ambient

/ˈæmbiənt//ˈæmbiənt/

فراگیر، محیط، در همه طرف، پیراگیر، هوای اطراف هرچیز، پرگیرا، پیرامون، احاطه کننده، پرمون، محدود، محاصره شده
دارالترجمه ر.س.م.ی کاج

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: surrounding or encompassing.

- The ambient temperature is low enough to affect the operation of computers.
[ترجمه گوگل] دمای محیط به اندازه ای پایین است که بر عملکرد رایانه ها تأثیر بگذارد
[ترجمه ترگمان] دمای محیط به اندازه کافی پایین است که بر عملکرد کامپیوترها تاثیر بگذارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of music, characterized by sound and pattern rather than distinct notes of melody or rhythmic structure.
اسم ( noun )
• : تعریف: a type of instrumental music characterized by patterns of sound rather than melodic form or rhythmic structure, and which can be explicitly listened to or serve as background or atmospheric sound.

جمله های نمونه

1. ambient temperature
حرارت پرمون (محیط)

2. It is reported that the ambient air over the city is becoming worse and worse.
[ترجمه گوگل]گزارش شده است که هوای محیط بالای شهر بدتر و بدتر می شود
[ترجمه ترگمان]گزارش شده است که هوای محیط اطراف شهر بدتر و بدتر می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If no pollution control expenditures are made, ambient air pollution concentration will be high and pollution damage costs high.
[ترجمه احمداسرار] اگربه هزینه های کنترل آلودگی هوابی توجهی شودتمرکزاین آلودگی درمحیط زیادشده وخسارت ناشی ازآن غیرقابل جبران خواهدبود.
|
[ترجمه جواد] اگر هزینه ای صرف کنترل آلودگی نشود آنگاه غلظت آلودگی هوای محیط بالا رفته و خسارات ناشی از آن بسیار هزینه بر خواهد بود.
|
[ترجمه گوگل]اگر هزینه ای برای کنترل آلودگی انجام نشود، غلظت آلودگی هوای محیط بالا خواهد بود و هزینه خسارت آلودگی بالا خواهد بود
[ترجمه ترگمان]اگر هیچ مخارج کنترل آلودگی ایجاد نشود، غلظت آلودگی هوای محیط بالا خواهد بود و میزان آلودگی هوا بسیار بالا خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It can create three dimensional images under ambient, non-destructive conditions.
[ترجمه گوگل]این می تواند تصاویر سه بعدی را در شرایط محیطی و غیر مخرب ایجاد کند
[ترجمه ترگمان]آن می تواند تصاویر سه بعدی تحت شرایط محیطی و غیر مخرب ایجاد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The 11 sinuously blended songs of ambient texture and acoustic sensitivity are striking and pure, with a confessional intensity.
[ترجمه گوگل]11 آهنگ سینوسی ترکیب شده با بافت محیطی و حساسیت آکوستیک، چشمگیر و ناب، با شدتی اعتراف کننده هستند
[ترجمه ترگمان]۱۱ آهنگ ترکیب شده sinuously از بافت محیطی و حساسیت صوتی، با شدت اعتراف برجسته و خالص هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Fans are used to draw ambient air over the condenser and air over the evaporator inside.
[ترجمه گوگل]از فن ها برای کشیدن هوای محیط روی کندانسور و هوا روی اواپراتور داخل استفاده می شود
[ترجمه ترگمان]از پنکه برای کشیدن هوای محیط بر روی کندانسور و هوای داخل دستگاه استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Its average age will essentially depend on the ambient social structure.
[ترجمه گوگل]میانگین سنی آن اساساً به ساختار اجتماعی محیط بستگی دارد
[ترجمه ترگمان]سن متوسط آن اساسا بستگی به ساختار اجتماعی محیط دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The Detroit Symphony Hall adds a nice ambient bloom to a typically spacious Chandos recording.
[ترجمه گوگل]تالار سمفونی دیترویت شکوفه محیطی خوبی را به یک ضبط معمولی جادار Chandos اضافه می کند
[ترجمه ترگمان]تالار سمفونی دیترویت، شکوفه محیط خوبی را به یک رکورد typically بزرگ می افزاید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The ambient temperature in Celsius is roughly equal to the number of cricket chirps in 8 seconds plus
