روبرو شدنِ مستقیم و شجاعانه با چیزی، بدون فرار، تردید، یا دور زدن/جلو رفتن و مستقیم روبرو شدن ( نه فرار، نه حاشیه رفتن ) .
معنی دقیقتر:
یعنی به جای نادیده گرفتن یا عقب نشینی، مستقیم به سمت مشکل، چالش، یا فردِ مورد نظر میروی و با آن برخورد میکنی. این عبارت معمولاً حس شجاعت، قاطعیت، و صراحت را منتقل میکند.
... [مشاهده متن کامل]
"Head on" یعنی رویاروییِ مستقیم، بدون تردید یا عقب نشینی.
مثال :
We have to face this problem head on.
باید مستقیم با این مشکل روبرو بشیم.
We can solve this, if we can face them head on.
می تونیم این رو حل کنیم، اگر بتونیم مستقیم باهاشون روبرو بشیم.
یعنی "اگر شجاعتِ مواجه ی مستقیم را داشته باشیم ( به جای فرار یا حاشیه رفتن ) .
معنی دقیقتر:
یعنی به جای نادیده گرفتن یا عقب نشینی، مستقیم به سمت مشکل، چالش، یا فردِ مورد نظر میروی و با آن برخورد میکنی. این عبارت معمولاً حس شجاعت، قاطعیت، و صراحت را منتقل میکند.
... [مشاهده متن کامل]
"Head on" یعنی رویاروییِ مستقیم، بدون تردید یا عقب نشینی.
مثال :
باید مستقیم با این مشکل روبرو بشیم.
می تونیم این رو حل کنیم، اگر بتونیم مستقیم باهاشون روبرو بشیم.
یعنی "اگر شجاعتِ مواجه ی مستقیم را داشته باشیم ( به جای فرار یا حاشیه رفتن ) .