ends when the weekend starts. Usually in this time period it is particularly hard to focus on w ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حقه های ارزان / حرکاتِ بی ارزش و فریبنده/حرکاتِ بی ارزش و پیش پاافتاده برای فریب دادن/ روشهای کم ارزش، پیش بینی پذیر، یا کودکانه برای فریب دادن یا جل ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

حرکاتِ ارزانِ دخترانه/تقلب های حقیرانه ی زنانه ( با لحنی تحقیرآمیز و جنسیتی ) /حرکاتِ بی ارزش و فریبنده ( با لحنی تحقیرآمیز و معمولاً در فضای غیررسمی ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
١

حقه های زنانه/حرکاتِ دخترانه برای فریب دادن ( معمولاً با لحنی غیرجدی یا تحقیرآمیز ) /ترفندهای زنانه برای جلب توجه یا فریب ( با لحنی خودمانی و معمولاً ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راستش رو بخوای/ صادقانه بگم/راستش رو بخوای / صادقانه بگم که. . . ( برای شروع یک حرف صریح و بی پرده ) . معنی دقیقتر: این عبارت یک مقدمه ی محاوره ای ا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

راستش رو بخوای/ صادقانه بگم/راستش رو بخوای / صادقانه بگم که. . . ( برای شروع یک حرف صریح و بی پرده ) . معنی دقیقتر: این عبارت یک مقدمه ی محاوره ای ا ...

١