پیشنهادهای hamideh (٤٣٧)
feeling relaxed and happy.
feeling happy because you are no longer worried about something . feeling free from worry, stress, or anxiety after a challenging or difficult situ ...
غافلگیرانه، به طور غیرمنتظره، اعلام نشده، سرزده، بی خبر
drop in on ( someone ) : To visit one casually or unexpectedly.
to pay an informal visit to a person or a place. Drop by sometime.
دلیلِ انجام کاری
دلیلی برای انجام کاری
her curiosity aroused. کنجکاویش برانگیخته شد. حس کنجکاویش برانگیخته شد.
برانگیخته شد مثال: Her curiosity aroused. کنجکاویش برانگیخته شد. حس کنجکاویش برانگیخته شد.
صدای ترکیدن
to make someone suddenly surprised or slightly shocked. to move or jump suddenly. to surprise somebody suddenly in a way that slightly shocks or f ...
surprised and slightly frightened. to make someone suddenly surprised or slightly shocked.
جنبه خوب و مثبت ویژگیهای خوب و مثبت
the advantages or good characteristics of a situation.
به جنبه های خوب و مثبت چیزی نظر کردن
to find good things in a bad situation.
someone's property داراییِ کسی/مال و متعلق به کسی ( رسمی ) مثال: This is company's property.
owned by someone توسط کسی مالکیت می شود ( حقوقی تر ) belongs to someone متعلق به کسی است ( رایج تر در مکالمه ) property of someone مال / متعلق به ک ...
belongs to someone متعلق به کسی است ( رایج تر در مکالمه ) property of someone مال / متعلق به کسی ( رسمی تر ) owned by someone توسط کسی مالکیت می ...
داراییِ. . . ملکِ . . . مالِ . . . اموالِ . . . property of someone : مالکیت کسی/ متعلق به کسی/داراییِ کسی / مالِ کسی/از آنِ کسی/ملکِ کسی کاربرده ...
فقط برای یک لحظه تنها برای یک لحظه
معروف بود
شناخته شده بود
تراژدی بی معنی ( بی معنا )
having no meaning or purpose. lacking in sense; foolish .
not at all reasonable, or with no good or useful purpose.
بی معنا
وحشت زده ( از ترس شدید )
اندوه زده / غم زده / دچار ماتم / سوگوار دچار غم شدید ماتم زده در سوگ فرو رفته "Grief - stricken" معمولاً بعد از مرگ عزیزان یا فقدان بزرگ به کار می رو ...
very great sadness, especially at the death of someone.
extremely sad because of the death of someone. very sad : deeply affected by grief. feeling extremely sad because of something that has happened.
ایستاده بدون حرکت ( بی حرکت )
برای یک لحظه
زنگ در به صدا در می آید
چیزی را از کسی قرض گرفتن مثال: she borrowed the blender from me. او مخلوط کن را از من قرض گرفت.
شش ماه قبل
مکث ، تردید، درنگ، تامل اولیه یا ابتدایی مثالها: After some initial hesitation, he agreed to help us. بعد از اندکی تردید اولیه، قبول کرد که به ما کم ...
when you feel uncertainty or doubt.
To cancel a project, event, or activity.
To cancel a project, event, or activity.
همواره تا به حال اصلا همیشه
حیرت زده کردن
surprise or impress ( someone ) greatly.
به تعجب واداشتن
کمد ورودی خانه گنجه راهرو کمد راهرو
روز غیر معمول روز غیر عادی روزعجیب
یک هفت تیر را ( از جایی ) بیرون آوردن / پس گرفتن / بازیابی کردن معنی اصلی: بیرون آوردن یا برداشتن یک هفت تیر از جایی که قبلاً گذاشته شده بود. هفت تی ...
( از جایی ) بیرون آوردن / پس گرفتن / بازیابی کردن/برداشتن مثال: She retrieved the revolver from the drawer. هفت تیر را از کشو بیرون آورد. نکته مهم: ...
کمد تالار ورودی
کمد دیواری راهرو