🔸 معادل فارسی:
• ظاهر ذن گونه
• چهره آرام و متین
• ظاهر مینیمال و آرامش بخش
• استایل ساده، خلوت و متعادل
• سیمایی آرام و بی تنش
🔸 Zen look یک اصطلاح غیررسمی است که از Zen ( ذن ) ، مکتبی در بودیسم که بر سادگی، آرامش، تمرکز و رهایی از آشفتگی ذهن تاکید دارد، گرفته شده است.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( حالت چهره ) "She gave him a Zen look, neither agreeing nor disagreeing with his proposal. "
( او با نگاهیِ خنثی به او نگاه کرد، نه با پیشنهادش موافق بود و نه مخالف. )
• ( مد ) "The designer's collection featured a Zen look with flowing fabrics and neutral tones. "
( مجموعه یِ این طراح، ظاهریِ مینیمال و آرام با پارچه هایِ روان و رنگ هایِ خنثی داشت. )
• ( دکوراسیون ) "I want my office to have a Zen look—clean, uncluttered, and peaceful. "
( می خواهم دفترِ کارم ظاهریِ آرام بخش داشته باشد—تمیز، بدونِ شلوغی، و مسالمت آمیز. )
• ظاهر ذن گونه
• چهره آرام و متین
• ظاهر مینیمال و آرامش بخش
• استایل ساده، خلوت و متعادل
• سیمایی آرام و بی تنش
🔸 Zen look یک اصطلاح غیررسمی است که از Zen ( ذن ) ، مکتبی در بودیسم که بر سادگی، آرامش، تمرکز و رهایی از آشفتگی ذهن تاکید دارد، گرفته شده است.
... [مشاهده متن کامل]
🔸 مثال ها:
• ( حالت چهره ) "She gave him a Zen look, neither agreeing nor disagreeing with his proposal. "
( او با نگاهیِ خنثی به او نگاه کرد، نه با پیشنهادش موافق بود و نه مخالف. )
• ( مد ) "The designer's collection featured a Zen look with flowing fabrics and neutral tones. "
( مجموعه یِ این طراح، ظاهریِ مینیمال و آرام با پارچه هایِ روان و رنگ هایِ خنثی داشت. )
• ( دکوراسیون ) "I want my office to have a Zen look—clean, uncluttered, and peaceful. "
( می خواهم دفترِ کارم ظاهریِ آرام بخش داشته باشد—تمیز، بدونِ شلوغی، و مسالمت آمیز. )
"Zen look" یعنی حالتی از آرامش عمیق، تمرکز، بی احساسیِ متعالی، یا پذیرشِ کاملِ لحظه.
"He got this zen look on his face" یعنی "یه حالتِ ذن وار روی صورتش نشسته" یا "صورتش یه حسِ آرامش و صلابتِ ذن گونه داشت".
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
He didn't argue or react — he just got this zen look on his face.
نه بحث کرد و نه واکنش نشون داد — فقط یه حالتِ ذن وار روی صورتش نشسته بود.
یعنی صورتش یه حسِ آرامشِ عجیب و فراتر از این دنیا داشت.
یعنی صورتش نشان میداد که از همه چیز فراتر رفته و در حالی از سکون و آگاهی فرو رفته است.
"He got this zen look on his face" یعنی "یه حالتِ ذن وار روی صورتش نشسته" یا "صورتش یه حسِ آرامش و صلابتِ ذن گونه داشت".
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
نه بحث کرد و نه واکنش نشون داد — فقط یه حالتِ ذن وار روی صورتش نشسته بود.
یعنی صورتش یه حسِ آرامشِ عجیب و فراتر از این دنیا داشت.
یعنی صورتش نشان میداد که از همه چیز فراتر رفته و در حالی از سکون و آگاهی فرو رفته است.