hold in contempt

تخصصی

[حقوق] به جرم اهانت به دادگاه محکوم کردن

انگلیسی به انگلیسی

• despise, scorn; be charged with the deliberate obstruction of a court's proceedings by refusing to obey a court order or by interfering with court procedures

پیشنهاد کاربران

"Hold in contempt" یعنی"متهم به بی احترامی به دادگاه کردن" ، "نادیده گرفتنِ دستورِ قضایی محسوب کردن"، "به جرم بی احترامی یا سرپیچی از دستور دادگاه، محکوم کردن".
این عبارت معمولاً در دادگاه به کار میرود و یعنی قاضی کسی را به دلیل سرپیچی از دستورات یا بی احترامی در جلسه، قابل مجازات اعلام میکند.
...
[مشاهده متن کامل]

مثال :
The judge held him in contempt for refusing to testify.
قاضی او را به دلیل امتناع از شهادت، متهم به بی احترامی به دادگاه کرد.

Hold someone/ something in contempt ( idiom - both common and uncommon and formal and informal: in legal context it’s not common and it’s quite formal. In its figurative use, it’s common and informal. ) – meaning:
...
[مشاهده متن کامل]

1. ( Legally ) it means a court has found someone guilty of disrespecting or disobeying the court's authority.
از نظر قانونی، به معنای این است که دادگاه کسی را به دلیل بی احترامی یا نافرمانی از اختیارات دادگاه، مجرم می شناسد.
Example 1 👇
The lawyer warned the client he could be held in contempt for shouting during the proceedings.
وکیل به موکل خود هشدار داد که ممکن است به دلیل فریاد زدن در طول دادرسی، از نظر قانونی مجرم شناخته شود.
Example 2 👇
He was held in contempt of court for refusing to testify after being subpoenaed.
او به دلیل امتناع از شهادت پس از احضار به دادگاه، به بی احترامی به دادگاه متهم شد.
❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌❌
2. ( Figuratively ) it means to regard someone with strong disapproval or disdain.
از نظر مجازی، به معنای نگاه کردن به کسی با نارضایتی یا تحقیر شدید؛ ناچیز شمردن؛ به حساب نیاوردن؛ تحقیر کردن؛ کوچک شمردن؛ حقیر شمردن.
Example 1 👇
Sarah holds George in contempt for his continuous lying.
سارا، جورج را به خاطر دروغگویی های مداومش به حساب نمی آورد.
Example 2 👇
He had always held their superficial values in contempt, preferring intellectual pursuits.
او همیشه ارزش های سطحی آنها را تحقیر می کرد و فعالیت های فکری را ترجیح می داد.

حقیر شمردن - کوچک شمردن - سبک داشتن
کسی رو بازداشت کردن
I'm about to hold both of you in contempt
Hold sb in contempt : یعنی کسی رو تحقیر کردن