[ترجمه گوگل]دمای محیط بر حسب سانتیگراد تقریباً برابر است با تعداد صدای جیرجیرک در 8 ثانیه به علاوه
[ترجمه ترگمان]دمای محیط در درجه سانتیگراد تقریبا برابر با تعداد of کریکت در ۸ ثانیه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Extra effects provide various industrial and ambient noises, along with off-the-wall sounds which work well in contemporary rhythmic contexts.
[ترجمه گوگل]جلوه های اضافی صداهای مختلف صنعتی و محیطی را همراه با صداهای خارج از دیوار ارائه می دهند که در زمینه های ریتمیک معاصر به خوبی کار می کنند
[ترجمه ترگمان]تاثیرات اضافی، صداهای مختلف صنعتی و محیطی را همراه با صداهای خارج از دیوار که در زمینه های آهنگین معاصر به خوبی کار می کنند، فراهم می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The ambient temperature for each day of the study was determined from local weekly weather statistics.
[ترجمه گوگل]دمای محیط برای هر روز مطالعه از آمار آب و هوای هفتگی محلی تعیین شد
[ترجمه ترگمان]دمای محیط برای هر روز از مطالعه از آمار آب و هوای هفتگی محلی تعیین شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Tabitha's headset suddenly locked into an ambient channel and began to tinkle with tinny salsa.
[ترجمه گوگل]هدست تابیتا ناگهان در یک کانال محیطی قفل شد و با قلع سالسا شروع به زنگ زدن کرد
[ترجمه ترگمان]گوشی Tabitha ناگهان به یک کانال متصل شد و شروع به رفتن با سالسا هم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Film form - ing mechanism of ambient temperature blackening.
[ترجمه گوگل]شکل فیلم - مکانیسم سیاه شدن دمای محیط
[ترجمه ترگمان]مکانیسم تشکیل فیلم و blackening دمای محیط
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Ideally, an open area test site should be situated in a position with low levels of ambient radio activity.
[ترجمه گوگل]در حالت ایده‌آل، یک محل آزمایش منطقه باز باید در موقعیتی با سطوح کم فعالیت رادیویی محیطی قرار گیرد
[ترجمه ترگمان]به طور ایده آل، یک سایت تست فضای باز باید در یک موقعیت با سطوح پایین فعالیت رادیویی محیط قرار گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Oldfield was never conferred with boffin status, unlike his contemporary, Mr Ambient himself, Brian Eno.
[ترجمه گوگل]به اولدفیلد بر خلاف شخص معاصرش، خود آقای Ambient، برایان انو، هرگز جایگاهی به عنوان کاوشگر اعطا نشد
[ترجمه ترگمان]Oldfield هرگز با وضعیت boffin (unlike Ambient)، برخلاف معاصر خود، برایان Eno (Brian Eno)رایزنی نکرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[عمران و معماری] محیط - دامنه
[ریاضیات] محیط، احاطه کردن
[خاک شناسی] محیط اطراف

به انگلیسی

• surrounded on all sides; circumfused
the ambient temperature is the temperature of the air above the ground in a particular place; a technical term.

پیشنهاد کاربران

[موسیقی] نوعی سبک آرام بخش
محیط فیزیکی ( محیط سازه ای ) در مقابل Environment که بار اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی ( جغرافیایی ) داره
آرامش بخش، خلسه آور ( صفت )
محیط، پیرامون ( اسم )

خلسه آور
محیط مادی اطراف چیزی
محیطی
( ambient light = نور محیطی )
ambient temperatures
دمای محیط
مراجعه به: موسیقی امبینت


موسیقی امبینت
ambient music
adjective
1 technical : surrounding on all sides
◀️Keep the chemicals at an ambient temperature of 70�F
◀️the ambient air quality
◀️the bright ambient light of the room

2 of electronic music : quiet and relaxing with melodies that repeat many times
People shopped as ambient music played in the◀️ background.
◀️ambient instrumental music
◀️ Ambient cyderqunk
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : _
✅️ اسم ( noun ) : ambience
✅️ صفت ( adjective ) : ambient
✅️ قید ( adverb ) : _
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما