half the reason

پیشنهاد کاربران

نیمی از دلیل/یکی از دلایل اصلی ( اما نه همه اش ) .
معنی دقیقتر:
وقتی میگویند "half the reason" یعنی این عامل، بخشی از دلیل است، نه کلِ ماجرا. معمولاً وقتی به کار میرود که میخواهند بگویند یک انگیزه یا علتِ مهم وجود دارد، اما تنها عامل نیست.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال :
Half the reason I took this job was the money.
نیمی از دلیلی که این شغل رو قبول کردم، پولش بود.