پیشنهادهای Mh (٢٥٩)
وابسته بودن hang on=depend on It all hangs on you now در حال حاظر همه چیز به تو بستگی داره.
قیمه قیمه کردن، سلاخی کردن We can not tell this secret to anybody!!! If they are ready to make mincement out of old ladies and kids to keep their sec ...
I might as well drop the bomb now همین الان هم ممکنه پرده از اسرار بردارم ( همه چیز رو بگم )
فرصت انجام کاری را پیدا کردن، وقت کردن، رسیدن به ( منظور وقت کردن ) I see you haven t gotten around to changing the strings of the guitar yet می بین ...
از کوزه در رفتن، آرامش خود را از دست دادن، عنان ز کف دادن !There is no need to get so worked up my dear عزیزم، نیازی نیست از کوره در بری!
شوکه شدن، سخت تحت تاثیر قرار گرفتن، دگرگون شدن، منقلب شدن. I cradled our little hannah and put her to sleep. I think she s pretty shaken up by the v ...
ویروس woke مرضی که به جون سینماها و متاسفانه صنعت گیم افتاده. یه تده روغن فکر هم از این جور چیزها حمایت میکنن
. They started pushing for us to move back to home اصرار کردن که برگردیم خونه.
پرس و جو کردن، تحقیق کردن I ve been putting out feelers for months now چند ماهه که دارم تحقیق می کنم.
به مراتب، بیشتر He has gone far past, in the field of mathematics compare to his colleagues او در رشته ی ریاضیات، نسبت به همکارانش فراتر رفته است.
فراری، گریزان، در حال فرار !?How long have you two been on the run for چه مدتی هستش که شما دو نفر فراری هستین؟
Off to a good start: off to a great start شروع خوب/ عالی داشتن
I don t want he knows about this, we ve done all this by ourselves and then this rich asshole comes in on the tail end نمی خوام دربارش چیزی بدونه، ما ...
به خطر انداخت، ریسک کردن Venture:adventure:stick ones neck out !!!I m sticking my neck out for you bitch
درگیری و دعوای جزئی The two of us got into a minor dust up with them دو نفر از ما یه درگیری جزئی باهاشون پیدا کردیم.
چاپلوسی کردن، چرب زبانی کردن Hopefully, i can sweet talk my way out of this one too خوشبختانه می تونم با چرب زبانی، از این یکی هم قسر در برم ( حل و ف ...
He sure is taking his time اون مطمئنا داره با آرامش و به آهستگی کارش رو انجام می ده
Caustic=pungent=vitriolic=abrasive=venomous نیشدار، کنایه دار، تند و تیز، طعنه آمیز His vitriolic=abrasive=venomous=pungent=caustic remarks
Cross my heart=hope to die به جون خودم قسم، به والله، خداوکیلی، به قران قسم !!I did lock the door_cross my heart and hope to die
Glammed up Dressed attractively and wearing make up to look more glamorous She was ( got ) all glammed up for the party او برای مهمونی خیلی شیک پوش ش ...
عزاداری/سوگواری کردن، داغدار شدن، داغدیده شدن، به عزا نشستن. مترادف با mourn=grieve They bereaved ( grieved ) over the death of the infant آنها به عز ...
They paid her a whole lot of compliments
Put into effect=go into effect=implement=execute اجرا کردن، به مرحله ی اجرا در امدن Through his initiative the project was put into effect به واسطه ا ...
If i ever were to lose you, i d lose myself اگه قراربود تو رواز دست بدم، خودم رو از دست می دادم. آهنگی که joel در tlou2 برای elie می خونه
عبور کردن، رد شدن He claimed to be merely passing through the area, but clearly he had come to draw on my expertise او ادعا کرد که فقط می خواد از اون ...
تمام شدن، به پایان رسیدن/رساندن، کامل شدن/کردن به نتیجه رسیدن، استنتاج کردن The investigation is concluded now and yielded few undisputed facts تحقیق ...
