disease ridden

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• The refugees were forced to live in disease - ridden camps.
پناهجویان مجبور بودند در اردوگاه های بیماری زده زندگی کنند.
• Disease - ridden water can spread dangerous infections.
...
[مشاهده متن کامل]

آب آلوده به بیماری می تواند عفونت های خطرناکی را گسترش دهد.
• The army struggled to survive in the disease - ridden jungle.
ارتش برای زنده ماندن در جنگل بیماری زده با دشواری روبه رو بود.

Disease - ridden = آکنده از بیماری / آلوده