پیشنهادهای hamideh (٦٣٩)
یه مدتی / برای یه مدت کوتاه / تا چند وقتی/برای یه مدت ( کوتاه یا متوسط ) ، نه برای همیشه. معنی دقیقتر: یعنی یک بازه ی زمانی مشخص اما معمولاً کوتاه ی ...
در جمله ی : "lay off the subject for a while" یعنی "یه مدتی موضوع رو رها کن / فعلاً درموردش حرف نزن".
بیخیال موضوع شو / دیگه درموردش حرف نزن/موضوع رو رها کن/موضوع رو تموم کن / دیگه راجع بهش حرف نزن ( با لحنی قاطع یا خواهش آمیز ) . نکته:یعنی گوینده می ...
"It's official" = رسمی شد / قطعی و تأیید شد. مثال: We’ll announce it as soon as it’s official. به محض اینکه رسمی بشه، اعلامش میکنیم. یعنی به محض ا ...
"As soon as it's official" یعنی به محض اینکه رسمی بشه یا همین که قطعی و تأیید شد. معنی دقیقتر: "As soon as" = به محض اینکه / همین که. "It's officia ...
"Face" در اینجا یک فعل است به معنی روبرو شدن با /با انجامِ کاری روبرو شدن، نه با خودِ کار و معمولاً بعدش "ing" می آید ( مثل "face doing" ) . ساختار: ...
"Face" وقتی یک فعل است به معنی روبرو شدن با/با انجام کاری روبرو شدن، نه با خودِ کار و معمولاً بعدش "ING" می آید ( مثل "face doing" ) . ساختار: Face ...
"Go through" = با دقت بررسی کردن، وارسی کردن، یا زیرورو کردن. مثال: Maybe we should go through Mary Alice's closet for clues. شاید بهتره کمدِ مری آ ...
۱. رفتن به یک مکان ( برای بررسی یا کاری ) معمولاً به معنای رفتن به یک مکان مشخص برای بررسی، ملاقات، یا کاری ) . ۲. مرور کردن یا بررسی کردن ( مثل مر ...
پنچری ( لاستیک ) "have a flat "= پنچری داشتن
'my money says' means 'I think', 'I am sure', 'I suppose' or 'I bet'.
به گمان من / شرط میبندم که / پیشبینی من اینه ک/من شرط میبندم که. . . /پیشبینی من اینه که. . . ( با لحنی مطمئن و خودمانی ) . معنی دقیقتر: این یک عبار ...
اگر فلان اتفاق بیفته / در اون صورت/اگه پیش اومد / هر اتفاقی که بیفته ( برای شرط یا نتیجه ) . مثال: In the event of rain, the party is canceled. اگه ...
"Front loading" یعنی جلو انداختن / اولِ کار انجام دادن؛ یعنی کارها، هزینه ها، یا بارِ اصلیِ یک پروژه را به ابتدای زمانبندی منتقل کردن، به جای اینکه ب ...
بدی بلا مصیبت
بلاها بدیها مصیبت ها
یعنی "چوب را دریغ کن، بچه را خراب کن" یا "اگه تنبیه نکنی، بچه لوس و بی مقدار میشه. " یعنی "برای تربیتِ درست، گاهی تنبیه لازم است" ( یک نگاه سنتی و بح ...
بدترین یا حساسترین بودن، بسته به موقعیت: درد یا مصدومیت : اون که بیشترین درد رو داره ناراحتی یا دلخوری : اون که از همه بیشتر ناراحته بی ادبی یا زشتی ...
"Gator " مخفف "alligator" ( تمساح ) است.
"Gators" مخفف "alligators" ( تمساح ) است و معمولاً به تیمهای ورزشی دانشگاه فلوریدا ( Florida Gators ) اشاره دارد. مثال : You go, gators! Win this ga ...
این جمله معمولاً در مسابقات ورزشی یا فضای دانشگاهی برای تشویق تیم فلوریدا گیتورز استفاده میشود. اگر خارج از این فضا باشد، میتواند یک تشویق طنزآمیز یا ...
"You go" یک عبارت تشویقی است، مثل "برو که!" یا "آفرین!"
"One of them nights" = یکی از اون شبهای خاص ( میتونه شبِ غم، خوشی، مستی، فکر، یا خاطره باشد ) . مثال: I feel one of them nights coming on — let's ju ...
"Coming on" = داره شروع میشه / داره میرسه. مثال: I feel one of them nights coming on — let's just drive and listen to music. حس میکنم امشب یکی از ا ...
حرفِ کاری / گپِ تخصصیِ شغلی؛ یعنی وقتی اهل یک حرفه یا صنف، خارج از محیط کار هم درباره ی کارشان صحبت میکنند/حرفِ تخصصیِ محل کار که حتی بیرون از محیط ک ...
"Have yourself a drink" = یه نوشیدنی بریز / یه نوشیدنی برای خودت بگیر/ به زبان خودمانی تر: "برو یه چیزی بنوش"/خودت را به یک نوشیدنی مهمان کن ( با لحن ...
"Reasonable doubt" = شکِ معقول ( اصطلاح حقوقی؛ یعنی اگر شکِ منطقی وجود داشته باشد که متهم ممکن است بی گناه باشد، باید تبرئه شود ) . مثال: The eviden ...