در حالت اسم کسر شأن، کوچک پنداری، دون پنداری، کسر شأن پنداری، خوار/زبون سازی، حقارت، تحقیر کننده They rejected our ceasefire proposal with disdain در ...
Throw a tantrum=throw a fit کج خلقی کردن، آتشی کردن، قشقرق به پا کردن There was hardly a day for him without throwing a fit ( tantrum ) روزی نبود که ...
Slice open=to penetrate or make a hole in شکافتن، سوراخ ایجاد کردن، بریدن Bear claws can slice open human flesh چنگال های خرس می تواند گوشت انسان را ...
شامل شدن، حاوی بودن، همراه شدن با He won the challenge and the award comes with 25000 dollars
Talk your way into/ out of sth To persuade people that you should do sth /not do sth by the reasons you give قانع کردن و دلیل آوردن برای اینکه کاری ...
Get something down to a science To be able to do sth in a quick and efficient way انجام دادن کاری یا چیزی به شیوهای موثر و سریع ( یعنی به چاسطه اینکه ...
Dubious=equivocal=obscure=ambiguous=vague=opaque گنگ، مبهم، ناواضح، نامشخص، کدر، دوپهلو، چندپهلو، مشکوک، شک برانگیز His dubious conduct رفتار شک برنگ ...
Adapt=conform=correspond=accommodate=adjust تطابق داشتن، مطابقت داشتن، منطبق بودن، همانند بودن، سازگار بودن، سازش داشتن، سازگار شدن
That is ( to say ) به عبارت الاخری، به عبارت دیگر، به بیان دقیق تر مترادف با rather He became their leader, or rather their idol ( he became their l ...
To shoot and kill/hit someone or sth The sniper was able to pick off the enemy soldiers one by one - 2 To remove or take off something She carefu ...
Deliberate=intentional تعمدی، عمدی، عمدا، آگاهانه، از روی قصد Deliberate=careful=measured سنجیده، آگاهانه، حساب شده، دقیق A deliberate ( careful, me ...
بازسازی/نوسازی/مرمت/ترمیم/احیا/تعمیر کردن که مترادف با renovate, repair, recondition استرداد/اعاده کردن، پس دادن، بازگرداندن که مترادف با restitute , ...
Point out=pick out نشان دادن، اشاره کردن، اصرار کردن پافشاری کردن The teacher pointed out ( picked out ) a few areas the students need to improve on ...
Conform=accommodate=correspond=adjust مطابقت داشتن، تطابق داشتن، منطبق بودن، همانند بودن، سازش یافتن، سازگار شدن، وفق دادن
Grievous=pathetic حزن انگیز، حزن آلود، غم انگیز، ناراحت کننده، اسف بار، تاسف بار، اسفناک، حاکی از غم و اندوه، فاحش، شدید، بسیار بد جانفرسا، طاقت فرسا ...
گستاخ، زننده These ( uncouth ) youth girls are surrounded by a society that is obsessed with sex and debauchery, they violently vent their scorn on a ...
Put up a fight=pick fight دعوا راه انداختن، دنبال دردسر گذشتن I havent come here to pick fight ( ut up a fight ) He likes to pick a quarrel ( put up ...
جوش زدن When i m distressed, i always break out in a rash وقتی دلواپس می شم ( استرس می گیرم ) همیشه جوش می زنم
To have a problem with به مشکلی برخوردن We ve hit a bit of a snag, things are worse than i accounted for
دیری نپایید، طولی نکشید
Ascribe=assign=attribute=accredit=impute نسبت دادن، وابسته دانستن، منتسب کردن، منسوب کردن
Prick tease an offensive word for a woman who tries to make a man sexually excited but does not intend to have sex with him These uncouth youth girls ...
وقتی یه مدت نسبتا طولانی کسی شما رو ندیده این عبارت استفاده می شه. کم پیدایی احوالت چطوره اوضاع چطوره How have you been?everyone was starting to mis ...
Witty yet gritty این اصطلاح وقتی به کار برده می شه که مثلا یه برنامه تلوزیونی هست که طنز هستش، اما واقعیات دردناک زندگی روهم توش گنجونده که به مراتب ...