being forced

انگلیسی به انگلیسی

• being compelled, being coerced, being strained, being moved by force

پیشنهاد کاربران

مجبور شدن ( در حالت استمراری و منفعل )
مجبور شدن / تحت فشار بودن برای انجام کاری ( در حال انجام )