تاریخ
١٠ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

use something up= to finish a supply of something چیزی را تا به آخر مصرف کردن و تمام کردن . Example: Don't use up all the milk - we need some for br ...

تاریخ
١٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

put through hell = to give someone a very difficult or unpleasant time به کسی تجربه ی شرایط بسیار سخت یا ناخوشایندی دادن کسی را از جهنم عبور دادن و ب ...

تاریخ
١٢ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

باری برای تحمل کردن a burden to bear= a responsibility or hardship that someone must endure or manage مسئولیت یا سختی، مشکلات، غم و اندوهی که کسی با ...

تاریخ
١٣ ساعت پیش
پیشنهاد
٠

بار سبک، آسان و راحت your secret is not an easy burden to bear راز تو، بار سبکی نیست که بتوان به راحتی آن را به دوش کشید ( و آن را افشا نکرد ) .

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

اگر مایل بودید ( درخواست مودبانه ) ( if you would ( please اگر لطف کنید

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

از عهده برآمدن تحمل کردن کنارآمدن کنترل، مدیریت و رسیدگی کردن

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

این گونه است :

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

مشورتها ، مذاکرات و بررسیهای هیئت منصفه ( قبل از صدور رای بیطرفانه از سوی آنان ) .

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

هیئتهای منصفه ( جمع jury )

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

love it all you want هر چقدر که می خواهی دوستش داشته باش

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

هر چقدر میخواهی

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

هر چقدر که می خواهی دوستش داشته باش

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

با وجدانی پاک با وجدانی اسوده با وجدانی راحت و عاری از گناه

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

وجدانی عاری از گناه

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

آرامش بخش

تاریخ
٤ روز پیش
پیشنهاد
٠

از عهده برآمدن

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

اعتراف به داشتن رابطه نامشروع

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

انرژی گذاشتن ( برای کسی یا چیزی ) PUT ONE'S ENERGIES INTO = focus effort and attention on a specific activity or goal put all my energy into her ت ...

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

کسی را متقاعد کردن convince her otherwise درغیراینصورت او را متقاعد کن

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

admit to the affair پذیرفتن ، قبول کردن ، اعتراف کردن به رابطه نامشروع

تاریخ
٥ روز پیش
پیشنهاد
٠

ترک کردن و رها کردن پرونده

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

فقط همین!

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

خیلی وقت پیش، خیلی قبل تر

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

اوایل

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
١

اینقدر به خودت نمره نده اینقدر برای خودت نوشابه باز نکن اینقدر خودتو تحویل نگیر

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

زیاده از حد ، خیلی زیاد

تاریخ
٦ روز پیش
پیشنهاد
٠

دیر برسی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

شوخی خانوادگی A family joke. = something that nobody in the family took seriously

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

before the hour قبل از ساعت مقرر . before the hour :It is often used to indicate a time or event that happens prior to the designated hour

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اسباب کشی و نقل مکان کردن

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

this much of این مقدار از

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

a family joke شوخی خانوادگی A family joke. = something that nobody in the family took seriously

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

هرگز، هیچ گاه، هیچ وقت I can never remember his latest phone number من هیچ وقت آخرین شماره تلفنش را یادم نمی آید never، در جملات مثبت و برای منفی ک ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

little و a little برای اسامی غیر قابل شمارش بکار می روند ؛ little همیشه بار معنایی منفی دارد، می توان آن را به ‘کمی’ ترجمه کرد ، ولی a little بار معن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

little و a little برای اسامی غیر قابل شمارش بکار می روند ؛ little همیشه بار معنایی منفی دارد، می توان آن را به ‘کمی’ ترجمه کرد ، ولی a little بار معن ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

few و a few ، معمولا قبل از اسامی جمع قابل شمارش قرار می گیرند با این تفاوت که a few به تعداد کم اما کافی اشاره دارد اما few بیانگر تعداد کم و ناکافی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
١

few و a few ، معمولا قبل از اسامی جمع قابل شمارش قرار می گیرند با این تفاوت که a few به تعداد کم اما کافی اشاره دارد اما few بیانگر تعداد کم و ناکافی ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در چند سال گذشته

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

پرحرف ، وراج، پر هیاهو a bit of a rattle

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

اندکی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

آن موقع

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

جایگاه اخلاقی

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

صلاحیت اخلاقی

١