توضیح دادن / جوابگو بودن / مسئولیتِ توضیح را بر عهده گرفتن ( معمولاً وقتی اتفاق بدی میافتد و باید دلیلش را به کسی بگویی )
مثال:
If this plan fails, you do the explaining to the boss.
اگر این نقشه شکست بخوره، تو باید به رئیس توضیح بدی.
... [مشاهده متن کامل]
یعنی تو باید جواب بدهی / دلیلش را بگویی ( با لحنی مسئولانه یا هشدارآمیز )
مثال:
اگر این نقشه شکست بخوره، تو باید به رئیس توضیح بدی.
... [مشاهده متن کامل]
یعنی تو باید جواب بدهی / دلیلش را بگویی ( با لحنی مسئولانه یا هشدارآمیز )