catch off guard

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
• ( تبلیغات ) Buy one, get one free of charge.
یکی بخر، یکی رایگان دریافت کن.
• ( خدمات ) Technical support is provided free of charge for the first year.
پشتیبانی فنی برای سال اول رایگان ارائه می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

• ( گردشگری ) The city offers free - of - charge walking tours.
شهر تورهای پیاده روی رایگان ارائه می دهد.
• ( رسمی ) All software updates are free of charge.
تمام به روزرسانی های نرم افزار رایگان هستند.

🔸 مثال ها:
• ( محاوره ) Your question caught me off guard. I need a moment to think.
سؤال تو غافلگیرم کرد. یه لحظه وقت می خوام فکر کنم.
• ( خبری ) The announcement caught everyone off guard.
...
[مشاهده متن کامل]

اعلامیه همه را غافلگیر کرد.
• ( انتقاد ) I was caught off guard by his harsh words.
از حرفای تندش جا خوردم.
• ( طنز ) He was caught off guard when his mom walked into his room.
وقتی مامانش اومد توی اتاقش، جا خورد.

غافلگیر کردن، حیران کردن
These thoughts burst in on the night, catch him off guard. When he wakes, his body is covered in a film of sweat because he knows that what awaits is another day of slaughtering animals
...
[مشاهده متن کامل]

این افکار شبانه به او هجوم می آورند، غافلگیرش می کنند. وقتی از خواب بر می خیزد، بدنش غرق در لایه ی نازکی از عرق شده است؛ چر ا که می داند أنچه که انتظارش را می کشد روز دیگری از سلاخی حیوانات است

مثال:
The one who had the intention to attack our borders had planned beforehand, unlike us who were attacked and caught off guard.
آن کسی که قصد حمله به مرزهای ما را داشت از پیش نقشه کشیده بود برعکس ما که مورد حمله قرار گرفته شده بودیم و �غافلگیر شده بودیم�.
یک دستی زدن
جاخوردن ( از سر تعجب و غیره )
یعنی surprise someone : سورپرایز/شوکه/متعجب/متحیر/ شگفت زده/غافلگیر کردن
🔴 to surprise someone, esp. in a way that makes the person feel confused or uncertain
◀️ The news caught her completely off guard. she didn't know what to say
...
[مشاهده متن کامل]

◀️ This caught me off guard Sir : این مرا غافلگیر کرد قربان

غافلگیر کردن
شوکه شدن
Take by surprise
To surprise somebody by doing/saying
something unexpected
غافلگیر شدن
خلع سلاح شدن
خلع سلاح شدن
شوکه کردن، عامیانه
گرخیدن
Do something that somebody is not ready for
غافلگیر کردن
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٤)