• very hot, extremely hot, scalding food or water that is piping hot is very hot.
پیشنهاد کاربران
🔸 مثال ها: • The soup was served piping hot, with steam rising from the bowl. سوپ داغِ داغ سرو شد، به طوری که از کاسه بخار بلند می شد. • I love drinking piping hot coffee on a cold winter morning. ... [مشاهده متن کامل]
در یک صبح سرد زمستانی، عاشق نوشیدن قهوه خیلی داغ هستم. • The pizza arrived at our table piping hot and delicious. پیتزا داغِ داغ و خوش مزه به میز ما رسید. • Make sure the water is piping hot before you add the tea leaves. مطمئن شوید آب به شدت داغ است قبل از اینکه برگ های چای را اضافه کنید. • He burnt his tongue because he ate the pie while it was still piping hot. زبانش را سوزاند چون پای را وقتی هنوز داغِ داغ بود خورد.
very hot
piping : فلوت زنی، نی لبک زنی، آهنگ ویژه ی نی یا نی لبک , صدای زیر
"piping hot" از صدای سوت کشیدن ( piping ) غذا یا مایعات بسیار داغ گرفته شده است. در فارسی، "خیلی داغ" یا "از تنور درآمده" همین حس فوران گرما را منتقل میکند
بسیار داغ piping hot tea = چایی لب سوز ؛ ) Cook the meat till it's piping hot all the way through