تاریخ
١ روز پیش
پیشنهاد
١

یکی از مهم ترین معنی هاش میشه: از کسی چیزی را بیرون کشیدن/ گرفتن ( اغلب با زور، تهدید، ترساندن و. . . ) Verb someone out of something 👇👇👇👇👇👇� ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

بیشتر از نوع. . . / بیشتر در دسته ی. . . / بیشتر مربوط به. . . That’s more of a luxury problem این بیشتر یه مشکل لوکسه! That useless millennials s ...

تاریخ
٣ روز پیش
پیشنهاد
٠

معانی مختلفی داره ۱ - جون کندن، سخت کار/تلاش کردن، زحمت کشیدن He’s always hustling to make money. او همیشه برای پول دراوردن جون می کنه. Hustling ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

متن قانون، عین قانون، مو به مو طبق قانون، متن دقیق قانون ( طبق قانون عمل کردن ) He followed the letter of the law, even though everyone knew it wa ...

تاریخ
١ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بسته به متن چندین معنی داره: ۱ - تا اخر مسیر، تا اخر، تا انتها I didn't realize we was going all the way out there either منم خبر نداشتم که قراره تا ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

در کل زندگی، در تمام عمر In my entire life, no one has ever loved me the way that man loved me توی تموم زندگیم، هیچ کس منو اون شکلی که اون مرد دوستم ...

تاریخ
٢ هفته پیش
پیشنهاد
٠

عبارت much to the به طورکلی به معنای: در کمال. . . معنی می ده. Much to the delight of در کمال خوشحالی Much to the surprise of در کمال تعجب Much to t ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Off the books غیرقانونی، غیررسمی، پنهانی Yeah, sure. Sounds nice and secluded Kind of place you d run an off the books operation, huh? ( GTA V ) اره ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بسیار مهم و پر اهمیت، بسیار حیاتی For iran, the clock is ticking, and they better get moving, fast, or there won t be anything left of them. Time is ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جویدن، ساییدن یکی از دست نوشته های بازی outlast 2 Dearest Marta My best beloved, most trusted, my intimate companion since your childhood. I know y ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٢

دوره، سلسله، رشته، دنباله، توالی Losing streak دوره باخت و بدشانسی ( سلسله ای از شکست ها و بدبیاری ها ) Winning streak سلسله ای از پیروزی ها I thin ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٤

Cruise up one packed row and down another این عبارت به طور کلی یعنی در امتداد یک ردیف شلوغ یا پر حرکت کردن ( بالا رفتن ) و سپس در امتداد ردیف پر شده ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متنی که نوشتم اشتباه گرامری داره!! بعد از would شکل ساده ی فعل باید بیاد: When i would start going on about the sea, about my dream. . . she would st ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

اعمال شنیع Hey history, may your pen break, if you do not write for the sake of your unseen heaven, what atrocities they brought upon us!!!!! هی تاری ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

اعمال شنیع و خشونت آمیز Hey history, may your pen break, if you do not write for the sake of your unseen heaven, what atrocities they brought upon us ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

قربانی، نذر A quiet sky. Six more of my own children ( though no blood of my own ) met the blade this morning. I wept as at the slaughter of the iss ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کارکنان، پرسنل، خدمه. همچنین به معنای کار کردن ( به عنوان کارمند ) اداره کردن، مسئولیت بر عهده داشتن ( توسط کارکنان ) ?Who will staff the office to ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کشیدن، با خود کشیدن و بردن، به دنبال خود کشیدن، یدک کشیدن، بکسل کردن. کشش، فشار همچینین به معنای تلاش کردن و تقلای شدید هم هست The massive container ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٣

Overwhelming odds این عبارت موقعی به کار می ره که احتمالات بسیار ناچیزی برای پیروزی و موفقیت وجود داره و به طور کلی شرایط بسیار دشوار است. The smal ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی جملات ( در نزدیکی سواحل ) معنی می ده. Carrier USS George H. W Bush operating off southern Africa as Iranian Blockade Begins ناو هواپیما بر آ ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ - کنترل، نگهداری، مراقبت، حفاظت، سرپرستی، قیمومت، امانت، حضانت. ۲ - بازداشت، توقیف Have custody این عبارت به معنای داشتن کنترل، حضانت و. . . روی ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

۱ - شکست دادن، چیره شدن، سرکوب کردن، منکوب کردن، از پا انداختن، از توان انداختن، در هم کوبیدن، در هم شکستن، تحت فشار قرار دادن، مضطرب و پریشان کردن ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

ناو هواپیما بر Carrier USS George H. W Bush operating off southern Africa as Iranian Blockade Begins در حالی که محاصره دریایی ایران شروع شده است، نا ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مزایا، اعتبار پرداختی، حق، استحقاق Social entitlements مزایای اجتماعی Social Security entitlements are a major part of the government’s budget مزایای ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
١

