be out of touch

پیشنهاد کاربران

بی خبر / عقب افتاده از روزگار/از جریان ( اخبار/اتفاقات ) عقب مونده/بی خبر از آنچه میگذرد
کاربرد:
برای کسی که از مسائل روز، فرهنگ عمومی، یا احساسات دیگران بی خبر است یا با آنها هماهنگ نیست.
میتواند هم مجازی ( اخبار و تکنولوژی ) باشد و هم عاطفی ( نسبت به احساسات دیگران ) .
بی خبر بودن
Politicians were criticized for being completely out of touch with public opinion
سیاستمداران به خاطر اینکه کاملاً از نظرات عمومی بی خبر بودند، مورد انتقاد قرار گرفتند.
چیزی حالیش نیست
Not see, speak to, or write to sb any longer
نشناختن یا درک نکردن و نفهمیدن راجع به موضوع خاص
تو باغ نبودن
Be out of touch ( with sth ) means: not know or understand recent ideas in a particular subject or area
از قافله عقب بودن