"Squeeze through the door" = به سختی رد شدن از یک فضا یا شرایط ( یعنی از حداقلِ ممکن استفاده کردن ) . مثال : The evidence is weak, but can we squeez ...
"Ceremonial bullshit" = تشریفاتِ بی ارزش، حرف های تشریفاتیِ توخالی، یا کارهایِ فرمالیته ای که هیچ فایده ی عملی ندارند. مثال: I suggest we front - lo ...
"Front - load" = اولِ کار انجام دادن / جلو انداختن ( همون "چپون" در فارسی محاوره ) . مثال: I suggest we front - load the ceremonial bullshit, then g ...
آدمِ درست / مناسب، یعنی کسی که بهترین انتخاب برای یک کار، موقعیت، یا نقش خاص است/کسی که بهترین گزینه است یا انتخابِ درست مثال : He was the right man ...
"the right man" یعنی آدمِ درست / مناسب، یعنی کسی که بهترین انتخاب برای یک کار، موقعیت، یا نقش خاص است/کسی که بهترین گزینه است یا انتخابِ درست مثال : ...
"My time" یعنی هر چیزی که به زمانِ من ربط داشته باشه، ولی بسته به موقعیت فرق میکنه: زمانِ شخصیم ( وقتی برای خودم وقت میذارم ) دوره ای که یه جایی بود ...
Ranting = شکایتِ عصبانی و طولانی ( مثل آدمی که از صفِ بانک ناله میکنه ) Raving = هیاهو یا تعریفِ اغراق آمیز ( مثل کسی که فیلم رو فوق العاده میدونه، ...
Ranting = شکایتِ عصبانی و طولانی ( مثل آدمی که از صفِ بانک ناله میکنه ) Raving = هیاهو یا تعریفِ اغراق آمیز ( مثل کسی که فیلم رو فوق العاده میدونه، ...
هیاهو و داد و قال کردن / غرولند و فریاد زدن ؛ یعنی کسی از شدت عصبانیت یا هیجان، دیگر کنترلِ رفتار و کلامش را از دست داده و دارد با صدای بلند، ناهماهن ...
بده بستان / مصالحه / گرفتن و دادن؛ یعنی در یک رابطه، مذاکره، یا تعامل، هر دو طرف چیزی بدهند و چیزی بگیرند تا به توافق برسند. یعنی "هم بدهم، هم بگیرم" ...
آدمِ درست / مناسب، یعنی کسی که بهترین انتخاب برای یک کار، موقعیت، یا نقش خاص است/کسی که بهترین گزینه است یا انتخابِ درست مثال : He was the right man ...
"Backed" یعنی حمایت کردن، پشتیبانی کردن، یا پشت کسی ایستادن ( چه در سیاست، چه در کار، چه در زندگی ) . مثال : Now that he's president, I can say I ba ...
"My time" یعنی هر چیزی که به زمانِ من ربط داشته باشه، ولی بسته به موقعیت فرق میکنه: زمانِ شخصیم ( وقتی برای خودم وقت میذارم ) دوره ای که یه جایی بود ...
مدتِ محکومیتم را گذراندم/کارِ خودم را کردم / دوره ام را تمام کردم/سهمِ خودم را کامل دادم/به اندازه ی کافی تحمل کردم و حالا تمام شده معانی و کاربردها: ...
خیلی بیشتر / خیلی طولانی تر ( از نظر زمان یا مدت ) /مدت زمانِ خیلی بیشتری ( نسبت به چیزی که انتظار میرفت یا معمول بود ) این عبارت معمولاً برای مقایس ...
"Lassitude" = بی حالی، خستگیِ مفرط، یا سستیِ روحی و جسمی. مثال : He felt choked by the pettiness and lassitude of office life. از کوچک اندیشی و بی ...
"Pettiness" = کوچک اندیشی، ریزبینیِ بی مورد، یا گیر دادن به جزئیاتِ بی ارزش. مثال : He felt choked by the pettiness and lassitude of office life. ا ...
"Choked" = خفه شدن / گرفتار شدن.
"Lowly" = فروتن / معمولی / حقیر ( برای نشان دادن اینکه این فرد، جایگاهِ خیلی بالایی در سلسله مراتب ندارد، یا اینکه گوینده با تحقیر به او نگاه میکند ) ...
"Majority whip" یعنی ناظم / هماهنگ کنندهٔ حزبِ اکثریت در مجلس ( معمولاً مجلس نمایندگان یا سنا ) . وظیفه اش چیه؟اطمینان از حضورِ اعضای حزبِ خودش در ج ...
"Zen look" یعنی حالتی از آرامش عمیق، تمرکز، بی احساسیِ متعالی، یا پذیرشِ کاملِ لحظه. "He got this zen look on his face" یعنی "یه حالتِ ذن وار روی صو ...
تهِ ذهنت / گوشه ی ذهنت / ناخودآگاهت معنی دقیقتر: این عبارت به افکاری اشاره دارد که کاملاً در سطح آگاهی نیستند، اما همیشه یک جایی در ذهن وجود دارند؛ م ...
"in the back of someone's mind " یعنی تهِ ذهن کسی / گوشه ی ذهن / ناخودآگاه معنی دقیقتر: این عبارت به افکاری اشاره دارد که کاملاً در سطح آگاهی نیستند، ...