Entitle ۱ - نامیدن، نام گذاری کردن، عنوان دار کردن، دارای عنوان کردن The film is entitled ( The last frontier ) این فیلم ( آخرین مرز ) نام دارد. So ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٢

باقی مانده. I only have a little time left فقط کمی زمان برایم باقی مانده. There wasn t much food left after the party بعد از مهمانی غذای باقی نماند ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اهمیت قائل شدن We place great importance on customer satisfaction ما اهمیت زیادی برای رضایت مشتری قائل هستیم. The company places a high importance ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نشان، نشانه، علامت، نماد He clarifies that the gift is a token of his appreciation for their ongoing partnership with the ofg plant او تأکید کرد که ا ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سپاسگزاری، تشکر، قدردانی، پاس، شکرانه El Gringo says goodbye, but first he clarifies that the gift is intended as recognition of how much he values d ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

۱ - دراز کردن، جلو آودن ( هم معنی با reach ) The shopkeeper held out the change to me صاحب مغازه بقیه پول را به سمتم دراز کرد. The man tightens the ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

متمایز، نمایانگر، نشانگر، شاخص، مشخص کننده، ویژه، خاص He has a very distinctive voice او صدای بسیار متمایزی دارد ( صدای بسیار خاصی دارد ) The dish ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ - تمایز، فرق، تفاوت There is a clear distinction between fact and opinion بین واقعیت و نظر شخصی تمایز روشنی وجود دارد. The distinction between ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ - شیار، ۲ - شیار دار کردن، ۳ - شخم زدن ۴ - چین و چروک، در حالت فعل هم چروکیده کردن، چروک دار شدن His house is fairly isolated. The closest neighbo ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

۱ - وقت تلف کردن، ول چرخیدن Stop screwing around and get back to work انقدر ول نچرخ ( وقت تلف نکن ) و برگرد سر کارت ۲ - رابطه ی جنسی داشتن داشتن با ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٣

در واقع این ساختار موقعی به کار می ره که فاعل مستقیما کاری رو خودش انجام نمی ده، بلکه شخص دیگه ای اون کار رو انجام می ده. I m actually just negotia ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

Put in a request درخواست ثبت کردن، درخواست کردن I put in a request for two weeks of vacation برای دو هفته مرخصی درخواست دادم. She put in a request ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

از بر خواندن، از حفظ گفتن، شرح دادن، برشمردن، باز گو کردن، گفتن مترادف با rehearse که اون هم یکی از معانیش: بازگو کردن، برشمردن و شرح دادن هستش

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

زنگ زدن، تماس گرفتن I ll give the specialists another call tomorrow and have them come in to examine the sheeps فردا دوباره به متخصص ها زنگ می زنم و ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

کمین کردن، پنهان شدن، مخفی شدن، نهفته ماندن، در کمون بودن His gaze is opaque, as though behind the impossiblity of uttering words madness lurks ( T ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به هم پیوسته، در هم تنیده On his forehead, an interlocking ( T ) and ( V ) have been branded with hot iron روی پیشانی اش، حروف به هم پیوسته ی تجاری ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گامی به عقب برداشتن، عقب نشینی کردن Egmont wants to go into the cage, but stops himself. The lion moves, looks at him, and he takes a step back. اگم ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همون معنی نو و تازه رو می ده He s wearing jeans that appear brand new, a shirt that s too clean شلوار جینی که ظاهرا نو است و پیراهنی بسیار تمیز پوشی ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٤

خوردن ( فلز و. . . ) ، فرسودن، تحلیل بردن یا رفتن، دچار فرسایش گردن، ساییدن، از بین رفتن یا بردن Her voice is nervy, but beneath it he senses a tire ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

علی الخصوص، به ویژه I will not support of this plan, even more so after this briefing از این طرح حمایت نخواهم کرد، مخصوصا بعد از این جلسه ی توجیهی

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سر هم کردن، گردآوردی کردن، ساختن Senor urami says that this folder was put together especially for him, so he could show it to the people at the pro ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

سطحی، ظاهری With his finger, he points to a very white skin. He says it s one of the most valuable skins, though a large percentage had to be discar ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مسلم، قطعی، بی چون و چرا Senor urami talks, recites, as though he was revealing a series of indisputable truths to a large audience سینیور یورامی شر ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

دوباره تاکید/ تصریح کردن He thinks that she needs to reaffirm reality through words, as though words created and maintain the world in which she liv ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

به هم زدن، نقش بر آب کردن، آشفته کردن، پریشان کردن He observes him, sees the disconcerted look on his face and, guessing his thoughts, says that tha ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یکی از معانی متعدد این لغت: نسخه، کپی The office is simple, sleek, but on the wall hangs a cheap reproduction of michelangelo s THE LAST JUDGEMENT د ...