تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آموزشِ مدیریت/دوره های مدیریتی

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Get this = این رو ببر / بذار / جابه جا کن

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دنج/فضای مناسب/ فضای آرام/جای خوش آب و هوا/محیطی خوشایند، یا صدای زمینه ( موسیقی/نور )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در موردِ تأمین مالی / در بخشِ سرمایه و بودجه/ در رابطه با سرمایه و بودجه ( معمولاً در مذاکرات یا برنامه ریزی مالی ) مثال: We need to decide on the f ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وارد شدن / مداخله کردن / شریک کردن/وسط حرف پریدن ( بسته به بافت )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خبر پخش شده / همه مطلع شدند/ شایعه یا خبر رسمی لو رفته و همه میدانند/خبر فاش شده / همه فهمیدند ( با لحنی خبری یا محاوره ای )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

خیلی خوب / عالی/درجه یک/بهترین ( با لحنی غیررسمی و تأکیدی ) نکته:معمولاً برای توصیف چیزی با کیفیت بالا، موقعیت عالی، یا یک فرصت عالی به کار میرود ( ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

توضیح دادن / جوابگو بودن / مسئولیتِ توضیح را بر عهده گرفتن ( معمولاً وقتی اتفاق بدی میافتد و باید دلیلش را به کسی بگویی ) مثال: If this plan fails, ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

"Either" = یا، برای معرفی اولین گزینه در یک انتخاب دوگانه مثال: Either you do it, or I will. یا تو انجامش بده، یا من انجامش میدم. "در این جمله به م ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک اصطلاح عامیانه، تند و تحقیرآمیز است به معنی:خوش وبشِ احمقانه / شادیِ الکی و بی معنی / حرفهای خوشبینانه ی بی ارزش/خوشیِ الکی و بی معنی ( با لحنی طع ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ضعفِ انسانی / آسیب پذیریِ آدمی/نقطه ضعفهای طبیعیِ انسان ( با لحنی فلسفی یا همدلانه ) — به جنبه هایی از طبیعتِ انسان اشاره دارد که او را مستعدِ اشتباه ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تحقیرِ شخصی که به دلیلِ گذشته، بی ارزش خطاب میشود ( عبارتی نامناسب ) . یعنی او کالایِ آسیب دیده / بی ارزش است. نکته: این یک عبارت توهین آمیز و تحقیر ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وای به حال کسی که. . . /بدا به حال کسی که. . . نکته:این عبارت یک هشدار جدی و ادبی است که یعنی اگر این کار را بکنی، پشیمان میشوی.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با یه حالتِ سرکش / پررو / معترض ( کسی که رفتار یا لحنش نشان میدهد که حرف شنو نیست، جسور است، یا به حرفهای دیگران اهمیت نمیدهد ) مثالها: He walked i ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با حداکثر صدا / تمامِ صدا — یعنی صدا را تا آخرین درجه بلند کرده باشی/ته صداش یا با بیشترین بلندی ( معمولاً برای صدا، موسیقی، یا تلویزیون ) مثال: The ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به صورت فورانی /به صورت موجی به شکلِ جریانهای ناگهانی ( برای خروج ناگهانی و شدید چیزی ) معمولاً برای آب، احساسات، یا کلمات که ناگهان و شدیداً بیرون ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

راستش بخوای / باید بگم/باید اعتراف کنم که. . . ( با لحنی صادقانه و معمولاً تحسین آمیز یا متعجب ) معمولاً برای بیان یک نظرِ صادقانه، تعجب، یا تأکید ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

بخشیدن / ارزانی داشتن ( با لطف ) ( با لحنی رسمی و ادبی ) /لطف کردن و بخشیدن — معمولاً در متون رسمی، ادبی، یا مذهبی به کار میرود و یعنی با لطف و بزرگو ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

قبل تر / تا قبل از این/تا زمان قبلی/در مقایسه با قبل ( اشاره به زمانِ گذشته ی نزدیک ) مثال: I meant what I said by earlier. منظورم همان چیزی بود که ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کلافگی درست کردن / کسی رو حسابی گیج یا ناراحت کردن ( معمولاً با رفتار یا حرفهای غیرعادی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصلا /حتی /یکنواخت / زوج

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خیلی زود — معمولاً برای تأکید بر اینکه چیزی در آینده ای بسیار نزدیک اتفاق میافتد. ( با لحنی غیررسمی و تأکیدی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشقراولیِ فساد/حفاظت از رذالت/سپرِ اولِ فساد بودن "Vanguarding vice" یعنی پیشقراولانِ فساد یا کسانی که در خط مقدم، از رذالت دفاع میکنند ( با لحنی حم ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیشقراولی کردن / در خط مقدم بودن / محافظت کردن از چیزی به عنوان اولین سپر

