دعوایِ حسابی کردن / مشاجره ی شدید داشتن/یه جشنِ پرخرج و افراطی گرفتن
نکته:این عبارت دو معنی اصلی دارد:
دعوا یا مشاجره ی لفظی شدید ( معمولاً در روابط یا محیط کار )
یک جشن یا مهمانی بسیار بزرگ و پرخرج ( مخصوصاً وقتی کسی پول زیادی خرج میکند )
... [مشاهده متن کامل]
در یک کلام: یعنی "دعوایِ بزرگ"یا "جشنِ افراطی" ( بسته به بافت ) .
مثال:
We had a blowout over the project timeline.
سر زمانبندی پروژه یه دعوای حسابی کردیم.
They had a blowout for their 25th anniversary.
برای بیست و پنجمین سالگردشون یه جشنِ پرخرج گرفتن.
نکته:این عبارت دو معنی اصلی دارد:
دعوا یا مشاجره ی لفظی شدید ( معمولاً در روابط یا محیط کار )
یک جشن یا مهمانی بسیار بزرگ و پرخرج ( مخصوصاً وقتی کسی پول زیادی خرج میکند )
... [مشاهده متن کامل]
در یک کلام: یعنی "دعوایِ بزرگ"یا "جشنِ افراطی" ( بسته به بافت ) .
مثال:
سر زمانبندی پروژه یه دعوای حسابی کردیم.
برای بیست و پنجمین سالگردشون یه جشنِ پرخرج گرفتن.
پنچر شدن
لاستیک پنچر کردن
لاستیک پنچر کردن