به صورت فورانی /به صورت موجی به شکلِ جریانهای ناگهانی ( برای خروج ناگهانی و شدید چیزی )
معمولاً برای آب، احساسات، یا کلمات که ناگهان و شدیداً بیرون میریزند.
مثالها:
Tears came in gushes.
اشکها فوران کرد.
... [مشاهده متن کامل]
She spoke in gushes of emotion.
با فورانِ احساسات حرف زد.
Water came out in gushes.
آب به صورت فورانی بیرون میزد.
She spoke in emotional gushes.
با فورانهای احساسی حرف میزد.
معمولاً برای آب، احساسات، یا کلمات که ناگهان و شدیداً بیرون میریزند.
مثالها:
اشکها فوران کرد.
... [مشاهده متن کامل]
با فورانِ احساسات حرف زد.
آب به صورت فورانی بیرون میزد.
با فورانهای احساسی حرف میزد.