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Vice = فساد، رذالت، پلشتی، یا بدی ( در برابر فضیلت )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بذار یه کم بمونه / نگران باشه / معطل بمونه ( تا نتیجه یا پاسخی بگیرد )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گیر نده

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پول رو پرداخت کن ( رسمی و رایج در امور مالی ) /پرداخت را انجام بده/پول را واریز کن مثال: You need to make the payment by Friday. باید تا جمعه پرداخت ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراتر از حد انتظار تلاش کردن/یک قدم اضافه برداشتن/بیش از آنچه ازت خواسته شده، انجام دادن ( با لحنی تحسین آمیز ) مثال: She always goes the extra mile ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراتر از حد انتظار تلاش کردن/یک قدم اضافه برداشتن/بیش از آنچه ازت خواسته شده، انجام دادن ( با لحنی تحسین آمیز ) مثال: She always goes the extra mile ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجبور به ازدواج شدن/به اجبار وادار به ازدواج شدن/به زور وادار به ازدواج کردن ( ازدواج اجباری ) مثال: She was forced into marriage at a young age. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مجبور شدن ( در حالت استمراری و منفعل ) مجبور شدن / تحت فشار بودن برای انجام کاری ( در حال انجام )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
١

تا حالا/هرگز/همیشه ( بستگی به جمله داره )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دلم خواست انجامش بدم ( بدون دلیل خاص، فقط از روی میل یا حس درونی )

پیشنهاد
٠

از یکی بدتر، به یکی دیگه بدتر ( ضرب المثلِ انگلیسی )

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراز و نشیب های سرنوشت یا پیچ وخم های روزگار تلاطم ها و تغییراتِ ناگهانیِ زندگی ( با لحنی ادبی و کمی فلسفی ) . تغییرات ناگهانی و غیرمنتظره در زندگی، ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به شدت/حسابی/فوق العاده مثال: I'm awful tired after work. بعد از کار، حسابی خستم.

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بالاخره نوبت همه میشه / روزِ هر کسی میرسه ( با لحنی امیدوارکننده ) . این ضرب المثل یعنی هر کسی، حتی اگر الان موفق نباشد، بالاخره یک روز به موفقیت یا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی خبر / عقب افتاده از روزگار/از جریان ( اخبار/اتفاقات ) عقب مونده/بی خبر از آنچه می گذرد کاربرد:برای کسی که از مسائل روز، فرهنگ عمومی، یا احساسات دی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بی خبر / عقب افتاده از روزگار/از جریان ( اخبار/اتفاقات ) عقب مونده/بی خبر از آنچه میگذرد کاربرد: برای کسی که از مسائل روز، فرهنگ عمومی، یا احساسات دی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منظورت چیه؟/چه طور؟/منظورت رو توضیح بده / چه طور؟ ( برای درخواست توضیح ) . کاربرد: وقتی از کسی میپرسیم که منظورش از حرفی که زده چیست و توضیح بیشتری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه شد که. . . / سرنوشتِ. . . چی شد؟/کجایِ کارِ. . . از بین رفت؟/چه شد که. . . / سرنوشتِ. . . چی شد؟ ( برای پرسیدن درباره ی چیزی که دیگر نیست یا تغییر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در حالتِ امانی / در گرو؛ یعنی پول یا سند به دست شخص ثالثی سپرده میشود تا وقتی که شرایط قرارداد کامل شود، بعد آزاد گردد. یعنی پول یا مدرک پیش شخص ثا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تماسهای من رو بگیر / جواب نده / منو در دسترس نذار/به تماسهای من پاسخ نده / منو مشغول نشان بده ( تا مزاحم نشوند ) . معمولاً در محیط کار یا زمانی که ف ...

پیشنهاد
٠

to say something about something that you have just noticed: He remarked on how well you were looking.

پیشنهاد
١

تذکر دادن/اشاره کردن به چیزی/به چیزی اشاره کردن/نظر دادن نکته:"Remark on" و "Remark upon" هر دو به یک معنی هستند ، فقط "upon" یه کم رسمی تر و ادبی تر ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نیست جز یا چیزی نیست به جز/چیزی نیست به جز / فقط ( با لحنی ادبی و تأکیدی ) . و معمولاً برای تأکید بر سادگی یا محدودیتِ چیزی به کار میرود. معنی دقیق ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسته به بافت، چند معنی داره: له کردن / خرد کردن ( فیزیکی ) نابود کردن / در هم کوبیدن ( مجازی، مثل شکست دادنِ کامل ) علاقه ی شدید و معمولاً پنهانی ب ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خداوندِ صلح و آرامش ( با لحنی دعایی و آرامش بخش ) . این عبارت معمولاً در متون مذهبی ( به ویژه مسیحیت و یهودیت ) به کار میرود. اشاره به خدایی که صلح، ...