راستش رو بخوای/ صادقانه بگم/راستش رو بخوای / صادقانه بگم که. . . ( برای شروع یک حرف صریح و بی پرده ) .
معنی دقیقتر:
این عبارت یک مقدمه ی محاوره ای است که قبل از گفتن یک حقیقت، اعتراف، یا نظر صریح می آید. معمولاً برای موقعیتهایی استفاده میشود که گوینده میخواهد راستش را بدون پرده بگوید، حتی اگر تلخ یا ناراحت کننده باشد.
... [مشاهده متن کامل]
مثال کوتاه:
And to tell you the truth, I never really liked him.
و راستش رو بخوای، من هیچوقت واقعاً دوستش نداشتم.
معنی دقیقتر:
این عبارت یک مقدمه ی محاوره ای است که قبل از گفتن یک حقیقت، اعتراف، یا نظر صریح می آید. معمولاً برای موقعیتهایی استفاده میشود که گوینده میخواهد راستش را بدون پرده بگوید، حتی اگر تلخ یا ناراحت کننده باشد.
... [مشاهده متن کامل]
مثال کوتاه:
و راستش رو بخوای، من هیچوقت واقعاً دوستش نداشتم.
همه معنیشو گفتن ( من مثال بزنم://
To tell u the truth, mehdi isn't a very student
To tell u the truth, she is not my cup of tea
راستشو بخای باهاش حال نمیکنم.
راستشو بخای باهاش حال نمیکنم.
اگه بخوام صادق باشم
رک بگم
راستشو بگم
راستش. . .
رک بگم
راستشو بگم
راستش. . .
راستشو بخوای
صادقانه بگم
راستشو بگم
حقیقت را بگو
اگر راستش را بخواهی