get the picture

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. I'm going to get the picture framed .
[ترجمه الیاس] گرفتی چی شد
|
[ترجمه ترگمان]می خواهم عکس را قاب کنم
[ترجمه گوگل]من می خواهم عکس را به شکل قاب بگیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You've said enough. I get the picture.
[ترجمه A.C.E] به اندازه کافی گفتی. من فهمیدم.
|
[ترجمه ترگمان]به اندازه کافی گفتی من عکس می گیرم
[ترجمه گوگل]شما به اندازه کافی گفتی من تصویر می گیرم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. You can't possibly get the picture.
[ترجمه سعیده] احتمالاً نمی توانید متوجه شوید.
|
[ترجمه ترگمان]شما احتمالا نمی توانید این عکس را بگیرید
[ترجمه گوگل]شما احتمالا تصویر را نمی توانید پیدا کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I get the picture you two want to be left alone together.
[ترجمه ترگمان]تصویری که شما دوتا میخواید با هم تنها باشید رو دریافت می کنم
[ترجمه گوگل]من تصویری را می خواهم که می خواهید تنها با هم کنار بگذارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. You get the picture: We need higher standards.
[ترجمه ترگمان]شما تصویر را می گیرید: ما به استانداردهای بالاتر نیاز داریم
[ترجمه گوگل]شما تصویر را دریافت می کنید: ما به استانداردهای بالاتر نیاز داریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. I'm going to get the picture framed and give it to Mom for her birthday.
[ترجمه ترگمان]می خوام تصویری که براش پاپوش درست کردن رو بگیرم و برای تولدش بهش بدم
[ترجمه گوگل]من قصد دارم عکس را بر روی قاب قرار داده و آن را به مامان برای روز تولدش بدهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I get the picture. You want me to say you were at my house last night.
[ترجمه ترگمان] من عکس می گیرم می خوای بگم دیشب خونه من بودی
[ترجمه گوگل]من تصویر می گیرم می خواهی من را بگویم که شب گذشته در من خانه بودی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Designers get the picture John Bell Computer-aided design is a complex technology with complicated effects.
[ترجمه ترگمان]طراحان تصویر طراحی به کمک کامپیوتر جان بل یک تکنولوژی پیچیده با اثرات پیچیده هستند
[ترجمه گوگل]طراحی طراحان تصویر جان بل طراحی کامپیوتری یک تکنولوژی پیچیده با اثرات پیچیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. We don't want any trouble tonight. Do you get the picture?
[ترجمه ترگمان]امشب به دردسر نیستیم عکسش رو گرفتی؟
[ترجمه گوگل]ما امشب هیچ مشکلی نخواهیم داشت آیا شما عکس میگیرید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Could you get the picture on the television a little clearer?
[ترجمه ترگمان]میشه یه کم واضح تر از تلویزیون عکس بگیری؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانید تصویر را در تلویزیون کمی واضح تر دریافت کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Right - handed people - well, you get the picture.
[ترجمه ترگمان]افراد راست دست هستند خوب، شما تصویر را می گیرید
[ترجمه گوگل]افراد راست دست - خوب، شما تصویر می کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. If I have get the picture, then English people is nit good at learning language.
[ترجمه ترگمان]اگر این تابلو را به دست بیاورم، مردم انگلیسی در یادگیری زبان خیلی خوب عمل می کنند
[ترجمه گوگل]اگر تصویر را دریافت کنم، مردم انگلیسی در زبان یادگیری خوب هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It took him two seconds to get the picture.
[ترجمه ترگمان]دو ثانیه طول کشید تا عکس را بگیرد
[ترجمه گوگل]برای گرفتن تصویر، دو ثانیه طول کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. I get the picture you two want to is left alone together.
[ترجمه ترگمان]تصویری که شما دوتا می خواین با هم تنها باشین رو براتون میارم
[ترجمه گوگل]من تصویری را می خواهم که می خواهید تنها با هم کنار بگذارید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• (slang) fully understand

پیشنهاد کاربران

فهمیدن چیزی
فهمیدن

اینکه اوضاع دستمون بیاد
دو هزاریم افتاد!
دو هزاریت افتاد!
مشکل را زود متوجه شدی
متوجه شدم.
get the picture?
گرفتی چی شد؟
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما